اهل سنت

آنچه در این وبلاگ مخالف قرآن و سنت بود دور بندازید. الله در قرآن میفرماید:(پس بندگانم را بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اینانند که خردمندانند». زمر، آیه 17 و 18

اهل سنت

آنچه در این وبلاگ مخالف قرآن و سنت بود دور بندازید. الله در قرآن میفرماید:(پس بندگانم را بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اینانند که خردمندانند». زمر، آیه 17 و 18

124- باب: نهی از نشستن بر پوست پلنگ یا استفاده از آن به عنوان زیرانداز

124- باب: نهی از نشستن بر پوست پلنگ یا استفاده از آن به عنوان زیرانداز

815- عَنْ مُعاویةَt قال: قال رسُولُ اللهr: «لاَ تَرْکَبُوا الْخَزَّ وَلاَ النَّمارَ». [حدیثی حسن است که ابوداود و جز او آن را با اِسناد حسن روایت کرده‌اند.]([1])

ترجمه: معاویهt می گوید: رسول‌اللهr فرمود: «روی ابریشم خالص و پوست پلنگ ننشینید».

816- وَعَنْ أبی الْمَلیحِ عَنْ أَبِیهِt أنَّ رسُول اللهr نَهَى عَنْ جُلُودِ السِّباع. [ابوداود، ترمذی و نسائی، این حدیث را با اِسناد صحیح روایت کرده‌اند.]([2])

وَفِی روایةِ التِّرمِذِیِّ: نَهَى عَنْ جُلُودِ السِّباعِ أنْ تُفْتَرَشَ.

ترجمه: از ابوالملیح از پدرشt روایت است: رسول‌اللهr از نشستن بر پوست درندگان منع نمود.

در روایت ترمذی/ آمده است: پیامبرr از این‌که از پوست درندگان به عنوان فرش (زیرانداز) استفاده شود، منع فرمود.




([1]) صحیح الجامع، ش: 7283؛ و صحیح أبی داود، آلبانی/، ش: 3477.

([2]) صحیح الجامع، ش: 6953؛ السلسلۀ الصحیحۀ، ش: 1011؛ و صحیح أبی داود، آلبانی/، ش: 3480.

123- باب: جایز بودن پوشیدن حریر (ابریشم طبیعی) برای مردی که بدنش خارش دارد

123- باب: جایز بودن پوشیدن حریر (ابریشم طبیعی) برای مردی که بدنش خارش دارد

814- عَنْ أَنَسt قال: رَخَّصَ رسُولُ اللهr لِلزُّبَیْرِ وَعبْدِالرَّحْمنِ بْنِ عوْفٍ رضی الله عَنْهُمَا فِی لُبْسِ الحَرِیرِ لِحِکَّةٍ بِهِمَا. [متفقٌ علیه]([1])

ترجمه: انسt می‌گوید: رسول‌اللهr به زبیر و عبدالرحمن بن عوف$ اجازه داد به‌ سبب خارشی که در بدنشان بود، لباس حریر (ابریشم) بپوشند.




([1]) صحیح بخاری، ش: 5839؛ و صحیح مسلم، ش: 2076.

122- باب: حرام بودن لباس حریر (ابریشم) برای مردان و جواز پوشیدن آن برای زنان؛ و نیز حرام بودن نشستن بر حریر و تکیه زدن بر آن

122- باب: حرام بودن لباس حریر (ابریشم) برای مردان و جواز پوشیدن آن برای زنان؛ و نیز حرام بودن نشستن بر حریر و تکیه زدن بر آن

808- عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِt قال: قالَ رسُولُ اللهr: «لاَ تَلْبَسُوا الحریرَ، فَإنَّ مَنْ لَبِسهُ فِی الدُّنْیَا لَمْ یَلْبَسْهُ فی الآخرةِ». [متفقٌ علیه]([1])

ترجمه: عمر بن خطابt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «لباس ابریشمی نپوشید؛ زیرا هرکس در دنیا لباس ابریشمی بپوشد، در آخرت آن را نخواهد پوشید».([2])

809- وَعَنْهُ قال: سَمِعْتُ رسُولَ اللهr یقول: «إنَّمَا یلبَسُ الْحَرِیرَ مَنْ لاَ خَلاَقَ لَهُ». [متفقٌ علیه]([3])

وفی روایةٍ للبُخاری: «مَنْ لاَ خَلاَقَ لَهُ فی الآخِرة».

