294- باب: نهی مرد و زن از رنگ کردن مو به رنگ سیاه
1645- عن جابرٍt قَالَ: أُتِیَ بِأَبِی قُحَافَةَ والِدِ أَبی بَکْرٍ الصِّدِّیقِ$، یَومَ فَتْحِ مَکَّةَ وَرَأسُهُ وَلِحْیَتُهُ کَالثَّغَامَةِ بَیَاضاً. فَقَالَ رَسُولُ اللهِr: «غَیِّرُوا هَذَا وَاجْتَنِبُوا السَّوَادَ». [روایت مسلم]([1])
ترجمه: جابرt میگوید: روز فتح مکه، ابوقحافه، پدر ابوبکر$ را آوردند و سر و ریشِ او مانند گیاه "درمنه" سفید بود. رسولاللهr فرمود: «این را تغییر دهید و از رنگ سیاه بپرهیزید».
شرح
مولف/ در باب حرام بودن شبیه کردن خود به شیطان و کافران، حدیثی بدین مضمون آورده است که ابوهریرهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «یهود و نصارا- موهای خود را- رنگ نمیکنند؛ شما بر خلاف آنان عمل کنید»؛ یعنی موهای خود را رنگ نمایید. روایت جابرt تأییدی بر همین معناست؛ جابرt میگوید: روز فتح مکه، ابوقحافه، پدر ابوبکر$ را آوردند و سر و ریشِ او مانند گیاه "درمنه" سفید بود. رسولاللهr فرمود: «این را تغییر دهید و از رنگ سیاه بپرهیزید». لذا درمییابیم که بهتر است که انسان موهای سفیدش را رنگ کند؛ البته غیر از رنگ سیاه؛ مثلاً با حنا، زرد میشود یا با آمیختهای از "وسمه" و حنا بهرنگ قهوهای تیره و سوخته درمیآید؛ اما با وسمه بهتنهایی، سیاه میگردد. رسولاللهr فرمود: «از رنگ سیاه بپرهیزید»؛ لذا از سیاه کردن موها منع شده است؛ زیرا چهرهی انسان را بهکلّی عوض میکند و او را جوان، جلوه میدهد و این، بر خلاف فطرت اللهU و قانون الهی در آفریدههایش میباشد؛ چون قاعدتاً هرچه از عمر انسان میگذرد، موهایش سفید میشود و سیاهیِ موهایش از میان میرود؛ پیامبرr فقط از رنگ سیاه نهی فرمود؛ البته استفاده از رنگهایی که مخصوص زنان کفار است، ناروا میباشد و برای زنان مسلمان جایز نیست که از چنین رنگهایی استفاده کنند؛ زیرا مسلمان، از شبیه کردن خود به کافران نهی شده است.
([1]) صحیح مسلم، ش: 2102.
293- باب: نهی از شبیه کردن خود به شیطان و کافران
1642- عن جابرٍt قَالَ: قَالَ رسولُ اللهِr: «لا تَأکُلُوا بِالشِّمَالِ، فَإنَّ الشَّیْطَانَ یَأکُلُ بِالشِّمَالِ». [روایت مسلم]([1])
ترجمه: جابرt میگوید: رسولاللهr فرمود: «با دست چپ چیزی نخورید؛ زیرا شیطان با دست چپش میخورَد».
1643- وعن ابن عمرَ$ أنَّ رسُولَ اللهr قَالَ: «لا یَأکُلَنَّ أَحَدُکُمْ بِشِمَالِهِ، وَلا یَشْرَبَنَّ بِهَا، فَإنَّ الشَّیْطَانَ یَأْکُلُ بِشِمَالِهِ وَیَشْرَبُ بِهَا». [روایت مسلم]([2])
ترجمه: ابنعمر$ میگوید: رسولاللهr فرمود: «هیچیک از شما با دستِ چپش نخورد و نیاشامد؛ زیرا شیطان با دست چپش میخورد و میآشامد».
1644- وعن أَبی هریرةَt أنَّ رسُولَ اللهِr قَالَ: «إنَّ الیَهُودَ وَالنَّصَارى لا یَصْبغُونَ، فَخَالِفُوهُمْ». [متفق علیه]([3])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «یهود و نصارا- موهای خود را- رنگ نمیکنند؛ شما بر خلاف آنان عمل کنید».
[نووی: منظور از رنگ کردن، رنگ کردن ریش و موی سفید به رنگ زرد یا قرمز میباشد؛ اما همانگونه که انشاءالله تعالی در باب بعدی ذکر خواهیم کرد، از رنگ کردن به رنگ سیاه نهی شده است.]
شرح
مولف/ میگوید: «باب: نهی از شبیه کردن خود به شیطان و کافران».
شیطان، رأس کفر است؛ همانگونه که الله متعال میفرماید:
﴿وَإِذۡ قُلۡنَا لِلۡمَلَٰٓئِکَةِ ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ فَسَجَدُوٓاْ إِلَّآ إِبۡلِیسَ أَبَىٰ وَٱسۡتَکۡبَرَ وَکَانَ مِنَ ٱلۡکَٰفِرِینَ ٣٤﴾ [البقرة: ٣٤]
و زمانی (را یادآوری کن) که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید؛ پس همه سجده کردند، مگر ابلیس که سر باز زد و سرکشی کرد و در زمرهی کافران قرار گرفت.
آندسته از انسانهایی که کافرند، دشمنان الله و دوستان شیطان هستند؛ همانگونه که الله متعال میفرماید:
﴿ٱللَّهُ وَلِیُّ ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ یُخۡرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِۖ وَٱلَّذِینَ کَفَرُوٓاْ أَوۡلِیَآؤُهُمُ ٱلطَّٰغُوتُ یُخۡرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِ﴾ [البقرة: ٢٥٧]
الله، یاور و کارساز مؤمنان است؛ آنان را از تاریکیها(ی کفر و شرک) به سوی نور هدایت میکند. اما اولیای کسانی که کفر ورزند، معبودان باطل و طغیانگرانی هستند که آنها را از نورِ (حق و هدایت) به تاریکیها(ی کفر و تردید) میکشانند.
خود را شبیه کردن به شیطان و کافران بدین معناست که انسان، کارهای آنها را انجام دهد یا لباسی را بپوشد که ویژهی آنهاست یا خود را به شکل و قیافهی آنها درآورد؛ چه بهقصد باشد و چه بدون قصد. لذا پوشیدن لباسی که گفته میشود: لباس کافران است، حرام میباشد؛ زیرا بر مسلمان حرام است که خود را شبیه کافران بگرداند.
همچنین بر مسلمان حرام است که کارهای شیطان را انجام دهد؛ اما از آنجا شیطان که در جهان غیب زندگی میکند و ما او را نمیبینیم، تنها اطلاعاتی که از کارهایش داریم، همان مواردیست که پیامبرr برای ما بیان فرموده است؛ همانگونه که در حدیث ابنعمر$ آمده است: رسولاللهr فرمود: «هیچیک از شما با دستِ چپش نخورد و نیاشامد؛ زیرا شیطان با دست چپش میخورد و میآشامد».
