اهل سنت

آنچه در این وبلاگ مخالف قرآن و سنت بود دور بندازید. الله در قرآن میفرماید:(پس بندگانم را بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اینانند که خردمندانند». زمر، آیه 17 و 18

اهل سنت

آنچه در این وبلاگ مخالف قرآن و سنت بود دور بندازید. الله در قرآن میفرماید:(پس بندگانم را بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اینانند که خردمندانند». زمر، آیه 17 و 18

319- باب: مکروه است که انسان با توسل به وجه و ذات ذوالجلالِ الله، چیزی جز بهشت را درخواست کند؛

319- باب: مکروه است که انسان با توسل به وجه و ذات ذوالجلالِ الله، چیزی جز بهشت را درخواست کند؛ و نیز کراهت دریغ داشتن از کسی که به نام الله چیزی را درخواست می‌کند و نامِ او را به میان می‌آورَد

1731- عن جابرٍt قالَ: قالَ رسولُ اللهِr: «لا یُسْأَلُ بِوَجْهِ اللهِ الاَّ الجَنَّةُ». [روایت ابوداود]([1])

ترجمه: از جابرt روایت شده است که می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «با توسل به وجه و ذات ذوالجلال الله، چیزی جز بهشت درخواست نمی‌شود».

1732- وعن ابن عمرَ$ قالَ: قال رسُولُ اللهِr: «مَنِ اسْتَعَاذَ بِاللهِ، فَأعِیذُوهُ، وَمَنْ سَأَلَ بِاللهِ، فأَعْطُوهُ، وَمَنْ دَعَاکُمْ، فَأَجِیبُوهُ، وَمَنْ صَنَعَ إلَیْکُمْ مَعْرُوفاً فَکَافِئُوهُ، فَإنْ لَمْ تَجِدُوا ما تُکَافِئُونَهُ فَادْعُوا لَهُ حَتَّى تَرَوْا أَنَّکُمْ قَد کَافَأْتُمُوهُ». [حدیث صحیحی‌ست که ابوداود و نسائی با سندهای صحیحین روایت کرده‌اند.]([2])

ترجمه: ابن‌عمر$ می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «هرکه به الله پناه جُست، پناهش دهید و هرکه به نام الله چیزی درخواست کرد، به او بدهید؛ و هر که شما را دعوت کرد، دعوتش را بپذیرید؛ و هرکه به شما نیکی کرد، نیکی‌اش را جبران کنید؛ و اگر چیزی برای جبران بخشش و نیکی‌اش نیافتید، آن‌قدر برایش دعا نمایید که خودتان احساس کنید که نیکی‌اش را جبران کرده‌اید».

شرح

مولف/ می‌گوید: مکروه است که انسان با توسل به وجه و ذات ذوالجلالِ الله، چیزی جز بهشت را درخواست کند. وجه، یکی از صفات الهی‌ست؛ همان‌گونه که

الله متعال می‌فرماید:

﴿کُلُّ مَنۡ عَلَیۡهَا فَانٖ ٢٦ وَیَبۡقَىٰ وَجۡهُ رَبِّکَ ذُو ٱلۡجَلَٰلِ وَٱلۡإِکۡرَامِ [الرحمن: ٢٦،  ٢٧]             

همه‌ی کسانی که روی زمین هستند، فناپذیرند؛ و وجه- یا ذاتِ- باشکوه و گرامیِ پروردگارت باقی می‌ماند.

از این‌رو برخی از علما گفته‌اند: شایسته است که انسان، آیه‌ی دوم را متصل به آیه‌ی قبلی بخواند که بیان‌گر کمالِ اللهU می‌باشد و نشان می‌دهد که فنا برای آن ذاتِ همیشه‌باقی، غیرممکن است؛ پس وجه و ذات اللهU، بزرگ می‌باشد و بزرگ‌ترین چیزی که انسان درخواست می‌کند، بهشت است؛ لذا شایسته نیست که انسان با توسل به ذات بزرگ الهی، چیزِ کوچکی درخواست نماید. و به‌راستی که بهشت، آرزوی هر بنده‌ی مومنی‌ست:

﴿فَمَن زُحۡزِحَ عَنِ ٱلنَّارِ وَأُدۡخِلَ ٱلۡجَنَّةَ فَقَدۡ فَازَ                  [آل عمران: ١٨٥]     

پس هرکس از آتش دوزخ دور گردد و وارد بهشت شود، به‌تحقیق که رستگار است.

