| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | |||||
| 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 |
| 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 |
| 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 |
| 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
324- باب: کراهت دشنام دادن به خروس
1739- عن زید بن خالدٍ الجُهَنِیِّt قالَ: قال رسُولُ اللهِr: «لا تَسُبُّوا الدِّیکَ فَإنَّهُ یُوقِظُ لِلصَّلاَةِ». [روایت ابوداود با اِسنادِ صحیح]([1])
ترجمه: زید بن خالد جُهَنیt میگوید: رسولاللهr فرمود: «به خروس دشنام ندهید؛ زیرا- مسلمانان را- برای نماز بیدار میکند».
([1]) صحیح الجامع، ش: 7314؛ و صحیح أبی داود، از آلبانی/، ش: 4254.
323- باب: نهی از دشنام دادن به باد؛ و بیان دعایی که در هنگام وزیدن باد گفته میشود
1736- عن أبی المنذِرِ أُبی بن کعبt قالَ: قالَ رسولُ اللهِr: «لا تَسُبُّوا الرِّیحَ، فَإِذَا رَأَیْتُمْ مَا تَکْرَهُونَ، فَقُولُوا: اللَّهُمَّ إنَّا نَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِ هذِهِ الرِّیحِ وَخَیْرِ مَا فِیهَا وخَیْرِ مَا أُمِرَتْ بِهِ؛ وَنَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ هذِهِ الرِّیحِ وَشَرِّ مَا فِیهَا وَشَرِّ مَا أُمِرَتْ بِهِ». [ترمذی ضمن روایت این حدیث گفته است: حسن صحیح میباشد.]([1])
ترجمه: ابوالمنذر، اُبی بن کعبt میگوید: رسولاللهr فرمود: «به باد دشنام ندهید و هرگاه بادی را دیدی که نمیپسندید، بگویید: اللَّهُمَّ إنَّا نَسْأَلُکَ مِنْ خَیْرِ هذِهِ الرِّیحِ وَخَیْرِ مَا فِیهَا وخَیْرِ مَا أُمِرَتْ بِهِ؛ وَنَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ هذِهِ الرِّیحِ وَشَرِّ مَا فِیهَا وَشَرِّ مَا أُمِرَتْ بِهِ».([2])
1737- وعن أبی هریرةَt قالَ: سَمِعتُ رسُولَ اللهِr یقولُ: «الرِّیحُ مِنْ رَوحِ اللهِ، تَأتِی بِالرَّحْمَةِ، وَتَأتِی بِالعَذَابِ، فَإذَا رَأَیْتُمُوهَا فَلا تَسُبُّوهَا، وَسَلُوا اللهَ خَیْرَهَا، وَاسْتَعِیذُوا باللهِ مِنْ شَرِّهَا». [روایت ابوداود با اِسنادِ حسن]([3])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: از رسولاللهr شنیدم که میفرمود: «باد، از رحمتِ الله- نسبت به بندگانش- میباشد که گاهی با خود رحمت به همراه دارد و گاهی هم عذاب. وقتی آن را دیدید، به آن بد نگویید؛ بلکه از الله، خیر و منفعتش را درخواست نمایید و از شرّ آن به الله پناه ببرید».
1738- وعن عائشةَ& قالَت: کان النَّبِیُّr إذا عَصَفَتِ الرِّیحُ قالَ: «اللَّهُمَّ إنِّی أسْألُکَ خَیْرَهَا وَخَیْرَ مَا فِیهَا وَخَیْرَ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ، وأَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّهَا وَشَرِّ مَا فِیهَا وَشَرِّ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ». [روایت مسلم]([4])
ترجمه: عایشه& میگوید: هنگامی که باد میوزید، پیامبرr- این دعا را- میگفت: «اللَّهُمَّ إنِّی أسْألُکَ خَیْرَهَا وَخَیْرَ مَا فِیهَا وَخَیْرَ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ، وأَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّهَا وَشَرِّ مَا فِیهَا وَشَرِّ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ».([5])
شرح
مولف/ بابی دربارهی نهی از دشنام دادن به باد گشوده است.
باد، یکی از نشانههای الهیست. وزش باد، چگونگی پیدایش آن و نیز آثار و نتایج آن، از نشانههای الهیست؛ زیرا تنها آفرینندهی باد است که آن را به حرکت درمیآورد؛ همانگونه که اللهU میفرماید:
﴿إِنَّ فِی ٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ لَأٓیَٰتٖ لِّقَوۡمٖ یَتَّقُونَ ٦﴾ [یونس : ٦]
همانا در گردش شب و روز و در آنچه الله در آسمانها و زمین آفریده است، نشانههایی برای افراد پرهیزگار وجود دارد.