پیامبرr در این حدیث از خوردن و نوشیدن با دست چپ نهی نود و علتش را چنین بیان فرمود که «شیطان با دست چپش میخورد و میآشامد» و ما از پیروی شیطان نهی شدهایم؛ همانگونه که الله متعال میفرماید:
﴿یَٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَٰتِ ٱلشَّیۡطَٰنِۚ وَمَن یَتَّبِعۡ خُطُوَٰتِ ٱلشَّیۡطَٰنِ فَإِنَّهُۥ یَأۡمُرُ بِٱلۡفَحۡشَآءِ وَٱلۡمُنکَرِ﴾ [النور : ٢١]
ای مؤمنان! از گامهای شیطان پیروی نکنید. و هر کس از گامهای شیطان پیروی کند، بداند که شیطان به کارهای بسیار زشت و ناپسند فرمان میدهد.
این حدیث بیانگر حرام بودن خوردن و نوشیدن با دست چپ است و نشان میدهد که هرکس با دست چپش بخورد یا بنوشد، شبیه شیطان که دشمن ما و دشمن خداست، عمل کرده است.
شگفتا از کسانی که از غرب و فرهنگ غربی اثر گرفته و بهپیروی از پیشوای کافران، شیطان ملعون با دست چپ خود میخورند و مینوشند؛ شگفتا از اینها که روش وپیامبرr را ترک گفته، به روش شیطان و کافران روی آوردهاند! گاه دیده میشود که برخی از افراد، در غذا خوردن رعایت میکنند و با دست راست غذا میخورند، اما لیوان را در دستِ چپ میگیرند و با دست چپ آب مینوشند؛ میگویند: دست راستِ ما چرب است و ناچاریم لیوان را در دستِ چپ بگیریم تا آلوده نشود؛ میگوییم: این، یک مسألهی ساده و مستحب نیست که از کنارِ آن بهسادگی بگذریم؛ زیرا آشامیدن با دست چپ، حرام است و آنچه حرام میباشد، فقط در ضرورت شدید و شرایط خاص و گریزناپذیر جایز میگردد و آلوده شدن یا چرب شدن لیوان، ضرورت نیست؛ بلکه امکانِ شستنِ لیوان وجود دارد. این، کار دشواری نیست؛ بهویژه امروزه که از لیوانهای یک بار مصرف استفاده میکنیم؛ اما شیطان، کارهای زشت را در نگاهِ انسان، زیبا جلوه میدهد. الله متعال میفرماید:
﴿أَفَمَن زُیِّنَ لَهُۥ سُوٓءُ عَمَلِهِۦ فَرَءَاهُ حَسَنٗاۖ فَإِنَّ ٱللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَآءُ وَیَهۡدِی مَن یَشَآءُ﴾ [فاطر: ٨]
آیا کسی که کردار زشتش در نظرش آراسته شده و آن را نیک میبیند (مانند مؤمن نیکوکار است)؟ بهیقین الله هر که را بخواهد، گمراه میکند و هرکه را بخواهد، هدایت میبخشد.
در هر حال خوردن و نوشیدن با دست چپ، حرام است؛ مگر آنکه به ضروت باشد؛ مثلاً دست راست انسان، شکسته یا فلج است و یا انگشت ندارد. در چنین شرایطی، خوردن و نوشیدن با دست چپ ایرادی ندارد؛ زیرا الله متعال در دین هیچگونه سختی و حرجی نگذاشته است. سلمه بن اکوعt میگوید: شخصی، نزد رسولاللهr با دست چپ خود، غذا خورد؛ پیامبرr به او فرمود: «با دست راستِ خود بخور». آن مرد گفت: نمیتوانم. پیامبرr فرمود: «هیچگاه نتوانی».([4]) این دعای پیامبرr بیانگر این است که غذا خوردن با دستِ چپ، حرام میباشد و چون کبر، آن مرد را از اطاعت بازداشت، پیامبرr چنین دعایی کرد و آن مرد از آن پس نمیتوانست دست راستش را به سوی دهانش بلند کند.
همچنین کسی که چیزی را با دستِ چپش میگیرد یا چیزی را با دست چپش به دیگران میدهد، شبیه شیطان عمل میکند؛ اما متأسفانه امروزه بسیاری از مردم- حتی اهل علم و مردمی که به نیکی و زهد مشهورند- اشیا را با دست چپ میگیرند یا به دیگران میدهند؛ این، بر خلاف ادب و آموزههای دینیست؛ بلکه به حُکم ادب و آموزههای دینی، دادن و گرفتن اشیا باید با دست راست انجام شود؛ مگر اینکه دست راستِ انسان، بند باشد؛ مثلاً کالای سنگینی در دست راست انسان است و جابهجاییِ آن و گذاشتنش در دست چپ دشوار باشد. ولی اگر میخواهیم به روش پیامبرr عمل کنیم، باید به چنین مواردی اهمیت دهیم.
***
([1]) صحیح مسلم، ش: 2019.
([2]) صحیح مسلم، ش: 2020.
([3]) صحیح بخاری، ش: (3462، 5889)؛ و صحیح مسلم، ش: 2103.
([4]) ر.ک: حدیث شمارهی 745. [مترجم]
292- باب: حرام بودن همانند شدنِ مردان به زنان و زنان به مردان در لباس و حرکت و سایر امور
1639- عن ابن عباسٍ$ قَالَ: لَعَنَ رسُولُ اللهِr المُخَنَّثِینَ مِنَ الرِّجَالِ، وَالمُتَرَجِّلاَتِ مِنَ النِّسَاءِ.
وفی روایةٍ: لَعَنَ رَسُولُ اللهِr المُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بالنِّسَاءِ ، والمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بالرِّجَالِ. [روایت بخاری]([1])
ترجمه: ابنعباس$ میگوید: رسولاللهr بر مردانی که خود را به شکل زنان درمیآورند و بر زنانی که خود را شبیه مردان میسازند، لعنت فرستاد.
در روایتی دیگر، الفاظ دیگری آمده که به همین مضمون است.
1640- وعن أَبی هریرةَt قَالَ: لَعَنَ رسُولُ اللهr الرَّجُلَ یَلْبَسُ لِبْسَةَ المَرْأَةِ، والمَرْأَةَ تَلْبِسُ لِبْسَةَ الرَّجُلِ. [روایت ابوداود با اِسنادِ صحیح]([2])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: رسولاللهr بر مردی که لباس زنانه میپوشد و بر زنی که مانند مردان لباس بپوشد، لعنت فرستاد.