ورود به بهشت، رستگاری بزرگی‌ست که هیچ رستگاری و موفقیتی با آن برابری نمی‌کند؛ پس با توسل به ذاتِ اللهU هیچ چیزِ حقیر را درخواست نکن و نگو: «یا الله! من با توسل به ذات باشکوهت از تو می‌خواهم که به من خانه‌ای برای سکونت، یا ماشین سواری، عطا فرمایی».؛ زیرا وجه و ذات ذوالجلال الهی، فراتر و بزرگ‌تر از آن است که با توسل به آن، چیزی از دنیای حقیر و فناپذیر درخواست شود. در هیچ چیزِ دنیا، هیچ خیری نیست؛ مگر در آن‌چه که مایه‌ی تقرب و نزدیکی به اللهU می‌باشد. همان‌گونه که اللهU می‌فرماید:

﴿وَٱلۡعَصۡرِ ١ إِنَّ ٱلۡإِنسَٰنَ لَفِی خُسۡرٍ ٢ إِلَّا ٱلَّذِینَ ءَامَنُواْ وَعَمِلُواْ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلۡحَقِّ وَتَوَاصَوۡاْ بِٱلصَّبۡرِ ٣          [العصر: ١،  ٣]                                                                                                   

سوگند به روزگار که بی‌گمان انسان‌ها در زیان هستند؛ مگر کسانی که ایمان بیاورند و کارهای شایسته انجام دهند و یک‌دیگر را به حق (=توحید) و شکیبایی سفارش کنند.

همه‌ی انسان‌ها زیان‌کارند، مگر کسانی که دارای این چهار ویژگی باشند: ایمان بیاورند، کارهای نیک انجام دهند، و یک‌دیگر را به پایداری بر حقیقت و توحید و نیز صبر و شکیبایی در مسیر دعوت به سوی توحید سفارش کنند؛ هم‌چنین هم‌دیگر را به صبر و شکیبایی بر مصایب و آزمون‌های الهی توصیه نمایند.

اگرچه سند حدیثی که گذشت، ضعیف است؛ اما معنایش صحیح می‌باشد.

در حدیث عبدالله بن عمر$ آمده است: رسول‌اللهr فرمود: «هرکه به الله پناه جُست، پناهش دهید»؛ یعنی اگر کسی گفت: «از تو به الله پناه می‌برم»، رهایش کنید و کاری به او نداشته باشید؛ چنان‌که پیامبرr زنی را به نکاح خویش درآورد؛ همین‌که به او نزدیک شد، آن زن گفت: از تو به الله پناه می‌برم. رسول‌اللهr فرمود: «لَقَدْ عُذْتِ بِعَظِیمٍ الْحَقِی بِأَهْلِکِ»؛([3]) یعنی: «به ذات بزرگی پناه بردی؛ نزد خانواده‌ات برو». لذا اگر کسی، از شما به الله پناه برد، پناهش دهید؛ مگر آن‌که درباره‌ی حق واجبی باشد؛ مثلاً حقّ خود را از کسی که به شما بدهکار است، مطالبه می‌کنید و او می‌گوید: «از تو به الله پناه می‌برم»، در این صورت به او پناه ندهید و رهایش نکنید؛ زیرا بدان سبب که با وجود توانایی، از پرداخت بدهی‌اش طفره می‌رود، گنه‌کار است و الله متعال به هیچ گنه‌کاری پناه نمی‌دهد؛ اما اگر کسی درباره‌ی کاری که حرام نیست، پناه بخواهد، به‌خاطر تعظیمِ اللهU پناهش دهید.

در ادامه‌ی حدیث آمده است: «و هرکه به نام الله چیزی درخواست کرد، به او بدهید»؛ مگر آن‌که خواسته‌اش حرام باشد؛ مثلاً از کسی بخواهد که اسرارِ زناشویی خود را به او بگوید. بازگوییِ اسرار زناشویی، جایز نیست؛ بلکه آن‌شخص باید درخواست‌کننده را نصیحت کند و به او بگوید که طرح چنین خواسته‌ای، بیهوده می‌باشد و پیامبرr فرموده است: «مِنْ حُسْنِ إِسْلامِ الْمَرْءِ تَرْکُهُ مَالاَ یَعْنِیهِ»؛([4]) یعنی: «از نیکی و زیبایی اسلام شخص، ترک کارهای بیهوده‌ای‌ست که فایده‌ای برایش ندارد». هم‌چنین اگر کسی به شما گفت: «تو را به‌خدا قَسَم به من پول بده تا سیگار بخَرَم»، جایز نیست که به او پول بدهید؛ زیرا او برای انجام یک عمل حرام کمک خواسته است. هم‌چنین اگر کسی به نامِ اللهU چیزی از شما خواست که به زیان شماست، به او ندهید؛ زیرا پیامبرr فرموده است: «لا ضَرَرَ وَلا ضِرَارَ»؛([5]) یعنی: آغازگر زیان رساندن به کسی نباشید و اگر کسی به شما زیان رساند، در تلافی‌اش زیاده‌روی و تعدی نکنید.([6])

در ادامه‌ی حدیث ابن عمر$ آمده است که پیامبرr فرمود: «و هرکه به شما نیکی کرد، نیکی‌اش را جبران کنید؛ و اگر چیزی برای جبران بخشش و نیکی‌اش نیافتید، آن‌قدر برایش دعا نمایید که خودتان احساس کنید که نیکی‌اش را جبران کرده‌اید».

