ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | |||||
3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ترغیب به ذکر خداوند برای کسی که بر مرکبش سوار میشود
4471-3113- (1) (حسن صحیح) عَنْ أَبِی لَاسٍ الْخُزَاعِیِّ س قَالَ: حَمَلَنَا رَسُولُ اللَّهِ ج عَلَى إِبِلٍ مِنْ إِبِلِ الصَّدَقَةِ بُلَّح، فَقُلْنَا: یَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا نَرَى أَنْ تَحْمِلَنَا هَذِهِ. قَالَ: «مَا مِنْ بَعِیرٍ إِلَّا فِی ذِرْوَتِهِ شَیْطَانٌ، فَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ ﻷ إِذَا رَکِبْتُمُوهَا کَمَا أَمَرَکُم الله، ثُمَّ امْتَهِنُوهَا لِأَنْفُسِکُمْ، فَإِنَّمَا یَحْمِلُ اللَّهُ ﻷ».
رواه أحمد والطبرانی، وابن خزیمة فی «صحیحه»[1].
از ابو لاس خزاعی س روایت است که رسول الله ج ما را بر شتر صدقه که ضعیف بود، سوار نمود؛ گفتیم: ای رسول الله ج فکر نمیکنیم که این ما را سواری دهد. رسول الله ج فرمود: «شتری نیست مگر اینکه بر کوهان او شیطانی قرار دارد پس هرگاه خواستید بر آنها سوار شوید، خداوند را چنانکه به شما امر نموده، یاد کنید، سپس آنها را برای خود به کار گیرید، زیرا این خداوند است که [شتر را قادر به] حمل میکند».
قوله: (بلح) به ضم باء و تشدید لام؛ یعنی: شتر خسته شده و ناتوان از حرکت؛ گفته میشود: (بلح الرجل) به تخفیف لام و تشدید آن؛ زمانی که فرد خسته و ناتوان شده و قادر به حرکت نیست.
و اسم أبی لاس عبدالله بن غنمة[2] و گفته شده: زیاد میباشد. وی دو حدیث از رسول الله ج روایت نموده که یکی از آنها همین حدیث میباشد.
4472-3114-(2) (حسن صحیح) وَعَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ بنِ عَمرٍو الأَسلَمِی؛ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ یَقُولُ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ج یَقُولُ: «عَلَى ظَهْرِ کُلِّ بَعِیرٍ شَیْطَانٌ، فَإِذَا رَکِبْتُمُوهَا فَسَمُّوا اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ، ثُمَّ لَا تُقَصِّرُوا عَنْ حَاجَاتِکُمْ».
رواه أحمد والطبرانی وإسنادهما جید.
از محمد بن حمزة بن عمرو الأسلمی روایت است: وی از پدرش شنیده که میگفت: از رسول الله ج شنیدم که فرمود: «بر هر شتری شیطانی است، پس هرگاه بر آنها سوار شدید خداوند را یاد کنید و در بر آورده کردن نیازهایتان کوتاهی نکنید».
4473-1815- (1) (ضعیف) وَرُوِیَ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ ب: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ج أَرْدَفَهُ عَلَى دَابَّتِهِ، فَلَمَّا اسْتَوَى عَلَیْهَا کَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ج ثَلاثًا، وَحَمِدَ اللَّهَ ثَلاثًا، وَسَبَّحَ اللَّهَ ثَلاثًا، وَهَلَّلَ اللَّهَ وَاحِدَةً، ثُمَّ اسْتَلْقَى[3] عَلَیْهِ فَضَحِکَ، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَیَّ فَقَالَ: «مَا مِنِ امْرِئٍ یَرْکَبُ دَابَّتَهُ فَصَنَعُ مَا صَنَعْتُ؛ إِلا أَقْبَلَ اللَّهُ ﻷ إِلَیْهِ فَضَحِکَ إِلَیْهِ [کَمَا ضَحِکْتُ إِلَیْکَ][4]».
رواه أحمد.
4474-1816- (2) (ضعیف) وَعَنْ عُقْبَةِ بْنِ عَامِرٍ س قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ج: «مَا مِنْ رَاکِبٍ یَخْلُو فِی مَسِیرِهِ بِاللهِ وَذِکْرِهِ؛ إِلَّا رَدِفَهُ مَلَکٌ، وَلَا یَخْلُو بِشِعْرٍ وَنَحْوِهِ؛ إِلَّا رَدِفَهُ شَیْطَانٌ».
رواه الطبرانی بإسناد حسن[5].
45 ـ (الترهیب من استصحاب الکلب والجرس فی سفر وغیره)
([1]) قلت: وعلقه البخاری فی "صحیحه"، انظر "مختصری لصحیح البخاری (1/ ص 434-242 معلق)"، وهو مخرج فی "الصحیحة" (2271).
([2]) قلت: وعلقه البخاری فی "صحیحه"، انظر "مختصری لصحیح البخاری (1/ ص 434-242 معلق)"، وهو مخرج فی "الصحیحة" (2271).
([3]) کذا الأصل تبعاً لـ "المسند"، و"جامع المسانید" (32/ 119) وکذلک فی "مجمع الزوائد" (10/ 131)، ولم یتبین لی المراد منه هنا.
([4]) زیادة من "المسند" (1/ 330)، و"مجمع الزوائد"، وأعله بضعف أبی بکر بن أبی مریم. ومع ذلک حسنه الجهلة، مغترین بقول الناجی: "ورواه بنحوه أبو داود و..." إلخ، ولیس عندهم: "ما من امرئ..." إلخ، وفیه علة أخرى وهی الانقطاع بین علی بن أبی طلحة وابن عباس.
([5]) کذا قال! وتبعه الهیثمی، وقلدهما الثلاثة، وفیه من العلل ثلاثة، بیانها فی "الضعیفة" (6688).