اهل سنت

آنچه در این وبلاگ مخالف قرآن و سنت بود دور بندازید. الله در قرآن میفرماید:(پس بندگانم را بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اینانند که خردمندانند». زمر، آیه 17 و 18

اهل سنت

آنچه در این وبلاگ مخالف قرآن و سنت بود دور بندازید. الله در قرآن میفرماید:(پس بندگانم را بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اینانند که خردمندانند». زمر، آیه 17 و 18

61- عبیدالله بن عُمر [بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطّاب عَدَوی] عُمری/[1] [متوفّای 147ه‍ . ق]

61- عبیدالله بن عُمر
[بن حفص بن عاصم بن عمر بن الخطّاب عَدَوی] عُمری
/[1]
[متوفّای 147ه‍ . ق]

حافظ ابن حجر عسقلانی در کتاب «تهذیب التهذیب»[2] گوید:

            وی، عبیدالله بن عمر بن حفص بن عاصم بن عمر بن خطّاب، عَدوی عُمری مَدَنی، ابوعثمان، و یکی از فقهای هفتگانه‌ی مدینه‌ی منوّره می‌باشد.

            از کسانی که عبیدالله بن عمر، از آن‌ها، به نقل روایت پرداخته است، می‌توان بدین بزرگان اشاره کرد:

            اُمّ خالد بنت خالد بن سعید بن عاص - این خانم، صحبت و همراهی با پیامبر ج نیز داشته است -، پدرش (عمر بن حفص بن عاصم)؛ دایی‌اش: خبیب بن عبدالرحمن؛ سالم بن عبدالله بن عمر؛ پسر سالم، یعنی ابوبکر بن سالم؛ نافع مولی ابن عمر؛ پسر نافع، یعنی عمر بن نافع؛ قاسم بن محمد بن ابوبکر؛ پسر قاسم، یععنی عبدالرحمن بن قاسم؛ سمی مولی ابوبکر بن عبدالرحمن بن حارث؛ ابوحازم بن دینار؛ سعید مقبری؛ عبادة بن ولید بن عبادة بن صامت؛ عبدالله بن دینار؛ ابوالزناد؛ عطاء بن ابی رباح؛ ثابت بنانی؛ محمد بن منکدر؛ محمد بن یحیی بن حبّان؛ یزید بن رومان؛ زهری؛ وهب بن کیسان و دیگران.

            و از شاگردانی که از عبیدالله بن عمر/، به نقل و روایت حدیث پرداخته‌اند، می‌توان این افراد را نام برد:

            برادرش: عبدالله؛ حُمید طویل - که یکی از اساتید وی به شمار می‌آید -؛ ایوب سختیانی - که پیش از عبیدالله بن عمر، وفات کرد - ؛ یحیی بن سعید انصاری - که از وی بزرگتر نیز بود - ؛ جریر بن حازم؛ حماد بن زید؛ حماد بن سلمة؛ سفیان ثوری؛ سفیان بن عیینة؛ شعبة؛ معمر بن راشد؛ زائدة؛ سفیان بن حسین؛ سلیمان بن بلال؛ حفص بن غیاث؛ خالد بن حارث؛ سلیم بن اخضر؛ عبّاد بن عبّاد؛ عبدالله بن ادریس؛ عبدالله بن مبارک؛ عبدالله بن نُمیر؛ عبدالأعلی بن عبدالأعلی؛ ابن جُریج؛ ابواسحاق فزاری؛ عبدالعزیز ماجشون؛ دراوردی؛ معتمر بن سلیمان؛ وُهیب؛ یحیی بن ابی زائدة؛ یحیی قطّان؛ ابوخالد احمر؛ عبدالوهاب ثقفی؛ عقبة بن خالد سکونی؛ عیسی بن یونس؛ علی بن مسهر؛ عبدة بن سلیمان؛ فضل بن موسی سینانی؛ قاسم بن یحیی بن عطاء بن مقدّم؛ لیث بن سعد؛ اسماعیل بن زکریا خلقانی؛ ابوضمرة انس بن عیاض؛ ابواُسامة؛ حماد بن مَسْعدة؛ عبدالرحیم بن سلیمان؛ محمد بن بشر عبدی؛ محمد بن عبید طنافسی؛ عبدالرزاق بن همّام و دیگران.

            عبدالله بن احمد، به نقل از یحیی بن معین گوید: «عبیدالله بن عمر، من الثقات»؛ «عبیدالله بن عمر، یکی از راویان مؤثق و قابل اعتماد است».

            نسایی گوید: «ثقةٌ ثبتٌ»؛ «عبیدالله بن عمر، فردی ثقه و مورد اعتماد و مطمئن و معتبر و امانت دار و درستکار می‌باشد».