و نیز پیامبرr فرمود: «هر که شما را دعوت کرد، دعوتش را بپذیرید»؛ یعنی اگر کسی شما را به خانه‌اش یا به مهمانی و جشنی کوچک یا بزرگ دعوت نمود، دعوتش را قبول کنید؛ البته مشروط به این‌که قبول کردن دعوتش به زیانِ شما نباشد؛ هم‌چنین دعوت‌کننده جزو کسانی نباشد که با آن‌ها قطع رابطه می‌شود. اگر اموال دعوت‌کننده آمیخته به حرام است و مصلحتی در قبول نکردن دعوتش وجود دارد، دعوتش را نپذیرید؛ یعنی اگر دعوتش را قبول نکنید، ممکن است به خود بیاید و دست از حرام‌خواری بردارد، در این صورت دعوتش را نپذیرید؛ ناگفته نماند که پیامبرr درباره‌ی ولیمه‌ی عروسی فرموده است: «مَنْ لَمْ یُجِبِ الدَّعْوةَ فَقَدْ عَصَى الله ورَسُولَه»؛([7]) یعنی: «هرکس، دعوت- ولیمه- را قبول نکند، از الله و پیامبرش نافرمانی کرده است». اگر در میهمانی با سیگار، قلیان و موسیقی و امثال آن، پذیرایی می‌کنند و شما نمی‌توانید از این کارهای حرام، منع نمایید، در این صورت قبول کردن دعوت، جایز نیست؛ ولی اگر می‌توانید با حضور خود، از این کارها بازدارید، بر شما واجب است که چنین دعوتی را بپذیرد؛ به دو دلیل: اول این‌که از منکر نهی کنید و دوم این‌که دعوت برادرِ مسلمان خود را اجابت نمایید؛ اما اگر نمی‌توانید با حضور خود در این میهمانی، از این اعمال زشت منع کنید، شرکت در چنین ضیافتی حرام است.

***




([1]) ضعیف است؛ ضعیف الجامع، ش: 6350؛ إرواء الغلیل، ش: 2034؛ و ضعیف أبی داود، از آلبانی/، ش: 368.

([2]) صحیح الجامع، ش: 6021؛ السلسلۀ الصحیحۀ، ش: 254؛ و صحیح النسائی، از آلبانی/، ش: 2407.

([3]) صحیح بخاری، ش: 5254 به‌نقل از عایشه&.

([4]) این حدیث پیش‌تر به‌شماره‌ی 68 آمده است. [مترجم]

([5]) حسن لغیره؛ نگا: صحیح الجامع، ش: 5717.

([6]) مفاهیم متعددی درباره‌ی این حدیث گفته‌اند؛ یکی دیگر از مفاهیمش، این است که هیچ ضرری  را برای خود و دیگران نخواهید. [مترجم]

([7]) این حدیث پیش‌تر به‌شماره‌ی 271 گذشت. [مترجم]

318- باب: کراهت سوگند خوردن در معاملات، حتی اگر راست بگوید

318- باب: کراهت سوگند خوردن در معاملات، حتی اگر راست بگوید

1729- عن أبی هریرةَt قالَ: سَمِعتُ رسُولَ اللهِr یَقُولُ: «الحَلِفُ مَنْفَقَةٌ لِلسِّلْعَةِ، مَمْحَقَةٌ لِلْکَسْبِ». [متفقٌ علیه]([1])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: از رسول‌اللهr شنیدم که می‌فرمود: «سوگند، وسیله‌ای برای بازارگرمی و فروش کالاست؛ اما برکتش را از میان می‌برد».

1730- وعن أبی قتادةt أنَّه سَمِعَ رسولَ اللهِr یقولُ: «إیَّاکُمْ وَکَثْرَةَ الحَلِفِ فِی البَیْعِ، فَإنَّهُ یُنَفِّقُ ثُمَّ یَمْحَقُ». [روایت مسلم]([2])

ترجمه: از ابوقتادهt روایت است که از رسول‌اللهr شنید که می‌فرمود: «از سوگند خوردنِ زیاد در معامله بپرهیزید؛ زیرا این کار- اگرچه در ظاهر، به معامله- رونق می‌دهد، اما برکتش را از میان می‌برد».

شرح

مولف/ می‌گوید: «کراهت سوگند خوردن در معاملات، حتی اگر راست باشد»؛ مثلاً فروشنده به‌راست می‌گوید: «به‌خدا سوگند که این کالا صدهزار تومان برایم تمام شده است»؛ این، مکروه است؛ اما اگر دروغ باشد، ظلم و گناه بزرگی‌ست؛ مثلاً به‌دروغ می‌گوید: «به‌خدا سوگند که این کالا را صدهزار تومان خریده‌ام»؛ در صورتی که هشتاد هزار تومان خریده است! این، گناهِ بسیار بزرگی‌ست؛ زیرا در معامله، سوگند دروغ خورده است؛ پیامبرr از سوگند خوردن در معامله، حتی اگر راست باشد، منع فرموده است؛ ابوهریرهt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «سوگند، وسیله‌ای برای بازارگرمی و فروش کالاست؛ اما برکتش را از میان می‌برد».