1641- وعنه قَالَ: قَالَ رسولُ اللهr: «صِنْفَانِ مِنْ أهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا: قَومٌ مَعَهُمْ سِیَاطٌ کَأذْنَابِ البَقَرِ یَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ، وَنِسَاءٌ کَاسِیَاتٌ عَارِیَاتٌ مُمِیلاَتٌ مَائِلاَتٌ، رُؤُوسُهُنَّ کَأَسْنِمَةِ البُخْتِ المائِلَةِ لا یَدْخُلْنَ الجَنَّةَ، وَلا یَجِدْنَ رِیحَهَا، وإنَّ رِیحَهَا لَیُوجَدُ مِنْ مَسِیرَةِ کَذَا وَکذَا». [روایت مسلم]([3])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «دو گروه از دوزخیان هستند که آنها را ندیدهام: گروهی که تازیانههایی چون دُم گاو با خود دارند و با آن مردم را میزنند. و (گروه دوم:) زنانِ نیمبرهنهای که لباس دارند، اما در حقیقت برهنهاند و از راه درست- و از مسیر اطاعت پروردگار- منحرف هستند و دیگران را نیز به انحراف و فتنه میکشانند؛ سرهایشان را مانند کوهان شتر برآمده میسازند؛ اینها وارد بهشت نمیشوند و بوی بهشت به مشامشان نمیرسد؛ در حالی که بوی بهشت از مسافتی دور احساس میشود».
شرح
نووی/ بابی بدین عنوان گشوده است: «حرام بودن همانند شدنِ مردان به زنان و زنان به مردان در لباس و حرکت و سایر امور»؛ زیرا الله متعال به هر یک از جنس زن و مرد، ویژگیهای خاصی داده است؛ از اینرو زنها در آفرینش و دین و اخلاق و سایر موارد، تفاوتهایی با مردها دارند و و مردها نیز از لحاظ جسمی، خُلق و خوی و رفتار و امثال آن با زنها متفاوتند؛ در نتیجه کسی که میکوشد زنان را همسان مردان و مردان را مانند زنان قرار دهد، به رویارویی با قدرت و شریعت الاهی برخاسته است؛ زیرا در آنچه اللهU آفریده یا مشروع گردانیده، حکمتهاست و خَلق و شرع الهی، بیحکمت نیست. به همین سبب در متون و دادههای دینی وعید شدیدی در اینباره وارد شده است؛ تا حدّی که رسولاللهr بر مردانی که خود را به شکل زنان درمیآورند و بر زنانی که خود را شبیه مردان میسازند، لعنت فرستاده است. لعن و نفرین، به معنای دوری و محرومیت از رحمت الهیست؛ از اینرو مردی که لباس زنانه بپوشد یا از پوشش زنانه بهویژه لباس ابریشمی و طلا استفاده کند یا همانند زنان سخن بگوید و مثلِ زنها راه برود، به زبان بهترین و برگزیدهترین بندهی خدا، محمد مصطفیr، نفرین شده است؛ همچنین زنی که خود را شبیه مردان بسازد و در نحوهی لباس پوشیدن، حرف زدن و راه رفتن، خود را شبیه مردان بگرداند، ملعون و نفرینشده میباشد؛ چنانکه در حدیث ابنعباس$ بدین نکته تصریح شده است.
سپس مولف/ حدیثی آورده است که ابوهریرهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «صِنْفَانِ مِنْ أهْلِ النَّارِ لَمْ أَرَهُمَا: قَومٌ مَعَهُمْ سِیَاطٌ کَأذْنَابِ البَقَرِ یَضْرِبُونَ بِهَا النَّاسَ»؛ یعنی: «دو گروه از دوزخیان هستند که آنها را ندیدهام: گروهی که تازیانههایی چون دُم گاو با خود دارند و با آن مردم را میزنند». این وعید دربارهی کسانیست که مردم را بیدلیل و بهناحق میزنند؛ ولی اگر شلاق زدن بهحق باشد، مشمول این وعید نیست؛ همانگونه که الله متعال میفرماید:
﴿ٱلزَّانِیَةُ وَٱلزَّانِی فَٱجۡلِدُواْ کُلَّ وَٰحِدٖ مِّنۡهُمَا مِاْئَةَ جَلۡدَةٖۖ وَلَا تَأۡخُذۡکُم بِهِمَا رَأۡفَةٞ فِی دِینِ ٱللَّهِ إِن کُنتُمۡ تُؤۡمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلۡیَوۡمِ ٱلۡأٓخِرِ﴾ [النور : ٢]
هر زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید و اگر به الله و روز قیامت ایمان دارید، نباید در دین الله نسبت به آندو دچار دلسوزی شوید.
ولی کسی که مردم را بهناحق میزند، دوزخیست. پیامبرr در این حدیث در معرفیِ دومین گروهِ دوزخی فرمود: «وَنِسَاءٌ کَاسِیَاتٌ عَارِیَاتٌ مُمِیلاَتٌ مَائِلاَتٌ، رُؤُوسُهُنَّ کَأَسْنِمَةِ البُخْتِ المائِلَةِ لا یَدْخُلْنَ الجَنَّةَ، وَلا یَجِدْنَ رِیحَهَا، وإنَّ رِیحَهَا لَیُوجَدُ مِنْ مَسِیرَةِ کَذَا وَکذَا»؛ یعنی: «و (گروه دوم:) زنانِ نیمبرهنهای که لباس دارند، اما در حقیقت برهنه و عشوهگرند و (از اطاعت پروردگار رویگردان هستند و) دیگران را نیز در فتنه میاندازند؛ سرهایشان را مانند کوهان شتر برآمده میسازند؛ اینها وارد بهشت نمیشوند و بوی بهشت به مشامشان نمیرسد؛ در حالی که بوی بهشت از مسافتی دور احساس میشود».
«کَاسِیَاتٌ عَارِیَاتٌ»؛ یعنی لباس دارند، اما از لباس تقوا، عاریاند؛ همانگونه که الله متعال میفرماید:
﴿وَلِبَاسُ ٱلتَّقۡوَىٰ ذَٰلِکَ خَیۡرٞ﴾ [الأعراف: ٢٦]
و لباس تقوا بهتر است.
لذا این حدیث، هم شامل زنانی میشود که لباس نازک یا تنگ و بدننما میپوشند و هم شامل زنان بدکاریست که هرچند لباس فراخ بهتن دارند، اما از لباس تقوا و پرهیزگاری محروم و عاریاند. همچنین عبارت «کَاسِیَاتٌ عَارِیَاتٌ» به زنان نیمبرهنهای تعبیر شده است که لباسهایشان تنگ و کوتاه، یا نازک و بدننماست.
«مُمِیلاَتٌ مَائِلاَتٌ»؛ یعنی: زنان عشوهگری که با طنازی و آرایشهای عجیب و غریب، دچار فتنه شده و با خودآرایی و استعمال انواع وسایل آرایشی، در انظار عمومی عرض اندام میکنند و با انحرافی که خود دارند، دیگران را نیز منحرف میگردانند. متأسفانه امروزه این آفت در میان زنان، رواج فراوانی یافته است؛ «مَائِلاَتٌ»، بدین معناست که این زنها از حق و حقیقت و از شرم و حیایی که بر آنها واجب است، منحرف شدهاند و وقتی در کوچه و خیابان راه میروند، پای خود را همانند سربازان به زمین میکوبند و بیپروا نسبت به پیرامون خود، با دوستان و همراهان خود قهقهه سر میدهند؛ همچنین هنگام که چیزی میخرند، با کمال بیشرمی بر سرِ هزار تومان با فروشنده چانه میزنند!