و میفرماید:
﴿وَهُوَ ٱلَّذِی یُرۡسِلُ ٱلرِّیَٰحَ بُشۡرَۢا بَیۡنَ یَدَیۡ رَحۡمَتِهِۦ﴾ [الأعراف: ٥٧]
او ذاتیست که بادها را پیشاپیش (بارانِ) رحمتش، با نوید نزول رحمت میفرستد.
همچنین میفرماید:
﴿وَمِنۡ ءَایَٰتِهِۦٓ أَن یُرۡسِلَ ٱلرِّیَاحَ مُبَشِّرَٰتٖ وَلِیُذِیقَکُم مِّن رَّحۡمَتِهِۦ﴾ [الروم: ٤٦]
و از نشانههای اوست که بادها را با مژدهی باران میفرستد تا از رحمت خود (باران) به شما بچشاند.
بادها بر دو گونهاند:
1. بادهای عادی که ترسناک نیستند و ذکرِ مسنونی دربارهی چنین بادهایی ثابت نیست.
2. بادهای تُند و ترسناک؛ همانگونه که الله متعال، قوم عاد را با بادی بیخیر هلاک گردانید.
لذا هنگامی که تندباد میوزد، جایز نیست که آن را دشنام دهیم؛ زیراالله متعال آن را فرستاده است؛ از اینرو دشنام دادن به باد، ناسزاگویی به الله متعال بهشمار میآید؛ بلکه باید بهپیروی از رهنمود نبوی بگوییم: «اللَّهُمَّ إنِّی أسْألُکَ خَیْرَهَا وَخَیْرَ مَا فِیهَا وَخَیْرَ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ، وأَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّهَا وَشَرِّ مَا فِیهَا وَشَرِّ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ»؛ چراکه تندباد، درها را بهصدا درمیآورد و درختان را تکان میدهد و چهبسا ممکن است که خرابی و ویرانی هم در پی داشته باشد؛ از اینرو خیر و منفعت باد و نیز خیرِ آنچه را که در آن است، مسألت میکنیم: «اللَّهُمَّ إنِّی أسْألُکَ خَیْرَهَا»؛ زیرا یک باد، هم منافعی در خود دارد و هم ممکن است که زیانبار باشد. «وَخَیْرَ مَا أُرْسِلَتْ بِهِ»؛ همچنین خیر و منفعتی را که این باد با آن فرستاده شده است، از اللهU درخواست میکنیم.
گفتنیست: جایز نیست که انسان، نزول باران را بهگونهای به وزش باد مرتبط بداند که وزش باد را مسبب و عامل بارش باران قلمداد کند؛ زیرا این، به پندار دورهی جاهلی میمانَد که به اقبال باد و ستارگان و تأثیر آنها در نزول باران اعتقاد داشتند! امروزه نیز برخی از مردم همینکه باد جنوبی میوزد، دل به نزول باران خوش میکنند؛ در صورتیکه چهبسا باد جنوبی میوزد و قطرهای باران هم نمیبارد؛ و برعکس، بادِ شمالی میوزد و کرانهی آسمان آکنده از ابر میشود و باران میبارد. در هر حال، بارش باران به دست پروردگار متعال است و تنها الله متعال است که دل به او میبندیم؛ خلاصه اینکه نباید به باد که آفریدهی الهیست، دل ببندیم یا به آن دشنام دهیم.
([1]) صحیح الجامع، ش: 7315؛ صحیح الأدب المفرد، از آلبانی/، ش: 554.
([2]) ترجمهی دعا: «یا الله! من، خیرِ این باد و نیز خیرِ آنچه را که در آن میباشد و خیر و منفعتی را که این باد به آن مأمور شده است، از تو درخواست میکنم و از شرّ این باد و شرّ آنچه در آنست و نیز از شرّی که این باد به آن مأمور شده است، به تو پناه میبرم».
([3]) صحیح الجامع، ش: 3564؛ و صحیح أبی داود، از آلبانی/، ش: 4250.
([4]) صحیح مسلم، ش: 899.
([5]) ترجمهی دعا: «یا الله! من، خیرِ این باد و نیز خیرِ آنچه را که در آن میباشد و خیر و منفعتی را که این باد به خاطر آن فرستاده شده است، از تو درخواست میکنم و از شرّ این باد و شرّ آنچه در آنست و نیز از شرّی که این باد به خاطر آن فرستاده شده است، به تو پناه میبرم».