آری؛ در چنین کسبی، برکت نیست؛ زیرا با نافرمانی از رسول‌اللهr انجام شده است و نافرمانی از رسول‌اللهr، نافرمانی از الله متعال می‌باشد. متأسفانه بسیاری از مردم به این آفت مبتلا هستند؛ چنان‌که فروشنده به خریدار می‌گوید: به الله سوگند که جنس خوبی‌ست؛ خودم آن‌را به فلان‌قیمت خریده‌ام. گفتنی‌ست که چه راست بگوید و چه دروغ، از سوگند خوردن در معاملات منع شده است؛ لذا اگر می‌خواهید که الله متعال در معاملات شما خیر و برکت قرار دهد، از سوگند خوردن بپرهیزید؛ همان‌گونه که ابوقتادهt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «از سوگند خوردنِ زیاد در معامله بپرهیزید؛ زیرا این کار- اگرچه در ظاهر، به معامله- رونق می‌دهد، اما برکتش را از میان می‌برد».

هر دو حدیث، به یک معناست و از جمع‌بندی دو حدیث، به این نتیجه می‌رسیم که فرقی نمی‌کند که انسان در معامله، زیاد سوگند بخورد یا اندک؛ اما کثرت سوگند در معاملات بدین معناست که انسان، چه در مقام خریدار و چه در مقام فروشنده، هر معامله‌ای را با سوگند و قَسَم به‌انجام می‌رساند و حتی در یک معامله نیز زیاد سوگند می‌خورَد! لذا کسی که خواهان برکت در معامله می‌باشد، از سوگند خوردن بپرهیزد.

***




([1]) صحیح بخاری، ش: 2087؛ و صحیح مسلم، ش: 1606.

([2]) صحیح مسلم، ش: 1607.

317- باب: بخشودگی سوگند لغو و این‌که کفاره ندارد؛ سوگند لغو، سوگندی‌ست که بدون قصد بر زبان جاری می‌شود

317- باب: بخشودگی سوگند لغو و این‌که کفاره ندارد؛ سوگند لغو، سوگندی‌ست که بدون قصد بر زبان جاری می‌شود

الله متعال می‌فرماید:

﴿لَا یُؤَاخِذُکُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِیٓ أَیۡمَٰنِکُمۡ وَلَٰکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ ٱلۡأَیۡمَٰنَۖ فَکَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰکِینَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِیکُمۡ أَوۡ کِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِیرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ ثَلَٰثَةِ أَیَّامٖۚ ذَٰلِکَ کَفَّٰرَةُ أَیۡمَٰنِکُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡۚ وَٱحۡفَظُوٓاْ                                                                                          [المائ‍دة: ٨٩]     

الله، شما را به خاطر سوگندهای بیهوده و لغو­تان بازخواست نمی‏کند؛ ولی شما را به خاطر سوگندهایی که از روی قصد و اراده میخورید، بازخواست می­نماید. کفاره­اش این است که از غذای متوسطی که به خانواده­ی خویش می­دهید، ده مسکین را غذا دهید یا به آنان لباس دهید یا برده­ای آزاد کنید. کسی که (هیچ‌یک از این‌ها) را نیابد، سه روز روزه بگیرد. این، کفاره­ی سوگندهایی‌ست که یاد می­کنید. سوگندهایتان را پاس بدارید.

1728- وعن عائشةَ& قالت: أُنْزِلَتْ هذِهِ الآیة: ﴿لَا یُؤَاخِذُکُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِیٓ أَیۡمَٰنِکُمۡ فِی قَوْلِ الرَّجُلِ: لا واللهِ، وَبَلَى واللهِ. [روایت بخاری]([1])

ترجمه: عایشه& می‌گوید: آیه‌ی ﴿لَا یُؤَاخِذُکُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِیٓ أَیۡمَٰنِکُمۡ([2]) درباره‌ی شخصی نازل شد که- از روی عادت و بدون قصد بر زبانش، سوگند جاری می‌شود و- می‌گوید: «بله، به‌خدا سوگند» و «خیر، به خدا سوگند».‌

شرح

مولف/ می‌گوید: «بخشودگیِ سوگند لغو و این‌که کفاره ندارد».

سوگند لغو، سوگندی‌ست که بدون قصد قلبی بر زبان انسان جاری می‌شود و الله متعال آن را بخشیده است؛ زیرا بسیار پیش می‌آید که انسان ندانسته و بدون قصد به نام الله سوگند می‌خورَد؛ الله متعال می‌فرماید:

﴿لَا یُؤَاخِذُکُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغۡوِ فِیٓ أَیۡمَٰنِکُمۡ                                  [المائ‍دة: ٨٩]     

الله، شما را به خاطر سوگندهای بیهوده و لغو­تان بازخواست نمی‏کند.