«رُؤُوسُهُنَّ کَأَسْنِمَةِ البُخْتِ المائِلَةِ»؛ یعنی: «سرهایشان را مانند کوهان شتر برآمده میسازند». «البُخْت» نوعی شتر است که کوهان بلندی دارد و کوهانش در هنگام حرکت، به چپ و راست متمایل میشود. این زنان دوزخی نیز در دنیا موهایشان را مانندِ کوهان شتر برآمده میسازند؛ حتی بدین منظور از گیرههای مخصوص استفاده میکنند.
رسولاللهr پس از بیان ویژگیهای چنین زنانی فرمود: «اینها وارد بهشت نمیشوند و بوی بهشت به مشامشان نمیرسد؛ در حالی که بوی بهشت از مسافتی دور احساس میشود». آری؛ بوی بهشت از مسافتی به طول هفتاد سال و بیشتر، به مشام میرسد؛ اما زنی که چنین ویژگیهای داشته باشد، آنقدر از بهشت دور میگردد که بوی بهشت را نمیشنود.
این حدیث، بیانگر حرام بودن نوع پوششیست که در حدیث به آن تصریح شده است؛ و نیز نشان میدهد که پوشیدن چنین لباسهایی، گناه کبیره است. همچنانکه عملِ مردانی که خود را به شکل زنان درمیآورند و نیز عمل زنانی که خود را شبیه مردان میسازند، حرام میباشد. برخی از زنهایی که چنین رویکردی دارند، میگویند: نیت ما، این نیست که خود را به شکل مردان درآوریم یا از زنان بدکار و از زنان غربی تقلید کنیم. در پاسخ چنین کسانی باید بگوییم که نفس این کار، حرام است؛ چه بهقصد باشد و چه بدون قصد؛ اما اگر بهقصد باشد، بدتر است.
***
([1]) صحیح بخاری، ش: (5885، 5886).
([2]) صحیح أبی داود، از آلبانی/، ش: 3545.
([3]) صحیح مسلم، ش: 2128.
291- باب: حرام بودن خلوت کردن با زن نامحرم
الله متعال میفرماید:
﴿وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسَۡٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖ﴾ [الأحزاب : ٥٣]
و چون از همسران پیامبر، چیزی میخواستید، از پشت پرده بخواهید.
1636- وعن عقبةَ بن عامرٍt أنَّ رسولَ اللهِr قَالَ: «إیَّاکُمْ وَالدُّخُولَ عَلَى النِّسَاءِ»؛ فَقَالَ رَجُلٌ مِنَ الأنْصَارِ: أفَرَأیْتَ الحَمْوَ؟ قَالَ: «الحَمْوُ المَوْتُ». [متفق علیه]([1])
ترجمه: عقبه بن عامرt میگوید: رسولاللهr فرمود: «از رفتن به نزد زنان بیگانه بپرهیزید». مردی از انصار عرض کرد: دربارهی خویشاوندان شوهر چه میفرمایی؟ فرمود: «فتنهاش (بیشتر و مانندِ) مرگ است».
1637- وعن ابن عباسٍ$ أنَّ رسولَ اللهِr قَالَ: «لا یَخْلُونَّ أَحَدُکُمْ بامْرَأَةٍ إِلاَّ مَعَ ذِی مَحْرَمٍ». [متفق علیه]([2])
ترجمه: ابنعباس$ میگوید: رسولاللهr فرمود: «هیچ مردی با هیچ زنِ بیگانهای خلوت نکند؛ مگر آنکه محرمی با زن باشد».
1638- وعن بُریدَةَt قَالَ: قَالَ رسولُ اللهr: «حُرْمَةُ نِسَاءِ المُجَاهِدِینَ عَلَى القَاعِدِینَ کَحُرْمَةِ أُمَّهَاتِهِمْ، مَا مِنْ رَجُلٍ مِنَ القَاعِدِیْنَ یَخْلُفُ رَجُلاً مِنَ المُجَاهِدِینَ فی أهْلِهِ، فَیَخُونُهُ فِیهِمْ إِلاَّ وَقَفَ لَهُ یَوْمَ القِیَامَةِ، فَیَأْخُذُ مِنْ حَسَنَاتِهِ مَا شَاءَ حَتَّى یَرْضى»؛ ثُمَّ التَفَتَ إلَیْنَا رسولُ اللهِr فَقال: «مَا ظَنُّکُمْ؟» [روایت مسلم]([3])
ترجمه: بریدهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «حرمت زنان مجاهدان بر مردان خانهنشین، مانند حرمت مادرانشان میباشد؛ چنانچه مرد خانهنشینی- که به عذری به جهاد نرفته است- بهعنوان جانشینِ یک مجاهد، خانوادهی او را سرپرستی کند و دربارهی آنان به مجاهد، خیانت ورزد، روز قیامت مجاهد بالای سرِ خیانتکننده میایستد و آنقدر از نیکیهایش میگیرد تا اینکه راضی شود». سپس رسولاللهr به ما رو کرد و فرمود: «گمان شما چیست؟ (آیا چیزی از نیکیهای خیانتکننده باقی میمانَد؟)»
شرح
مولف/ بابی دربارهی حرام بودن خلوت کردن با زن بیگانه گشوده است؛ منظور از زن بیگانه، زنِ نامحرم مانند دخترعمو، دخترعمه، دخترخاله و امثالِ آنها یا زنیست که از نزدیکان و محارم انسان نیست؛ خلوت کردن با زن بیگانه، حرام میباشد و هر زن و مردی که با یکدیگر خلوت کنند، سومینشان شیطان است؛ شما دربارهی دو نفر که سومینشان شیطان است، چه گمانی دارید؟ بدون شک این دو نفر در معرض فتنه و فساد قرار دارند. پناه بر الله!
سپس مولف/ این آیه را ذکر کرده است که اللهY میفرماید:
﴿وَإِذَا سَأَلۡتُمُوهُنَّ مَتَٰعٗا فَسَۡٔلُوهُنَّ مِن وَرَآءِ حِجَابٖ﴾ [الأحزاب : ٥٣]
و چون از همسران پیامبر، چیزی میخواستید، از پشت پرده بخواهید.
این حُکم، عام است و بدین معناست که از رفتن به نزد زنان نامحرم بپرهیزید و آنگاه که از آنها چیزی میخواهید، از پُشت پرده بخواهید تا خلوت صورت نگیرد. سپس مولف/ حدیثی بدین مضمون آورده است که عقبه بن عامرt میگوید: رسولاللهr فرمود: «از رفتن به نزد زنان بیگانه بپرهیزید». مردی از انصار عرض کرد: دربارهی خویشاوندان شوهر چه میفرمایی؟ فرمود: «فتنهاش (بیشتر و مانندِ) مرگ است».