            ابوزرعة و ابوحاتم گفته‌اند: «ثقة»؛ «وی، روایت کننده‌ای مورد وثوق و قابل اعتماد است».

            هیثم بن عدی گوید: «مات سنة سبع واربعین ومائة»؛ «عبیدالله، به سال 147 ه‍ . ق درگذشت و به رحمت ایزدی پیوست».

            ولی عروة بر این باور است که وی به سال 144 یا 145 ه‍ . ق وفات کرد و چهره در نقاب خاک کشید.

            ابن منجویة گوید: «کان من سادات اهل المدینة وأشراف قریش فضلاً وعلماً وعبادةً وشرفاً وحفظاً واتقاناً»؛ «عبیدالله بن عمر، از لحاظ فضل و برتری، علم و دانش، حکمت و فرزانگی، عبادت و پارسایی، زهد و پرهیزگاری، دینداری و خداترسی، شرافت و نجابت، بزرگواری و احترام، حفظ و ضبط، مهارت و خبرگی، استادی و زبردستی، شایستگی و توانایی و کاردانی و تخصّص، از بزرگان و پیشاهنگان اهل مدینه و از طلایه داران و پیشگامان قریش بود».

            حافظ ابن حجر عسقلانی گوید: سخن ابن منجویه، فرازی از سخنان ابن حبّان، در کتاب «الثقات» وی می‌باشد.

            احمد بن صالح گوید: «ثقة، ثبت، مأمون، لیس احدٌ أثبت فی حدیث نافع منه»؛ «عبیدالله بن عمر، روایت کننده‌ای مؤثق و قابل اعتماد، مطمئن و معتبر، امانت دار و درستکار، شرافتمند و صادق می‌باشد؛ به گونه‌ای که نسبت به احادیث و روایات نافع، کسی از او، مطمئن‌تر و معتبرتر و وفادارتر و صادق‌تر وجود ندارد».

            یحیی بن معین گوید: «لم یسمع من ابن عمر»؛ «عبیدالله بن عمر، از ابن عمرب حدیثی را سماع نکرده است».

            و همچنین یحیی بن معین در جایی دیگر گفته است: «ثقة، حافظ، متّفق علیه»؛ «عبیدالله بن عمر، فردی مؤثق و قابل اعتماد و حافظ و ضابط می‌باشد که تمامی علماء و صاحب نظران اسلامی، بر وثاقت، امانت، صداقت، اعتبار، شرافت و درستی وی، اتفاق نظر دارند».

            ناگفته نماند که عبیدالله بن عمر/، از آن دسته از راویان و محدّثانی نیز می‌باشد که بخاری، مسلم، ترمذی، ابوداود، نسایی و ابن ماجه، از وی حدیث روایت نموده‌اند.

            و در کتاب «جامع المسانید»[3]، چنین آمده است: ناچیزترین بندگان خدا (ابوالمؤید محمد بن محمود خوارزمی) گوید: «و مع جلالة قدره، یروی عن الامام ابی حنیفة فی هذه المسانید»؛ «عبیدالله بن عمر - با وجود این که از شأن و جایگاهی بس والا و بالا برخوردار است - باز هم در این مسانید، به نقل روایت از امام ابوحنیفه/ پرداخته است».

            علامه محمد بن یوسف صالحی دمشقی شافعی در کتاب «عقود الجمان»[4]، عبیدالله بن عمر را در شمار روایت کنندگان از امام اعظم ابوحنیفه/ ذکر کرده است.

            و همچنین حافظ ابن بزّاز کردری نیز در کتاب «المناقب»[5]، وی را در زمره‌ی راویان مدینه‌ی منوره ذکر کرده که به نقل روایت از امام ابوحنیفه/ پرداخته‌اند، معرّفی نموده است.

نگارنده‌ی سطور گوید:

                عبیدالله بن عمر عدوی عُمری/، در موارد ذیل (از کتاب «الجامع الصحیح» بخاری) با دو واسطه، استاد امام محمد بن اسماعیل بخاری/ به شمار می‌آید؛ و این موارد عبارتند از:

* در باب «البکاء من خشیة الله»[6]

            «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَشَّارٍ، حَدَّثَنَا یَحْیَى، عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ، قَالَ: حَدَّثَنِی خُبَیْبُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ حَفْصِ بْنِ عَاصِمٍ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: سَبْعَةٌ یُظِلُّهُمُ اللَّهُ: رَجُلٌ ذَکَرَ اللَّهَ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ »(ح 6479)

            «محمد بن بشار، از یحیی، از عبیدالله بن عمر، از خُبیب بن عبدالرحمن، از حفص بن عاصم، از ابوهریرهس برای ما روایت کرده که رسول خدا ج فرمودند: «هفت نفر هستند که خداوند، آنان را در روز رستاخیز در سایه‌ی خود پناه می‌دهد؛ یکی از آن‌ها، کسی است که خدا را یاد می‌کند و از چشمانش، اشک جاری می‌شود».