ام‌المؤمنین، عایشه‌ی صدیقه& در تفسیر این آیه می‌گوید: «این آیه درباره‌ی شخصی نازل شد که- از روی عادت و بدون قصد بر زبانش، سوگند جاری می‌شود و- می‌گوید: "بله، به‌خدا سوگند" و "خیر، به خدا سوگند"».‌

لذا کسی که بر زبانش سوگند جاری می‌شود، اما قصد سوگند ندارد، گنه‌کار نمی‌گردد و کفاره‌ی سوگند نیز بر او واجب نیست؛ اما اگر کسی به‌قصد، بر انجام کاری یا انجام ندادن آن سوگند بخورد و سپس به سوگندش عمل نکند، واجب است که کفاره‌ی سوگند را ادا کند؛ کفاره‌ی سوگند عبارتست از آزاد کردن یک برده، یا غذا دادن به ده بینوا و یا لباس دادن به ده بینوا. الله متعال از جهت آسان‌گیری بر بندگانش ابتدا غذا دادن به ده بینوا را ذکر فرموده است؛ چنان‌که می‌فرماید:

﴿وَلَٰکِن یُؤَاخِذُکُم بِمَا عَقَّدتُّمُ ٱلۡأَیۡمَٰنَۖ فَکَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطۡعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰکِینَ مِنۡ أَوۡسَطِ مَا تُطۡعِمُونَ أَهۡلِیکُمۡ أَوۡ کِسۡوَتُهُمۡ أَوۡ تَحۡرِیرُ رَقَبَةٖۖ فَمَن لَّمۡ یَجِدۡ فَصِیَامُ ثَلَٰثَةِ أَیَّامٖۚ ذَٰلِکَ کَفَّٰرَةُ أَیۡمَٰنِکُمۡ إِذَا حَلَفۡتُمۡ

ولی شما را به خاطر سوگندهایی که از روی قصد و اراده می­خورید، بازخواست می­نماید. کفاره­اش این است که از غذای متوسطی که به خانواده­ی خویش می­دهید، ده مسکین را غذا دهید یا به آنان لباس دهید یا برده­ای آزاد کنید. کسی که (هیچ‌یک از این‌ها) را نیابد، سه روز روزه بگیرد. این، کفاره­ی سوگندهایی‌ست که یاد می­کنید.

سپس می‌فرماید: ﴿وَٱحۡفَظُوٓاْ أَیۡمَٰنَکُمۡ: «سوگندهایتان را پاس بدارید»؛ یعنی زیاد قسم نخورید و وقتی سوگندتان را شکستید، کفاره‌اش را بدهید؛ اهمیت پای‌بندی به سوگند به‌اندازه‌ای‌ست که رسول‌اللهr شکستن قسم را «حِنث» نامیده است؛ و حِنث، یعنی پیمان‌شکنی و به معنای گناه و معصیت نیز می‌باشد. لذا اگر لطف و رحمت پروردگار نبود، کسی که سوگند یاد می‌کرد در مشقت می‌افتاد و چه‌بسا در آستانه‌ی نابودی قرار می‌گرفت؛ اما الله متعال بر بندگانش آسان گرفته و این امکان را برای آن‌ها فراهم ساخته که اگر سوگند خوردند، بتوانند در چارچوب این احکام، بر خلاف سوگندشان عمل کنند؛ البته مشروط به این‌که سوگندشان، نامشروع و معصیت نباشد.

نکته: برای هر نفر، یک کیلو برنج، کافی و بلکه زیاد است.

***




([1]) صحیح بخاری، ش: (2655، 4613).

([2]) [مائده: 89] مفهوم آیه: الله، شما را به خاطر سوگندهای بیهوده و لغو­تان بازخواست نمی‏کند.

316- باب: اگر کسی سوگند یاد کند و سپس خلافِ سوگندش را بهتر ببیند، مستحب است

316- باب: اگر کسی سوگند یاد کند و سپس خلافِ سوگندش را بهتر ببیند، مستحب است که به آن‌چه بهتر است، عمل نماید و به‌خاطر شکستن سوگندش کفاره بدهد

1724- عن عبد الرحمن بن سَمُرَةَt قَالَ: قَالَ لی رَسُولُ اللهِr: «...وَإِذَا حَلَفْتَ عَلَى یَمِینٍ، فَرَأیْتَ غَیْرَهَا خَیْراً مِنْهَا، فَأتِ الَّذِی هُوَ خَیرٌ وَکَفِّرْ عَنْ یَمِینِکَ». [متفقٌ علیه]([1])

ترجمه: عبدالرحمن بن سمرهt می‌گوید: رسول‌اللهr به من فرمود: «...و هرگاه بر انجامِ کاری سوگند خوردی و سپس خلافِ آن کار را بهتر دانستی، همان کار بهتر را انجام بده و کفّاره‌ی سوگندت را ادا کن».