منظور از خویشاوندان شوهر، برادر، عمو و داییِ اوست؛ اما پدرشوهر و پسرِ شوهر از همسرِ دیگرش، جزو محارم هستند. رسولاللهr فرمود: تنهی خویشان شوهر، مانند مرگ است. این، تعبیر دقیق و جامعیست؛ یعنی همانگونه که انسان از مرگ میگریزد، باید از خلوت کردن خویشان و نزدیکان خویش با همسر خود جلوگیری کند. این، هشداری شدید و جدیست؛ زیرا خلوت کردن خویشاوندان انسان با همسرش از خلوت کردن بیگانگان با همسرِ وی خطرناکتر است؛ با این حال، برخی از مردم در اینباره کوتاهی و سهلانگاری میکنند و به سادگی اجازه میدهند که برادر بالغشان در خانه، با همسرشان تنها باشد؛ این، حرام و نارواست؛ زیرا شیطان همانند خون در بدن انسان جریان مییابد. اگر خانه مشترک باشد، راهش این است که محل زنان و مردان را با درب از هم جدا کند و کلید را نزد خود نگه دارد؛ البته با نصب درب و جدا کردن خانهی برادرش، درب را قفل کند و کلید را بردارد تا هرگونه زمینهای برای فساد، از میان برود. یکی از نمونههای خلوت حرام، این است که خانوادههای مرفهی که رانندهی شخصی دارند، اجازه میدهند که راننده با همسر یا دخترشان تنها شود؛ این، حرام است و بلکه خلوت کردن در ماشین بهمراتب از خلوت کردن در خانه بدتر میباشد؛ زیرا این امکان برای آنها وجود دارد که با هم بر سر فساد و بدکاری توافق کنند و به محلّ دلخواهشان بروند و بدون هیچ مانعی مرتکب آن عمل زشت شوند. لذا هیچ مرد باغیرتی نباید اجازه دهد که همسر یا خواهر یا دخترش بهتنهایی با راننده- حتی برای پنج دقیقه- سوار ماشین شود. دربارهی کسی که به هر بهانهای ناموس خود را با بیگانگان تنها میگذارد، بیمِ آن میرود که دیّوث و بیغیرت باشد؛ زیرا زمینهی فساد و بدکاری را برای ناموس خود فراهم میسازد.
***
([1]) صحیح بخاری، ش: 5232؛ و صحیح مسلم، ش: 2172.
([2]) صحیح بخاری، ش: 5233؛ و صحیح مسلم، ش: 1341. [این حدیث پیشتر به شمارهی 997 نیز گذشت. (مترجم)]
([3]) صحیح مسلم، ش: 1897.
290- باب: حرام بودن نگریستن به زن بیگانه و نوجوان زیبا بدون ضرورتی شرعی
الله متعال میفرماید:
﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ﴾ [النور : ٣٠]
به مردان مؤمن بگو: چشمانشان را پایین بگیرند.
و میفرماید:
﴿إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ کُلُّ أُوْلَٰٓئِکَ کَانَ عَنۡهُ مَسُۡٔولٗا ٣٦﴾ [الإسراء: ٣٦]
بیگمان گوش و چشم و دل، همه، بازخواست خواهند شد.
و میفرماید:
﴿یَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡیُنِ وَمَا تُخۡفِی ٱلصُّدُورُ ١٩﴾ [غافر: ١٩]
(الله) خیانت چشمها و آنچه را سینهها پنهان میدارند، میداند.
و میفرماید:
﴿إِنَّ رَبَّکَ لَبِٱلۡمِرۡصَادِ ١٤﴾ [الفجر: ١٤]
بیگمان پروردگارت در کمینگاه است.
شرح
نووی/ بابی بدین عنوان گشوده است: «حرام بودن نگریستن به زن بیگانه و نوجوان زیبا بدون ضرورتی شرعی»؛ منظور از زن بیگانه، زنیست که هیچگونه محرمیتی میان شما و او نیست؛ چه خویشاوند باشد و چه غریبه. نگاه کردن به زن بیگانه حرام میباشد؛ زیرا الله متعال به پایین گرفتن چشمها دستور داده است:
﴿قُل لِّلۡمُؤۡمِنِینَ یَغُضُّواْ مِنۡ أَبۡصَٰرِهِمۡ وَیَحۡفَظُواْ فُرُوجَهُمۡۚ ذَٰلِکَ أَزۡکَىٰ لَهُمۡۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِیرُۢ بِمَا یَصۡنَعُونَ ٣٠﴾ [النور : ٣٠]
به مردان مؤمن بگو: چشمانشان را پایین بگیرند و شرمگاههایشان را حفظ کنند. این، برایشان پاکیزهتر است. بیگمان الله به کردارشان آگاه است.
بدین ترتیب پایین گرفتن چشمها را پیش از حفظ شرمگاه ذکر فرمود و این، نشان میدهد عدم حفاظت چشمها به عدمِ حفاظت شرمگاه میانجامد و کسی که چشمچرانی نماید یا چشمانش را از نگریستن به زنان بیگانه حفاظت نکند، به زنان دلبستگی پیدا کرده، نگاهها ادامه مییابد و به سخن گفتن و خلوت، و در نهایت به فحشا و بدکاری میانجامد؛ از اینرو نگاه به نامحرم، انگیزهای به سوی بدکاریست و به همین سبب الله متعال به پایین گرفتن چشمها دستور داده است. اللهU میفرماید:
﴿یَعۡلَمُ خَآئِنَةَ ٱلۡأَعۡیُنِ وَمَا تُخۡفِی ٱلصُّدُورُ ١٩﴾ [غافر: ١٩]
(الله) خیانت چشمها و آنچه را سینهها پنهان میدارند، میداند.
منظور از خیانت چشمها، دزدانه نگاه کردن یا نگریستنیست که مردم، متوجه نشوند؛ اما اللهU از چنین نگاهی آگاه است و میداند که در دلِ هر کسی چه میگذرد و از نیتهای نیک و بدِ همگان آگاهی دارد؛ بلکه آیندهی هر کسی و وسوسههای درونیِ او را میداند. اللهU میفرماید:
﴿إِنَّ ٱلسَّمۡعَ وَٱلۡبَصَرَ وَٱلۡفُؤَادَ کُلُّ أُوْلَٰٓئِکَ کَانَ عَنۡهُ مَسُۡٔولٗا ٣٦﴾ [الإسراء: ٣٦]
بیگمان گوش و چشم و دل، همه، بازخواست خواهند شد.
آری؛ انسان دربارهی آنچه شنیده است، بازخواست میشود و باید پاسخ دهد که با گوشهایش چه چیزهایی شنیده است؟ آیا به سخنان حرام گوش سپرده یا با گوش کردن به صدای زنی نامحرم و بیگانه، لذت برده است؟ همچنین هرکسی دربارهی چشم و دلش بازخواست میگردد و باید پاسخگو باشد؛ لذا بر انسان، واجب است که خویشتن را از هرگونه گناهی حفاظت کند. گفتنیست: نگاه کردن به صورت، سر، دستها، ساعد و ساق پای زنی که بیگانه نیست و ازدواج با او برای انسان، حرام میباشد، ایرادی ندارد؛ مگر اینکه انسان دچار وسوسه شود و در فتنه بیفتد؛ در این صورت نباید به او نگاه کند. مثلاً انسان، خواهر رضاعی دارد که زیباست؛ میدانید که خواهر رضاعی، مانندِ خواهر نَسَبیست؛ اما اگر کسی میترسد که با نگاه کردن به خواهر رضاعیاش دچار فتنه و وسوسه شود، نباید به او نگاه کند؛ بلکه بر او واجب است که نگاهش را پایین بگیرد و بر خواهرش نیز واجب میباشد که از او حجاب بگیرد؛ زیرا وجوب حجاب برای درامان ماندن از فتنه است و اگر خوف فتنه یا وسوسه وجود داشت، حجاب گرفتن از محارم نیز واجب است. لذا نگاه کردن به دخترعمه، دخترخاله، و نیز خواهرزن و زنبرادر و دیگر زنان نامحرم، جایز نیست. خلاصه اینکه نگریستن به زنان نامحرم، بهطور مطلق ناروا میباشد و نگاه کردن به محارم در صورتی نارواست که خوف فتنه باشد.