ترجمه: عمر بن خطابt می‌گوید: از رسول‌اللهr شنیدم که می‌فرمود: «فقط کسی لباس حریر می‌پوشد که هیچ بهره‌ای - در آخرت- ندارد».

در روایت بخاری آمده است: «...هیچ نصیبی در آخرت ندارد».

810- وَعَنْ أَنَسٍt قال: قالَ رسُولُ اللهr: «مَنْ لَبِسَ الحریرَ فِی الدُّنْیا لَمْ یَلْبَسْهُ فِی الآخرَةِ». [متفقٌ علیه]([4])

ترجمه: انسt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «هرکس در دنیا لباس ابریشمی بپوشد، در آخرت آن را نخواهد پوشید».

811- وَعَنْ علیٍّt قال: رأَیْتُ رَسُولَ اللهr أَخَذَ حَرِیرًا، فَجَعلَهُ فی یَمِینِهِ، وَذَهَبًا فَجَعَلَهُ فِی شِمالِه، ثُمَّ قَال: «إنَّ هذَیْنِ حرَامٌ عَلى ذُکُورِ أُمَّتی». [روایت ابوداود با اِسناد حسن]([5])

ترجمه: علیt می‌گوید: رسول‌اللهr را دیدم که پارچه‌ای ابریشمی برداشت و سمت چپ خود گذاشت و نیز قطعه‌ای طلا و آن را سمت چپش نهاد و فرمود: «این دو، بر مردان امت من حرام است».

812- وعن أبی مُوسى الأشْعریِّt أنَّ رسُولَ اللهr قال: «حُرِّم لِبَاسُ الحَرِیرِ وَالذَّهَب عَلَى ذُکُورِ أُمَّتی، وَأُحِلَّ لإنَاثِهِم». [ترمذی این حدیث را روایت کرده و گفته است: حسن صحیح می‌باشد.]([6])

ترجمه: ابوموسی اشعریt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «لباس حریر و طلا، بر مردان امتم حرام و برای زنانشان حلال شده است».

813- وعن حُذَیْفَةt قال: نَهَانَا النَّبیُّr أنْ نَشْرب فی آنِیةِ الذَّهب وَالفِضَّة، وَأنْ نَأْکُل فِیهَا، وعَنْ لُبْسِ الحَرِیرِ وَالدِّیبَاج وأنْ نَجْلِس عَلَیْهِ. [روایت بخاری]([7])

ترجمه: حذیفهt می‌گوید: پیامبرr ما را از نوشیدن و خوردن در ظروف طلا و نقره و نیز از پوشیدن انواع ابریشم و دیبا و نشستن بر آن منع نمود.

شرح

«حرام بودن لباس حریر (ابریشم) برای مردان و و نیز حرام بودن نشستن و تکیه زدن بر آن». سه مورد شد: تحریم لباس حریر، حرام بودن نشستن بر آن و نیز حرام بودن تکیه زدن بر آن. مؤلف/ قاطعانه یادآور شده که لباس حریر برای مردان حرام است؛ دلیلش، احادیثی‌ست که از عمر بن خطاب، علی بن ابی‌طالب، انس بن مالک، ابوموسی اشعری و حذیفه بن یمانy ذکر کرده است. همه‌ی این احادیث، نشان‌گر حرام بودن طلا و لباس ابریشم برای مردان است.

در حدیث عمر بن خطابt آمده است: «فقط کسی لباس حریر می‌پوشد که هیچ بهره‌ای در آخرت ندارد». از این‌رو برخی از علما بر این باورند که هر کس در دنیا لباس حریر بپوشد، وارد بهشت نمی‌شود. زیرا در این حدیث آمده است: چنین شخصی هیچ نصیبی در آخرت ندارد.