1725- وعن أَبی هریرةَt أنَّ رسولَ اللهِr قَالَ: «مَنْ حَلَفَ عَلَى یَمینٍ، فَرَأى غَیْرَهَا خَیْراً مِنْهَا، فَلْیُکَفِّرْ عَنْ یَمِینِهِ، وَلْیَفْعَلِ الَّذِی هُوَ خَیْرٌ». [روایت مسلم]([2])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «هرکه بر انجامِ کاری سوگند یاد کند و سپس خلافِ آن را بهتر ببیند، کفاره‌ی سوگندش را ادا نماید و همان کارِ بهتر را انجام دهد».

1726- وعن أَبی موسىt أنَّ رسولَ اللهِr قَالَ: «إنِّی واللهِ إنْ شاءَ اللهُ لا أحْلِفُ عَلَى یَمِینٍ، ثُمَّ أَرَى خَیراً مِنْهَا إِلاَّ کَفَّرْتُ عَنْ یَمِینِی، وَأَتَیْتُ الَّذِی هُوَ خَیْرٌ». [متفقٌ علیه]([3])

ترجمه: ابوموسیt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «به الله سوگند، اگر خواست الله باشد که من بر انجام کاری قسم بخورم و سپس خلاف آن را بهتر ببینم، کفاره‌ی سوگندم را ادا می‌کنم و همان کارِ بهتر را انجام می‌دهم».

1727- وعن أَبی هریرةَt قَالَ: قَالَ رسولُ اللهِ r: «لأَنْ یَلَجَّ أَحَدُکُمْ فی یَمِینِهِ فِی أهْلِهِ آثَمُ لَهُ عِنْدَ اللهِ تَعَالَى مِنْ أنْ یُعْطِی کَفَّارَتَهُ الَّتی فَرَضَ اللهُ عَلَیْهِ». [متفقٌ علیه]([4])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «اگر یکی از شما در رابطه با خانواده‌اش سوگندی یاد کند- که به زیان آن‌هاست و حاضر نشود که سوگندش را بشکند، بدان جهت که نام اللهU را دست‌آویز سوگندش قرار داده- گناهش در نزد الله متعال بیش از آنست که کفاره‌ی سوگندش را که الله بر او فرض کرده است، ادا کند».([5])

شرح

مولف/ می‌گوید: «اگر کسی سوگند یاد کند و سپس خلافِ سوگندش را بهتر ببیند، مستحب است که به آن‌چه بهتر است، عمل نماید و به‌خاطر شکستن سوگندش کفاره بدهد»؛ زیرا هنگامی که انسان بر انجام کاری سوگند یاد می‌کند، بهتر است که به سوگند خویش پای‌بند باشد و آن را نشکند؛ اما اگر بر ترک یک واجب شرعی قَسَم بخورد، بر او واجب است که سوگند خویش را بشکند و کفاره بدهد؛ مثلاً پدری به فرزند خویش می‌گوید: برو و نمازت را با جماعت بخوان؛ اما پسرش از روی لج‌بازی می‌گوید: «به خدا قسم که امروز نمازم را با جماعت نمی‌خوانم». این، حرام است؛ زیرا نماز جماعت، واجب می‌باشد و کسی که چنین سوگندی یاد می‌کند، باید سوگندش را بشکند، یعنی نمازش را با جماعت بخواند و کفاره بدهد. هم‌چنین حرام است که کسی بنا بر سوءتفاهمی که میان او و پسرعمویش پیش آمده، بگوید: قسم به الله که با پسرعمویم سخن نخواهم گفت. مثالِ دیگری عرض می‌کنم: اگر پدری به فرزندش بگوید: برخیز و سنت ظهر را بخوان؛ اما فرزند از روی لج‌بازی بگوید: به الله سوگند که امروز سنت ظهر را نمی‌خوانم، شکستنِ سوگند بر او واجب نیست؛ زیرا نفل ظهر، واجب نیست؛ بلکه بهتر و افضل، این است که سوگندش را بشکند و سنت ظهر را بخواند و کفاره‌ی سوگندش را بدهد. در هر حال اگر کسی سوگند یاد کند و سپس خلافِ سوگندش را بهتر ببیند، مستحب است که به آن‌چه بهتر است، عمل نماید و به‌خاطر شکستن سوگندش کفاره بدهد؛ ناگفته نماند که فرقی نمی‌کند که ابتدا کفاره‌ی سوگند را ادا کند و سپس آن عملِ بهتر را انجام دهد یا این‌که ابتدا سوگندش را بشکند و سپس کفاره بدهد؛ اختیار با خودِ اوست. مولف/ در این باره احادیثی ذکر کرده است؛ از آن جمله حدیثی بدین مضمون که عبدالرحمن بن سمرهt می‌گوید: رسول‌اللهr به من فرمود: «...و هرگاه بر انجامِ کاری سوگند خوردی و سپس خلافِ آن کار را بهتر دانستی، همان کار بهتر را انجام بده و کفّاره‌ی سوگندت را ادا کن». این، سنت گفتاریِ پیامبرr است؛ و اما سنت کرداریِ آن بزرگوار: ابوموسیt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «به الله سوگند، اگر خواست الله باشد که من بر انجام کاری قسم بخورم و سپس خلاف آن را بهتر ببینم، کفاره‌ی سوگندم را ادا می‌کنم و همان کارِ بهتر را انجام می‌دهم». لذا مضمون و پیامِ این باب، هم با سنت گفتاریِ پیامبرr ثابت است و هم با سنت کرداریِ آن بزرگوار؛ ولی اگر انسان بر انجام کاری سوگند یاد کند و خلافِ آن را بهتر نیابد، شایسته است که بر سوگند خویش پای‌بند باشد و آن را نشکند؛ زیرا الله متعال می‌فرماید:

﴿وَٱحۡفَظُوٓاْ أَیۡمَٰنَکُمۡ                                                            [المائ‍دة: ٨٩] 

سوگندهایتان را پاس بدارید.

***




([1]) صحیح بخاری، ش: 6722؛ و صحیح مسلم، ش: 1652. [این حدیث پیش‌تر به‌شماره‌ی 679 آمده است. [مترجم]

([2]) صحیح مسلم، ش: 1650.

([3]) صحیح بخاری، ش: 3133؛ و صحیح مسلم، ش: 1649.

([4]) صحیح بخاری، ش: 6625؛ و صحیح مسلم، ش: 1655.

([5]) یعنی: از آن‌جا که نام اللهU را دست‌آویز سوگند خویش قرار داده، گنه‌کار است، اما باید سوگندش را که به زیان خانواده‌ی اوست، بشکند و کفاره‌اش را بدهد. [مترجم]

315- باب: وعید شدید بر سوگند دروغ

315- باب: وعید شدید بر سوگند دروغ

1721- عن ابن مسعودٍt أنَّ النَّبِیَّr قَالَ: «مَنْ حَلَفَ عَلَى مَالِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ بِغَیرِ حَقِّهِ، لَقِیَ اللهَ وَهُوَ عَلَیْهِ غَضْبَانُ». قَالَ: ثُمَّ قَرَأَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللهِr مِصْدَاقَهُ مِنْ کِتَابِ اللهU: ﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ یَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَیۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِیلًا إِلَى آخِرِ الآیَةِ. [متفق علیه]([1])

ترجمه: ابن‌مسعودt می‌گوید: پیامبرr فرمود: «هرکه- به‌دروغ- سوگند یاد کند تا مالِ مسلمانی را تصاحب نماید، الله را در حالی ملاقات می‌کند که از او خشمگین است». سپس رسول‌اللهr مصداقش را از کتاب‌اللهU برای ما خواند که می‌فرماید:

﴿إِنَّ ٱلَّذِینَ یَشۡتَرُونَ بِعَهۡدِ ٱللَّهِ وَأَیۡمَٰنِهِمۡ ثَمَنٗا قَلِیلًا أُوْلَٰٓئِکَ لَا خَلَٰقَ لَهُمۡ فِی ٱلۡأٓخِرَةِ وَلَا یُکَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ وَلَا یَنظُرُ إِلَیۡهِمۡ یَوۡمَ ٱلۡقِیَٰمَةِ وَلَا یُزَکِّیهِمۡ وَلَهُمۡ عَذَابٌ أَلِیمٞ ٧٧                                       [آل عمران: ٧٧] 

کسانی که پیمان الاهی و سوگندهایشان را به بهای اندکی می­­فروشند، در آخرت بهره­­ای ندارند و الله با آنان سخن نمی­­گوید و روز رستاخیز به آن‌ها نظر نمی­­کند و عذاب دردناکی، (در پیش) دارند.

1722- وعن أَبی أُمَامةَ إِیَاسِ بنِ ثعْلَبَةَ الْحَارِثِیِّt أَنَّ رسولَ‌اللَّهr قال: «مَنِ اقْتَطَعَ حَقَّ امْریءٍ مُسْلمٍ بیَمِینِهِ فَقدْ أَوْجَبَ اللَّهُ لَه النَّارَ، وَحَرَّمَ عَلَیْهِ الْجَنَّةَ». فقال رَجُلٌ: وإِنْ کَانَ شَیْئاً یسِیراً یا رسولَ‌اللَّه؟ فقال: «وإِنْ قَضِیباً مِنْ أَرَاکٍ». [روایت مسلم]([2])

ترجمه: ابوامامه، ایاس بن ثعلبه‌ی حارثیt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «کسی که حق مسلمانی را با سوگند دروغ، تصاحب کند، الله، دوزخ را بر او واجب، و بهشت را بر او حرام می‌گرداند». مردی پرسید: ای رسول‌خدا! حتی اگر چیزِ اندکی باشد؟ فرمود: «اگرچه چوبِ مسواکی باشد».