***
1630- وعن أَبی هریرةَt أنَّ النَّبِیَّr قَالَ: «کُتِبَ عَلَى ابْن آدَمَ نَصِیبُهُ مِنَ الزِّنَا مُدْرِکٌ ذَلِکَ لا مَحَالَةَ: العَیْنَانِ زِنَاهُمَا النَّظَرُ، وَالأُذُنَانِ زِنَاهُمَا الاسْتِمَاعُ، وَاللِّسَانُ زِناهُ الکَلاَمُ، وَالیَدُ زِنَاهَا البَطْشُ، وَالرِّجْلُ زِنَاهَا الخُطَا، والقَلْبُ یَهْوَى وَیَتَمَنَّى، وَیُصَدِّقُ ذَلِکَ الفَرْجُ أَوْ یُکَذِّبُهُ». [متفق علیه؛ این، لفظ مسلم میباشد و روایت بخاری، مختصر است.]([1])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: پیامبرr فرمود: «نصیب آدمیزاد از زنا نوشته شده است که ناگزیر به آن دچار میشود: زنای چشم، نگاه کردن و زنای گوش، گوش دادن و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن و زنای پا، گام نهادن میباشد؛ و قلب- به سوی حرام- میل و آزرو میکند و این شرمگاه است که آنرا تصدیق یا تکذیب مینماید».
شرح
مولف/ پس از ذکر آیاتی در این باب، حدیثی بدین مضمون آورده است که ابوهریرهt میگوید: پیامبرr فرمود: «نصیب آدمیزاد از زنا نوشته شده است که ناگزیر به آن دچار میشود»؛ یعنی هر انسانی به بخشی از زنا دچار میگردد؛ مگر آنکه الله او را حفاظت کند. سپس پیامبرr نمونههایی از زنا را بیان نمود و فرمود: «زنای چشم، نگاه کردن است»؛ یعنی مردی به زنی نامحرم نگاه کند؛ اگرچه نگاهش از روی شهوت نباشد. این، نوعی زناست که از آن، به زنای چشم یاد فرمود و افزود: «و زنای گوش، گوش دادن میباشد»؛ بدین معنا که انسان به صدای زنی نامحرم گوش دهد و لذت ببرد. در ادامه فرمود: «و زنای زبان، سخن گفتن و زنای دست، گرفتن است»؛ بدینسان که انسان به زنِ نامحرم دست بزند. آنگاه فرمود: «و زنای پا، گام نهادن میباشد؛ و قلب- به سوی حرام- میل و آزرو میکند و این شرمگاه است که آنرا تصدیق یا تکذیب مینماید»؛ یعنی اگر انسان زنا کند، در واقع زنای چشم و گوش و دست و پایش را تحقق بخشیده است و چنانچه مرتکب زنا نشود و از زنای شرمگاه خودداری کند، زنای سایر اندامش را محقق نکرده است. این حدیث، از وابستگی و ارتباط با زنان نامحرم برحذر میدارد؛ یعنی انسان باید از گوش دادن به صدای زنان، و نیز از نگریستن و دست زدن به آنها یا از رفتن به سوی آنها بپرهیزد و به هوش باشد که مبادا به زنی نامحرم دل ببندد یا به او میل کند؛ همهی اینها، نمونههایی از زناست. لذا بر انسان خردمند و پاکدامن واجب است که هر یک از اندامش را از زنای مربوط به آن محافظت کند و اگر وسوسه یا احساسی به او دست داد، از گناه و معصیت خودداری کند؛ زیرا شیطان، همانند خون در وجودِ انسان جریان مییابد و نگاه، تیری زهرآلود از تیرهای شیطان است. گاه انسان در نگاهِ نخست به زنی وابستگی پیدا نمیکند؛ اما نگاه دوم و سوم که ادامه مییابد، مرد را بهقدری شیفته و دلباختهی زن میگرداند که همواره در فکر و خیالِ آن زن به سر میبرد و آن زن، همهی ذکر و فکرش میشود؛ هنگام برخاستن از آن زن یاد میکند و چون مینشیند، در ذکر و فکر معشوقهاش میباشد و آنگاه که سر بر بالین خواب مینهد، به آن زن میاندیشد و وقتی از خواب برمیخیزد، از معشوقهاش یاد میکند! و بدینسان در فتنه میافتد.
***
1631- وعن أَبی سعیدٍ الخُدریِّt عَنِ النَّبِیِّr قَالَ: «إیّاکُمْ والجُلُوس فِی الطُّرُقَاتِ»؛ قالوا: یَا رسولَ الله، مَا لَنَا مِنْ مَجَالِسِنَا بُدٌّ، نَتَحَدَّثُ فِیهَا. فَقَالَ رسولُ اللهr: «فَإذَا أبَیْتُمْ إِلاَّ المَجْلِسَ، فَأَعْطُوا الطَّرِیقَ حَقَّهُ»؛ قَالُوا: وَمَا حَقُّ الطَّریقِ یَا رسولَ اللهِ؟ قَالَ: «غَضُّ البَصَرِ، وَکَفُّ الأَذَى، وَرَدُّ السَّلاَمِ، والأمرُ بالمَعْرُوفِ، والنَّهیُ عنِ المُنْکَرِ». [متفقٌ علیه]([2])
ترجمه: ابوسعید خدریt میگوید: پیامبرr فرمود: «از نشستن بر سرِ راهها (و معابر عمومی) بپرهیزید». اصحابy عرض کردند: ای رسولخدا! چارهای جز این نداریم؛ زیرا مینشینیم و با هم صحبت میکنیم. رسولاللهr فرمود: «حال که چنین است، پس حقّ راه را رعایت کنید». پرسیدند: ای رسولخدا! حقّ راه چیست؟ فرمود: «حفاظت چشمها (و خودداری از نگاه کردن به عابران)، اجتناب از اذیت و آزار رهگذران، جواب سلام، و امر به معروف و نهی از منکر».