322- باب: کراهت دشنام دادن به تب
1735- عن جابرٍt أنَّ رسُولَ اللهِr دَخَلَ على أُمِّ السَّائِبِ- أو أُمِّ المُسَیّبِ- فَقَالَ: «مَا لَکِ یَا أُمَّ السَّائِبِ- أو یَا أُمَّ المُسَیَّبِ- تُزَفْزِفِینَ؟» قَالَتْ: الحُمَّى لا بَارَکَ اللهُ فِیهَا! فَقَالَ: «لا تَسُبِّی الحُمَّى فَإنَّهَا تُذْهِبُ خَطَایَا بَنِی آدَمَ کَمَا یُذْهِبُ الکِیْرُ خَبَثَ الحَدِیدِ». [روایت مسلم]([1])
ترجمه: جابرt میگوید: رسولاللهr نزد امسائب- یا اممُسَیّب- رفت و فرمود: «ای امسائب!- یا ای اممُسَیّب!- چرا میلرزی؟» پاسخ داد: بهخاطر تَب که الله به آن برکت ندهد. پیامبرr فرمود: «به تب بد نگو؛ زیرا تب، گناهان را از میان میبرد؛ همانگونه که دمهی آهنگر، زنگ و ناخالصیِ آهن را میزداید».
شرح
مولف/ میگوید: «کراهت دشنام دادن به تب».
تب، بالا رفتن حرارت بدن است و انواع گوناگونی دارد که همگی به خواست و تقدیر الهیست و اللهU، خود آن را برطرف میسازد. دشنام دادن به هیچیک از افعال الهی روا نیست؛ زیرا ناسزاگویی به آفرینندهی آن بهشمار میآید؛ از اینرو پیامبرr فرموده است: «لاَ تَسُبّوا الدّهْرَ؛ فَإِنّ اللّهَ هُوَ الدّهْرُ»؛([2]) یعنی: به روزگار ناسزا نگویید که آنچه روی میدهد، به خواست و مشیت الله متعال است.
در اینجا حدیثی بدین مضمون آمده است که جابرt میگوید: رسولاللهr نزد امسائب- یا اممُسَیّب- رفت و فرمود: «ای امسائب!- یا ای اممُسَیّب!- چرا میلرزی؟» پاسخ داد: بهخاطر تَب که الله به آن برکت ندهد. پیامبرr فرمود: «به تب بد نگو؛ زیرا تب، گناهان را از میان میبرد؛ همانگونه که دمهی آهنگر، زنگ و ناخالصیِ آهن را میزداید».
برای درمان تب راههای گوناگونی وجود دارد که از آن جمله: پاشویه و استفاده از آب سرد برای کاهش دمای بدن میباشد و پیامبرr نیز بدین روش تصریح فرموده است؛ پزشکان هم این را بهترین روش درمان تب دانستهاند. در هر حال، شایسته است که انسان در هنگام ابتلا به بیماری، شکیبایی ورزد و به اجر و ثواب الهی امیدوار باشد و از ناسزاگویی به بیماری بپرهیزد.
***
([1]) صحیح مسلم، ش: 2575
([2]) صحیح مسلم، ش: 2246 بهنقل از ابوهریرهt.
321- باب: نهی از مورد خطاب قرار دادن فاسق و بدعتگر و امثالشان با عنوان سرور و آقا
1734- عن بُریَدَةَt قالَ: قالَ رسُولُ اللهr: «لا تَقُولُوا لِلْمُنَافِقِ سَیِّدٌ، فَإنَّهُ إنْ یَکُ سَیِّداً فَقَدْ أسْخَطْتُمْ رَبَّکُمْU». [روایت ابوداود با اِسنادِ صحیح]([1])
ترجمه: بریدهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «به منافق، سرور و آقا نگویید؛ زیرا اگر او را سرور و آقا قلمداد کنید، پروردگارتان را- که صاحب عزت و جلال است- خشمگین کردهاید».
([1]) صحیح الجامع، ش: 7405؛ صحیح الأدب المفرد، 555؛ و السلسلۀ الصحیحۀ، از آلبانی/، ش: 370.
1733- وعن أبی هریرةَt عَنِ النَّبِیِّr قالَ: «إنَّ أَخْنَعَ اسْمٍ عِنْدَ اللهِU رَجُلٌ تَسَمَّى مَلِکَ الأَمْلاَکِ». [متفق علیه]([1])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: پیامبرr فرمود: «خوارترین نامها نزد اللهU، نام کسیست که "شاهنشاه" نامیده شود».
([1]) صحیح بخاری، ش: 6205؛ و صحیح مسلم، ش: 2143.