پیامبرr هم‌چنین فرموده است: «هرکس در دنیا لباس ابریشمی بپوشد، در آخرت آن را نخواهد پوشید». یعنی وارد بهشت نخواهد شد. اما برخی از علما گفته‌اند: وارد بهشت می‌شود، ولی از لباس حریر محروم خواهد بود؛ گرچه بهشتیان، لباس حریر می‌پوشند. لذا کسی که در دنیا لباس ابریشم می‌پوشد، حتی اگر به بهشت برود، از این لباس محروم می‌گردد و لباس دیگری خواهد پوشید. این در صورتی‌ست که توبه نکند؛ اما هرکس در دنیا توبه نماید، الله متعال گناهانش را می‌آمرزد. همان‌گونه که خود می‌فرماید:

﴿قُلۡ یَٰعِبَادِیَ ٱلَّذِینَ أَسۡرَفُواْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمۡ لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱللَّهِۚ إِنَّ ٱللَّهَ یَغۡفِرُ ٱلذُّنُوبَ جَمِیعًاۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلۡغَفُورُ ٱلرَّحِیمُ ٥٣﴾         [الزمر: ٥٣]                                                                                         

بگو: ای بندگان من که با زیاده‌روی در گناهان به خویشتن ستم کرده‌اید! از رحمت الله ناامید نباشید. بی‌گمان الله، همه‌ی گناهان را می‌آمرزد.

این، حکم پوشیدن حریر یا ابریشم طبیعی‌ست که از کرم ابریشم فرآوری می‌گردد؛ اما پوشیدن حریر مصنوعی حرام نیست. البته بهتر است که مردان از پوشیدن حریر مصنوعی نیز بپرهیزند؛ زیرا پوشیدن چنین لباس‌هایی برای مرد که باید لباسش با جنس او هم‌خوانی داشته باشد، مقداری سبک و زننده است. با این حال، حریر مصنوعی برای مردان، حرام نیست. یعنی ایرادی ندارد که مرد، کلاه شب و لباس خوابش از حریر مصنوعی باشد؛ اما شایسته نیست که لباس بیرون یا لباس رسمی‌اش، از حریر مصنوعی باشد. زیرا شاید کسی که آن را می‌بیند، تصور کند حریر طبیعی‌ست و بدین‌سان حریر طبیعی را برای مردان، جایز بپندارد یا چه‌بسا با این تصور نادرست که حریر طبیعی برای مردان جایز است، خود نیز حریر طبیعی بپوشد. لذا بهتر است که مردان از پوشیدن حریر مصنوعی خودداری کنند.

طلا نیز برای مردان، حرام و برای زنان، جایز است؛ زیرا زن‌ها به منظور خودآرایی برای شوهران خود به طلا نیاز دارند. استفاده از حلقه یا انگشتر طلا برای مردان حرام است؛ اما برای زنان جایز است. به شرطی که این کار، مبتنی بر عقیده یا باور خاصی نباشد؛ مثلاً زن با این پندار، حلقه یا انگشتر به دست نکند که این کار، او را نزد شوهرش محبوب‌تر می‌گرداند. لذا اگر فقط به‌قصد خودآرایی برای شوهر باشد و مبتنی بر عقیده یا باوری خاص نباشد، یک انگشتر به‌شمار می‌آید که به دست کردن آن، ایرادی ندارد.

***




([1]) صحیح بخاری، ش: 5834؛ و صحیح مسلم، ش: 2069.

([2]) یعنی در آخرت از لباس ابریشمی محروم خواهد بود. [مترجم]

([3]) صحیح بخاری، ش: 5835؛ و صحیح مسلم، ش: 2068.

([4]) صحیح بخاری، ش: 5832؛ و صحیح مسلم، ش: 2073.

([5]) صحیح الجامع، ش: 2274؛ إرواء الغلیل، ش: 277؛ و صحیح أبی داود، آلبانی/، ش: 3422.

([6]) صحیح الجامع، ش: 3137؛ غایۀ المرام، ش: 77؛ آداب الزفاف، ص150؛ و صحیح الترمذی، آلبانی/، ش: 1404.

([7]) صحیح بخاری، ش: 5837؛ پیش‌تر روایتی به همین مضمون به‌شماره‌ی 781 از حذیفهt ذکر شد که در صحیحین آمده است.

121- باب: مستحب بودن اعتدال در نوع لباسی که انسان می‌پوشد و این‌که جز به ضرورت یا هدفی شرعی، لباسی نپوشد

121- باب: مستحب بودن اعتدال در نوع لباسی که انسان می‌پوشد و این‌که جز به ضرورت یا هدفی شرعی، لباسی نپوشد که زمینه‌ی سرزنش و خرده‌گیری بر وی را فراهم کند

807- عن عمرو بن شُعْیبٍ عن أَبیه عَنْ جدِّهِt قال: قالَ رسُولُ اللهr: «إِنَّ الله یُحِبُّ أَنْ یَرَى أَثَرَ نِعْمَتِهِ عَلى عبْدِهِ». [ترمذی، این حدیث را روایت کرده  گفته است: حدیثی حسن می‌باشد.]([1])

ترجمه: از عمرو بن شعیب از پدرش از جدشt روایت است: رسول‌اللهr فرمود: «همانا الله دوست دارد اثرِ نعمت خود را بر بنده‌اش ببیند».

شرح

مؤلف/ در این بخش، دو باب گشوده است؛ باب اول درباره‌ی مستحب بودن خودداری از شیک‌پوشی از روی تواضع می‌باشد و باب دوم، درباره‌ی مستحب بودن اعتدال در نوع لباسی که انسان می‌پوشد.

در باب نخست، حدیثی بدین مضمون آمده است که معاذ بن انسt می‌گوید: پیامبرr فرمود: «هرکس با وجودِ توانایی، از روی تواضع و فروتنی برای الله از پوشیدن لباس خوب خودداری کند، الله متعال روز قیامت او را در انظار مردم فرا می‌خوانَد و به او این اختیار را می‌دهد که از لباس‌های گران‌بها و زیبای اهل ایمان، هر لباسی که می‌خواهد، بپوشد».

این، بدین معناست که وقتی انسان در میان مردمی زندگی می‌کند که زندگی متوسطی دارند و نمی‌توانند لباس‌های گران‌بها بپوشند و او نیز از روی تواضع همانند آن‌ها یا در سطح مردم منطقه‌اش لباس می‌پوشد تا بر کسی فخرفروشی نکند یا دلِ کسی نشکند، به چنین پاداش بزرگی دست می‌یابد؛ اما اگر در منطقه‌ای زندگی می‌کند که مردمش ثروتمند هستند و در چارچوب شریعت، لباس‌های گران‌بهایی می‌پوشند، بهتر است در همین سطح لباس بپوشد. زیرا الله متعال زیباست و زیبایی را دوست دارد.

بدون شک اگر انسان در میان ثروتمندان باشد و با وجود توانایی، لباسی در سطح پایین بپوشد، چنین لباسی، لباس شهرت به‌شمار می‌آید؛ یعنی لباسی که انسان را انگشت‌نما می‌گرداند و پیامبرr از پوشیدن لباس شهرت منع کرده است. پس انسان باید در طرز لباس پوشیدن خود، با توجه به آموزه‌ها و احکام دینی، شرایط و وضعیت هر جایی را در نظر بگیرد. اگر از روی تواضع، به‌خاطر رعایت حال همشهریان و مردم منطقه‌اش که سطح زندگی متوسطی دارند، از شیک‌پوشی خودداری کند، به پاداش بزرگی که در حدیث آمده است، دست خواهد یافت؛ ولی اگر در میان مردمی ثروتمند زندگی می‌کند که لباس‌های گران‌بها می‌پوشند، بهتر است همانندِ آن‌ها لباس بپوشد.

سپس مؤلف/ به موضوع میانه‌روی در پوشیدن لباس  پرداخته است. انسان باید در همه حال میانه‌رو باشد و در خوردن و نوشیدن و در لباس و دیگر مسایل، اعتدال را رعایت کند؛ ولی نعمت‌های الهی را نادیده نگیرد. زیرا الله متعال دوست دارد آثار نعمت خود را بر بنده‌اش ببیند؛ یعنی دوست دارد وقتی نعمتی به بنده‌اش می‌دهد، اثر این نعمت بر بنده‌اش نمایان باشد.

اگر به او ثروت داده است، دوست دارد آثار این ثروت، یعنی انفاق، صدقه دادن، بذل و بخشش، مشارکت در کارهای نیک و پوشیدن لباس‌های زیبا و شایسته را در او مشاهده کند. و چنان‌چه به بنده‌اش علم و دانش عطا کرده، دوست دارد آثار علم و دانش، یعنی عمل کردن به این علم را در عبادت‌ها، و نیز در رفتارهای فردی و اجتماعی وی و هم‌چنین در گسترش دعوت و آموزش آن به دیگران، ببیند. لذا هر نعمتی که الله به شما ارزانی داشته است، آثارش را به او نشان دهید؛ این، از جمله‌ی شکر نعمت است. اما کسی که خداوندU به او مال و ثروت داده و او با لباس‌های کهنه یا با شکل و قیافه‌ای در میان مردم ظاهر می‌شود که گویا کسی از او فقیرتر نیست، در حقیقت، نعمت الهی را انکار کرده است. چگونه است که اللهU به او مال و ثروت داده، اما او با لباسِ فقرا و حتی با لباس‌هایی در سطح پایین‌تر به میان مردم می‌رود؟! یا چگونه است که به لطف اللهU ثروتمند شده، اما از بذل و بخشش و انفاقِ مال و ثروتی که الله به او داده، بخل می‌ورزد؛ نه حق واجب مالش را ادا می‌کند و نه صدقه‌ی نفل می‌دهد؟!

الله به تو علم و دانش داده است، اما اثر این نعمت را در تو نمی‌بیند! نه عبادت تو افزایش یافته است و نه خشوع و رفتارِ نیک و پسندیده‌‌ای داری! به نشر و گسترش علم و آموزش آن به دیگران هیچ اهمیت نمی‌دهی! همه‌ی این‌ها، مصداق و نمونه‌‌ای بارز از کتمان نعمتی‌ست که اللهU به بنده‌اش ارزانی داشته است؛ انسان باید آثار هر نعمتی را که الله به او می‌بخشد، نمایان سازد، نه این‌که در عمل، نعمت و لطف پروردگار را انکار کند.

***




([1]) صحیح الجامع، ش: 1887؛ غایۀ المرام، ش: 75؛ و صحیح أبی داود، آلبانی/، ش: 2260.

120- باب: مستحب بودن دوری از شیک‌پوشی از روی تواضع

120- باب: مستحب بودن دوری از شیک‌پوشی از روی تواضع

پیش‌تر در باب «فضیلت گرسنگی و زندگی سخت»، سخنانی گذشت که مربوط به این باب است.

806- وعن معاذِ بن أَنسٍt أَنَّ رسُولَ اللهr قال: «مَنْ تَرَکَ اللِّباس تَواضُعًا لِلَّه، وَهُوَ یَقْدِرُ علَیْه، دَعَاهُ الله یَوْمَ القِیامَةِ عَلى رُؤُوسِ الخَلائِقِ حتى یُخیِّرَهُ منْ أَیِّ حُلَلِ الإِیمان شَاءَ یلبَسُها». [ترمذی این حدیث را روایت کرده و گفته است: حسن می‌باشد.]([1])

ترجمه: معاذ بن انسt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «هرکس با وجودِ توانایی، از روی تواضع و فروتنی برای الله، از پوشیدن لباس خوب خودداری کند، الله متعال روز قیامت او را در انظار مردم فرا می‌خوانَد و به او این اختیار را می‌دهد که از لباس‌های گران‌بها و زیبای اهل ایمان، هر لباسی که می‌خواهد، بپوشد».




([1]) صحیح الجامع، ش: 6145؛ السلسلۀ الصحیحۀ، ش: 718؛ و صحیح الترمذی، آلبانی/، ش: 2017.