 

 

1723- وعن عبد اللهِ بن عمرو بن العاصِ$ عَنِ النَّبِیِّr قَالَ: «الکَبَائِرُ: الإشْرَاکُ بِاللهِ، وَعُقُوقُ الوَالِدَیْنِ، وَقَتْلُ النَّفْسِ، والیَمِینُ الغَمُوسُ». [روایت بخاری]([3])

وفی روایةٍ لَهُ: أنَّ أعْرابِیاً جَاءَ إِلَى النَّبِیِّr فَقَالَ: یا رسولَ اللهِ مَا الکَبَائِرُ؟ قَالَ: «الإشْرَاکُ بِاللهِ»؛ قَالَ: ثُمَّ مَاذا؟ قَالَ: «الیَمِینُ الغَمُوسُ»؛ قُلْتُ: وَمَا الیَمِینُ الغَمُوسُ؟ قَالَ: «الَّذِی یَقْتَطِعُ مَالَ امْرِئٍ مُسْلِمٍ»؛ یعنی بِیَمِینٍ هُوَ فِیهَا کَاذِبٌ.

ترجمه: عبدالله بن عمرو بن عاص$ می‌گوید: پیامبرr فرمود: «گناهان کبیره، عبارتند از: شرک به الله، نافرمانی پدر و مادر، قتل نفس، و سوگند دروغ (که صاحبش را در گناه و دوزخ، غوطه‌ور می‌گرداند)».

و در روایتی دیگر از بخاری آمده است: «بادیه‌نشینی نزد پیامبرr آمد و پرسید: ای رسول‌خدا! گناهان کبیره کدامند؟ فرمود: «شرک به الله». عرض کرد: سپس چه چیزی؟ فرمود: «سوگند غموس (که صاحبش را در گناه و دوزخ غوطه‌ور می‌گرداند)». گفتم: سوگند غموس چیست؟ فرمود: «سوگند دروغی که انسان با آن، مال مسلمانی را تصاحب کند».

شرح

مولف/ بابی درباره‌ی حرام بودن سوگند دروغ گشوده است؛ به‌ویژه سوگندی که انسان، با آن مالِ مسلمانی را تصاحب می‌کند؛ زیرا بر انسان واجب است که وقتی به نام الله قسم می‌خورد، راست‌گو باشد؛ چه درباره‌ی خودش سوگند یاد کند و چه سوگند مربوط به کسی دیگر باشد. لذا اگر سوگند دروغ بخورد تا مالِ مسلمانی را تصاحب کند، روز قیامت به خشم الهی گرفتار می‌شود. به‌عنوان مثال: کسی ادعا می‌کند و می‌گوید: من به فلانی صدهزار تومان داده‌ام؛ اما آن شخص انکار کرده، می‌گوید: این‌طور نیست. مدعی هم هیچ دلیلی ندارد؛ قاضی به خوانده یا انکارکننده می‌گوید: تو قسم بخور که فلانی این مبلغ را به تو نداده است؛ زیرا ارائه‌ی دلیل با مدعی (خواهان) است و سوگند، با مدعی علیه (خوانده) می‌باشد. حال اگر خوانده، به‌دروغ سوگند یاد کند و بگوید که فلانی، یعنی خواهان چیزی نزدم ندارد، سزاوار خشم و غضب الهی می‌گردد و الله متعال، بهشت را بر او حرام و او را وارد دوزخ می‌گرداند؛ از پیامبرr سؤال شد: «حتی اگر مالی که شخص با سوگند دروغ تصاحب کرده است، چیز اندکی باشد، چه؟» فرمود: «اگرچه چوبِ مسواکی باشد»، باز هم کسی که به‌دروغ قسم خورده است، سزاوار خشم و غصب پروردگار می‌گردد؛ اما اگر کسی در رابطه با خوش سوگند دروغ یاد کند، اگرچه گنه‌کار است، اما مشمول این وعید شدید نیست و از آن جهت که هم دروغ گفته است و هم به‌دروغ به‌نام الله سوگند یاد کرده ، مرتکب گناه بزرگی شده است؛ لذا بر هر مسلمان واجب است که به‌احترام اللهU زیاد قسم نخورد و اگر می‌خواست سوگند یاد کند، راست بگوید تا گنه‌کار نشود.

***




([1]) صحیح بخاری، ش: 2356؛ و صحیح مسلم، ش: 138.

([2]) صحیح مسلم، ش: 137. [این حدیث پیش‌تر به‌شماره‌ی 219 گذشت. (مترجم)]

([3]) صحیح بخاری، ش: 6675. این حدیث پیش‌تر به‌شماره‌ی 342 آمده است.