1632- وعن أَبی طلحة زید بن سهلٍt قَالَ: کُنَّا قُعُوداً بالأفْنِیَةِ نَتَحَدَّثُ فِیهَا فَجَاءَ رسولُ اللهِr فَقَامَ عَلَینَا فَقَالَ: «مَا لَکُمْ وَلِمَجَالسِ الصُّعُدَاتِ؟ اجْتَنِبُوا مَجَالِسَ الصُّعُدَاتِ»؛ فقُلْنَا: إنَّمَا قَعَدْنَا لِغَیْرِ مَا بَأسٍ، قَعَدْنَا نَتَذَاکَرُ وَنَتَحَدَّثُ. قَالَ: «إمَّا لا فَأَدُّوا حَقَّهَا: غَضُّ البَصَرِ، وَرَدُّ السَّلاَمِ، وَحُسْنُ الکَلاَمِ». [روایت مسلم]([3])
ترجمه: ابوطلحه، زید بن سهلt میگوید: در جلوی خانههای خود نشسته بودیم که رسولاللهr تشریف آورد و بالای سرمان ایستاد و فرمود: «چرا بر سرِ راهها مینشینید؟» گفتیم: ما بهخاطر کاری نشستهایم که ایرادی ندارد؛ نشستهایم و با هم صحبت و گفتگو میکنیم. فرمود: «حال که این عمل را ترک نمیکنید، پس حقِ راه را رعایت نمایید که عبارتست از: پایین انداختن چشم، جواب سلام، و سخن نیک».
شرح
مولف/ پس از ذکر آیاتی دربارهی وجوب فروهشتن چشم، به ذکر احادیثی در اینباره پرداخته است؛ از آن جمله حدیثی بدین مضمون که ابوسعید خدریt میگوید: پیامبرr فرمود: «از نشستن بر سرِ راهها (و معابر عمومی) بپرهیزید». اصحابy عرض کردند: ای رسولخدا! چارهای جز این نداریم؛ زیرا مینشینیم و با هم صحبت میکنیم. آنها مانند بسیاری از مردم امروزی در حیاط یا جلوی خانههای خود مینشستند و با هم دربارهی مسایل دینی و دینوی صحبت میکردند. رسولاللهr فرمود: «حال که چنین است، پس حقّ راه را رعایت کنید». پرسیدند: ای رسولخدا! حقّ راه چیست؟ فرمود: «حفاظت چشمها»؛ یعنی: خودداری از نگاه کردن به عابران؛ زیرا برخی از مردم در کوچه و در معابر مینشینند و هر رهگذری را از همان لحظهای که میآید تا زمانی که میرود، زیرِ نظر میگیرند. این بر خلافِ فرمان نبوی مبنی بر خودداری از نگریستن به رهگذران است؛ بهویژه نگاه کردن به زنان که خیلی بدتر است. لذا حفاظت چشم در این حدیث دو جنبه دارد: خودداری از نگاه کردن به زنان رهگذر؛ و نیز پرهیز از زیر نظر گرفتن هر رهگذری که از آنجا عبور میکند؛ زیرا چهبسا خجالت میکشد و اذیت میشود.
دومین حقّ راه، «اجتناب از اذیت و آزار رهگذران» میباشد و نباید هیچ رهگذری را با گفتار یا رفتارِ خود اذیت کنید؛ یعنی نباید سخنی بگویید که به گوشَش برسد و ناراحت شود یا مبادا با دراز کردن پاهای خود، راه را بر او تنگ کنید. سومین حقّ راه، این است که اگر کسی سلام کرد، «پاسخ سلامِ» او را مطابق آموزههای دینی بدهید؛ یعنی اگر به شما السلامعلیکم گفت، بر شما واجب است که لااقل به او بگویید: وعلیکمالسلام؛ و گفتنِ عبارتهایی از قبیل: «بهبه! خوش آمدی» و امثال آن، برای ادای این واجب شرعی، کافی نیست؛ زیرا الله متعال میفرماید:
﴿وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٖ فَحَیُّواْ بِأَحۡسَنَ مِنۡهَآ أَوۡ رُدُّوهَآ﴾ [النساء : ٨٦]
و هنگامی که به شما سلام میگویند، بهتر یا همانند آن پاسخ دهید.
چهارمین حقّ راه، «امر به معروف و نهی از منکر» میباشد؛ یعنی اگر دیدید که کسی در انجام کار نیک و پسندیدهای کوتاهی کرد، به او تذکر دهید و امر به معروف نمایید؛ معروف، همان کار یا روش پسندیدهایست که مورد تأیید شریعت میباشد و در عُرف مردم به عنوان امری نیک و پسندیده، پذیرفته شده است، ناگفته نماند که در این میان، تأیید شریعت، اعتبار دارد؛ یعنی آنچه شریعت تأیید کند، پسندیده است و آنچه که تأیید نکند، ناپسند میباشد؛ اگرچه مردم، آن را نیک بپندارند. لذا اگر نماز خوانده و در کوچه نشسته بودید و شخصی را دیدید که نماز نمیخوانَد، به او یادآوری کنید که نمازش را با جماعت ادا نماید و به همین ترتیب دربارهی سایر کارها نیز امر به معروف و نهی از منکر کنید. حدیث زید بن سهلt نیز به همین مضمون است و شاهد موضوع، حفاظت و فروهشتن چشم میباشد که در هر دو حدیث آمده است.
***
1633- وعن جریرٍt قَالَ: سألْتُ رسولَ اللهr عن نَظَرِ الفَجْأَةِ، فَقَالَ: «اصْرِفْ بَصَرَکَ». [روایت مسلم]([4])
ترجمه: جریرt میگوید: از رسولاللهr دربارهی نگاه ناگهانی و ناخواسته پرسیدم؛ فرمود: «چشمَت را برگردان».
1634- عن أُم سَلَمَة& قالَتْ: کنتُ عِنْدَ رسول اللهr وعندهُ مَیْمُونَة، فَأقْبَلَ ابنُ أُمِّ مَکْتُومٍ، وَذَلِکَ بَعْدَ أنْ أُمِرْنَا بِالحِجَابِ؛ فَقَالَ النَّبِیُّr: «احْتَجِبَا مِنْهُ»؛ فَقُلْنَا: یَا رسولَ اللهِ، ألَیْسَ هُوَ أعْمَى لا یُبْصِرُنَا، وَلا یَعْرِفُنَا؟ فَقَالَ النَّبِیُّr: «أفَعَمْیَاوَانِ أنتُما أَلَسْتُمَا تُبْصِرَانِهِ»؟! [روایت ابوداود و ترمذی؛ ترمذی، این حدیث را حسن صحیح دانسته است.]([5])
ترجمه: امسلمه& میگوید: پس از اینکه به ما دستور حجاب داده شده بود، با میمونه& در حضور پیامبرr بودم که ابناممکتومt آمد. پیامبرr فرمود: «از او حجاب بگیرید». گفتیم: ای رسولخدا! مگر او نابینا نیست؛ نه ما را میبیند و نه ما را میشناسد؟ پیامبرr فرمود: «آیا شما هم نابینا هستید و او را نمیبینید؟»
1635- وعن أَبی سعیدٍt أنَّ رسول اللهr قَالَ: «لا یَنْظُرُ الرَّجُلُ إِلَى عَوْرَةِ الرَّجُلِ، وَلا المَرْأَةُ إِلَى عَوْرَةِ المَرْأَةِ، وَلا یُفْضِی الرَّجُلُ إِلَى الرَّجُلِ فی ثَوْبٍ وَاحِدٍ، وَلا تُفْضی المَرْأةُ إِلَى المَرْأَةِ فی الثَّوْبِ الواحِدِ». [روایت مسلم]([6])
ترجمه: ابوسعیدt میگوید: رسولاللهr فرمود: «مرد نباید به عورتِ مرد دیگری نگاه کند و زن نیز نباید به عورت زنی دیگر بنگرد؛ دو مرد نباید زیرِ یک پارچه- یا در یک بستر- قرار گیرند و دو زن نیز نباید زیر یک پارچه قرار گیرند (یا در یک بستر بخوابند)».([7])
شرح
مولف/ در ادامهی این باب، حدیثی بدین مضمون آورده است که جریرt میگوید: از رسولاللهr دربارهی نگاه ناگهانی و ناخواسته پرسیدم؛ فرمود: «چشمَت را برگردان». از این حدیث چنین برداشت میشود که نگاه ناگهانی و ناخواستهی مرد به زن نامحرم، موردی ندارد؛ زیرا بدون قصد و ارادهی انسان است. حدیث دیگری که مولف/ ذکر کرده، بدین مضمون است که امسلمه& میگوید: پس از اینکه به ما دستور حجاب داده شده بود، با میمونه& در حضور پیامبرr بودم که ابناممکتومt آمد. پیامبرr فرمود: «از او حجاب بگیرید». گفتیم: ای رسولخدا! مگر او نابینا نیست؛ نه ما را میبیند و نه ما را میشناسد؟ پیامبرr فرمود: «آیا شما هم نابینا هستید و او را نمیبینید؟» اما این حدیث، ضعیف است و همهی احادیث صحیح، این حدیث را رد میکنند؛ چنانکه رسولاللهr به فاطمه بنت قیس& فرمود: «عدهی خود را در خانهی پسرعمویت، ابناممکتوم سپری کن که نابیناست و میتوانی لباست را درآوری». این حدیث، در "صحیحین" آمده است؛ وی امام احمد/ دربارهی حدیثی که مولف/ ذکر کرده، فرموده است: رفعِ این حدیث، اشتباه میباشد؛ یعنی از پیامبرr ثابت نشده است؛ از اینرو نگاه کردن زن به مرد نامحرم اشکالی ندارد؛ البته بهشرطی که نگاهی عادی باشد، نه از روی شهوت یا لذت. به همین خاطرست که مردان بدون اینکه صورت خود را بپوشانند، در کوچه و بازار راه میروند و زنها نیز آنها را میبینند؛ اگر دیدن مرد برای زن حرام بود، پس مردها نیز باید صورت خود را میپوشاندند و مانند زنها حجاب میگرفتند. اما ناگفته نماند که نگاه کردن مرد به زن، نارواست.
مولف/ حدیثی بدین مضمون نیز آورده است که ابوسعید خدریt میگوید: پیامبرr فرمود: «مرد نباید به عورتِ مرد دیگری نگاه کند و زن نیز نباید به عورت زنی دیگر بنگرد؛ دو مرد نباید زیرِ یک پارچه- یا در یک بستر- قرار گیرند و دو زن نیز نباید زیر یک پارچه قرار گیرند (یا در یک بستر بخوابند یا بدنهایشان با هم تماس پیدا کند)». در این حدیث آمده است: «لا تَنْظُر الْمَرْأَة إِلَى عَوْرَة الْمَرْأَة»؛ یعنی: «زن به عورتِ زن نگاه نکند». رسولاللهr در این حدیث زنِ بیننده یا زنی را مخاطب قرار داده است که نگاه میکند، نه زنی که به او نگاه میشود و لباس پوشیده است؛ یعنی چهبسا زنی که لباس به تن دارد، برای قضای حاجت، لباسش را دربیاورد؛ و هیچ زنی حق ندارد به عورتِ همجنس خود نگاه کند. حدیث، این را میگوید؛ نه اینکه عورت زن از ناف تا زانوست. کسی که چنین پنداری دارد، فریب شیطان را خورده است؛ لذا باید ببینیم که نحوهی پوشش زنان در دورهی پیامبرr چگونه بوده است. زن در دوران پیامبرr در خانهاش، یعنی در حضورِ زنان یا مردانی که محرمش بودند، لباسی میپوشید که از کف دست تا قوزک پا را میپوشاند.
در این حدیث آمده است: «لا یَنْظُر الرَّجُلُ إِلَى عَوْرَةِ الرَّجُلِ»؛ یعنی: «مرد نیز نباید به عورتِ مرد نگاه کند». با این حال مردها در دوران پیامبرr ازار و ردا- پیراهن و شلوار- میپوشیدند و فقط به ازار یا شلوار بسنده نمیکردند؛ اگرچه برهنه بودن سینه و شانهی مرد در مقابل مردی دیگر جایز است؛ خوبست به حدیثی در اینباره اشاره کنم؛ سهل بن سعد t میگوید: زنی، خودش را به نبی اکرمr عرضه کرد. مردی گفت: ای رسولýخدا! او را به ازدواج من درآور. رسولاللهr از آن مرد پرسید: «آیا چیزی برای مهرش داری»؟ گفت: «تنها چیزی که دارم، ازارِ من است». چگونه میتوانست ازارش را به عنوان مهریه به آن زن بدهد؟ اگر ازارش را به آن زن میداد، خود چیزی برای پوشیدن نداشت و اگر خود آن را میپوشید، آن زن بدون مهر میماند! لذا رسولاللهr به او فرمود: «برو چیزی پیدا کن؛ اگر چه انگشتری آهنی باشد».([8]) شاهد موضوع، اینجاست که برای مرد ایرادی ندارد که به پوشیدنِ لُنگ یا ازاری که پایینتنهاش را میپوشاند، بسنده کند.
نکته: رعایت حجاب برای خدمتکاران خانگی، اهمیت و ضرورت فراوانی دارد و خطر بیحجابی برای چنین زنانی، بهمراتب بیشتر و شدیدتر است؛ بهویژه در رابطه با خدمتکاران جوان و زیبا یا در حالتی که صاحبخانه پسران جوانی دارد.
***
([1]) صحیح بخاری، ش: (6343، 6612)؛ و صحیح مسلم، ش: 2657.
([2]) صحیح بخاری، ش: (2465، 6229)؛ و صحیح مسلم، ش: 2121. این حدیث پیشتر بهشمارهی 195 آمده است.
([3]) صحیح مسلم، ش: 2161.
([4]) صحیح مسلم، ش: 2159.
([5]) ضعیف است؛ ضعیف الترمذی، ش: 536؛ و ضعیف أبی داود، از آلبانی/، ش: 887؛ آلبانی/ در مشکاۀ المصابیح، ش: 3116 این حدیث را ضعیف دانسته است.
([6]) صحیح مسلم، ش: 338.
([7]) از این حدیث چنین برداشت میشود که تماس مستقیم پوست دو مرد با یکدیگر یا پوست دو زن با یکدیگر روا نیست. [مترجم]
([8]) صحیح بخاری، ش: (5029، 5030، 5087 و...)؛ و مسلم، ش: 1425.