* در باب «بابٌ فی الحوض»[7]

            «حَدَّثَنَا مُسَدَّدٌ، حَدَّثَنَا یَحْیَى، عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ، حَدَّثَنِی نَافِعٌ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمَا، عَنِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «أَمَامَکُمْ حَوْضٌ کَمَا بَیْنَ جَرْبَاءَ وَأَذْرُحَ»»(ح 6577)

            «مُسدّد، از یحیی، از عبیدالله بن عمر، از نافع، از ابن عمرب برای ما روایت کرده که آن حضرت ج فرمودند: «در جلو شما، حوضی قرار دارد که بزرگی آن، به مسافت میان شهرهای جرَرباء و اَذرُح است».

* در باب «بابٌ فی الحوض»[8]

            «حَدَّثَنِی إِبْرَاهِیمُ بْنُ المُنْذِرِ، حَدَّثَنَا أَنَسُ بْنُ عِیَاضٍ، عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ، عَنْ خُبَیْبِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ حَفْصِ بْنِ عَاصِمٍ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: «مَا بَیْنَ بَیْتِی وَمِنْبَرِی رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الجَنَّةِ، وَمِنْبَرِی عَلَى حَوْضِی»»(ح 6588)

            «ابراهیم بن منذر، از انس بن عیاض، از عبیدالله بن عمر، از خُبیب، از حفص بن عاصم، از ابوهریرهس برای ماروایت کرده که رسول خدا ج فرمودند: «میان خانه و منبرم، بوستانی از بوستان‌های بهشت است؛ و منبرم، بر سر حوض من قرار دارد».

* در باب «کراهیة الصلاة فی المقابر»[9].

* در باب «نوم الرجال فی المسجد»[10].

* در باب «الحلق والجلوس فی المسجد»[11].

* در باب «الصلاة الی الراحلة والبعیر والشجر والرحل»[12].

* در باب «الصلاة بعد الفجر حتّی ترتفع الشمس»[13].

* در باب «من جلس فی المسجد ینتظر للصلاة؛ وفضل المساجد»[14].

* در باب «اذا حضر الطعام وأقیمت الصلاة»[15].

* در باب «رفع الیدین اذا قام من الرکعتین»[16].

* در باب «وجوب القراءة للامام والمأموم فی الصلوات کلّها فی الحضر والسفر ومایجهر فیها وما یخافت»[17].

            به هر حال، روایات «عبیدالله بن عمر عَدوی عمری/»، در کتاب «الجامع الصحیح» امام محمد بن اسماعیل بخاری/، در بیشتر از 95 مورد آمده است.




[1]-           بیوگرافی «عبیدالله بن عمر عَدوی عُمری» را در این منابع دنبال کنید:

      «التاریخ الکبیر»؛ امام بخاری 3/1/393؛ «رجال صحیح البخاری»، کلاباذی 2/704؛ «الجرح و التعدیل»، رازی 5/326؛ «سیر اعلام النبلاء»، حافظ ذهبی 6/304؛ «شذرات الذهب»، ابن عماد 1/219؛ «کتاب الثقات»، ابن حبان 7/149؛ «الکاشف»، حافظ ذهبی 2/231؛ «تقریب التهذیب»، ابن حجر عسقلانی 1/637 ؛ «تهذیب الکمال»، حافظ مزّی 12/246؛ «خلاصة تهذیب الکمال»، خزرجی ص 213؛«طبقات الحفّاظ»، حافظ سیوطی، ص77، «الجمع بین رجال الصحیحین»، مقدسی 1/302

[2]-           «تهذیب التهذیب» 7/35 و 36

[3]-           «جامع المسانید» 2/512

[4]-           «عقود الجمان»؛ ص 129

[5]-           «المناقب»، کردری 2/219

[6]-           «الجامع الصحیح»، امام بخاری 2/959

[7]-           همان 2/974

[8]-           همان 2/975

[9]-           همان 1/62

[10]-        همان 1/63

[11]-        همان 1/68

[12]-        همان 1/72

[13]-        همان 1/82

[14]-        همان 1/91

[15]-        همان 1/92

[16]-        همان 1/102

[17]-        همان 1/104

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد