الله متعال میفرماید:
﴿إِنَّ فِی خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓیَٰتٖ لِّأُوْلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٩٠ ٱلَّذِینَ یَذۡکُرُونَ ٱللَّهَ قِیَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾ [آل عمران: ١٩٠، ١٩١]
همانا در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز، نشانههایی برای خردمندان وجود دارد؛ کسانی که ایستاده و نشسته و یا در حالی که بر پهلوها آرمیدهاند، الله را یاد میکنند و در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند.
1466- وعن حُذَیْفَةَ وأبی ذرٍّ$: أنَّ رسولَ اللهr کَانَ إِذَا أَوَى إِلَى فِراشِهِ، قَالَ: «بِاسْمِکَ اللهمَّ أَحْیَا وأَمُوتُ». [روایت بخاری]([1])
ترجمه: حذیفه و ابوذر$ میگویند: رسولاللهr هنگامی که به رختخواب میرفت، میگفت: «بِاسْمِکَ اللهمَّ أَحْیَا وأَمُوتُ».
1467- وعن علیٍّt أنَّ رسولَ اللهr قَالَ لَهُ ولِفَاطِمَةَ&: «إِذَا أَوَیْتُمَا إِلَى فِرَاشِکُمَا- أَوْ إِذَا أَخَذْتُمَا مَضَاجِعَکُمَا- فَکَبِّرا ثَلاَثاً وَثَلاثِینَ، وَسَبِّحَا ثَلاثاً وَثَلاثِینَ، واحْمِدا ثَلاثاً وَثَلاثِینَ» وفی روایةٍ: التَّسْبیحُ أرْبعاً وثلاثینَ، وفی روایةٍ: التَّکْبِیرُ أرْبعاً وَثَلاَثینَ. [متفق علیه]([2])
ترجمه: از علیt روایت است که رسولاللهr به او و فاطمه& فرمود: «هنگامی که به رختخواب میروید- یا میخواهید بخوابید- سی وسه بار اللهاکبر، سی و سه بار سبحانالله و سی و سه بار الحمدلله بگویید». در روایتی: سی و چهار بار تسبیح (=سبحانالله) آمده است و در روایتی دیگر: سی و چهار بار تکبیر (=اللهاکبر).
1468- وعن أَبی هریرةَt قَالَ: قَالَ رسولُ اللهr: «إِذَا أَوَى أَحَدُکُمْ إِلَى فِرَاشِهِ فَلیَنْفُضْ فِرَاشَهُ بِدَاخِلَةِ إزَارِهِ فإنَّهُ لا یَدْرِی مَا خَلَفَهُ عَلَیْهِ، ثُمَّ یَقُولُ: بِاسمِکَ رَبِّی وَضَعْتُ جَنْبی، وَبِکَ أرْفَعُهُ، إنْ أَمْسَکْتَ نَفْسِی فَارْحَمْهَا، وَإنْ أَرْسَلْتَهَا، فاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَکَ الصَّالِحِینَ». [متفق علیه]([3])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «هریک از شما هنگامیکه به رختخواب میرود، بسترش را از سمت داخل که روی او قرار میگیرد، بتکاند؛ زیرا نمیداند که پس از او چه چیزی در بستر جای گرفته است؛ سپس بگوید: بِاسمِکَ رَبِّی وَضَعْتُ جَنْبی، وَبِکَ أرْفَعُهُ، إنْ أَمْسَکْتَ نَفْسِی فَارْحَمْهَا، وَإنْ أَرْسَلْتَهَا، فاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَکَ الصَّالِحِینَ».
شرح
این احادیث دربارهی دعاها و اذکاریست که انسان پیش از خواب میگوید؛ از جمله آنچه در حدیث علی بن ابیطالبt آمده است؛ فاطمه که کار خانه و آسیاب کردن گندم بر دوش او بود، از پدرش، پیامبر اکرمr خدمتکاری درخواست کرد. پیامبرr به آن دو، یعنی علی و فاطمه$ فرمود: «آیا شما را به چیزی رهنمون شوم که برایتان از خدمتکار بهتر است؟» و سپس به آنها فرمود: «هنگامی که به رختخواب میروید- یا میخواهید بخوابید- سی وسه بار اللهاکبر، سی و سه بار سبحانالله و سی و چهار بار الحمدلله بگویید»؛ «این برای شما، از خدمتکار بهتر است». لذا شایسته است که پیش از خواب، این اذکار را بگوییم؛ زیرا با گفتن این اذکار، از یکسو با ذکر و یادِ اللهU خوابیدهایم و از سوی دیگر، این اذکار انجام کارها را برای انسان، آسان میگرداند.
در حدیث ابوهریرهt آمده است: رسولاللهr فرمود: «هریک از شما هنگامیکه به رختخواب میرود، بسترش را از سمت داخل که روی او قرار میگیرد، بتکاند؛ زیرا نمیداند که پس از او چه چیزی در بستر جای گرفته است؛ سپس بگوید: بِاسمِکَ رَبِّی وَضَعْتُ جَنْبی، وَبِکَ أرْفَعُهُ، إنْ أَمْسَکْتَ نَفْسِی فَارْحَمْهَا، وَإنْ أَرْسَلْتَهَا، فاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَکَ الصَّالِحِینَ».
[ترجمهی دعا: «یا الله! به نام تو پهلویم را بر زمین گذاشتم و به کمک تو آن را بلند میکنم. اگر جانِ مرا گرفتی، آن را بیامرز و بر آن، رحم بفرما. و اگر جانم را به کالبدم برگرداندی، آن را با آنچه که بندگان نیکوکارت را حفاظت مینمایی، حفاظت کن».]
هنگامی که انسان میخوابد، الله متعال جانش را میگیرد؛ همانگونه که الله متعال میفرماید:
﴿ٱللَّهُ یَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِینَ مَوۡتِهَا وَٱلَّتِی لَمۡ تَمُتۡ فِی مَنَامِهَاۖ﴾ [الزمر: ٤٢]
الله، جانها را هنگام مرگشان میگیرد و نیز جانی را که نمرده است، بههنگام خوابِ آن قبض میکند.
البته میدانید که گرفتن جان در هنگام خواب، با قبض روح در هنگام مردن تفاوت دارد؛ روح یا جان انسان در هنگام خواب، بهصورت مقطعی گرفته میشود؛ از اینرو آدم خوابیده از اطرافش بیخبر است. الله متعال میفرماید:
﴿وَهُوَ ٱلَّذِی یَتَوَفَّىٰکُم بِٱلَّیۡلِ وَیَعۡلَمُ مَا جَرَحۡتُم بِٱلنَّهَارِ﴾ [الأنعام: ٦٠]
و او ذاتیست که شبهنگام شما را در مرگِ خواب فرو میبرد و از اعمالی که در روز انجام میدهید، آگاه است.
چه خوبست که به گفتن این دعا قبل از خواب پایبندی کنیم: «بِاسمِکَ رَبِّی وَضَعْتُ جَنْبی، وَبِکَ أرْفَعُهُ، إنْ أَمْسَکْتَ نَفْسِی فَارْحَمْهَا، وَإنْ أَرْسَلْتَهَا، فاحْفَظْهَا بِمَا تَحْفَظُ بِهِ عِبَادَکَ الصَّالِحِینَ».
***
1469- وعن عائشةَ& أنَّ رسُولَ اللهr کَانَ إِذَا أخَذَ مَضْجَعَهُ نَفَثَ فی یَدَیْهِ، وَقَرَأَ بالمُعَوِّذَاتِ، ومَسَحَ بِهِمَا جَسَدَهُ. [متفق علیه]([4])
وفی روایةٍ لَهُما: أنَّ النَّبِیَّr کَانَ إذا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ کُلَّ لَیْلَةٍ جَمَعَ کَفَّیْهِ، ثُمَّ نَفَثَ فِیهِمَا فَقَرأَ فیهِما: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾ ، ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾ وَ ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ﴾ ثُمَّ مَسَحَ بِهِما مَا استْطَاعَ مِنْ جَسَدِهِ، یَبْدَأُ بِهِما عَلَى رَأسِهِ وَوجْهِهِ، وَمَا أقْبَلَ مِنْ جَسَدِهِ، یَفْعَلُ ذَلِکَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ.
ترجمه: عایشه& میگوید: رسولاللهr هنگامی که به رختخواب میرفت، در دستانش میدمید و﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾ و﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ ﴾ را میخواند و دستان مبارکش را بر بدن خویش میکشید.
و در روایتی دیگر از بخاری و مسلم آمده است: پیامبرr هر شب، هنگامی که به رختخوابش میرفت، دو دستش را در کنار هم قرار میداد و در آنها میدمید و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾، ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾ و﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ﴾ را در دستانش میخواند و سپس با دستان مبارکش هرجا از بدنش را که میتوانست، مسح مینمود و ابتدا از سر و صورت و قسمت جلوی بدنش آغاز میکرد و این کار را سه بار انجام میداد.
1470- وعن البراءِ بنِ عازبٍ$ قَالَ: قَالَ لِی رسولُ اللهr: «إِذَا أَتَیتَ مَضْجعَکَ فَتَوَضَّأْ وَضُوءکَ لِلصَّلاَةِ، ثُمَّ اضْطَجِعْ عَلَى شِقِّکَ الأیْمَن، وَقُلْ: اللهمَّ أَسْلَمْتُ نَفْسِی إِلَیْکَ، وَوَجَّهْتُ وَجْهِی إِلَیْکَ، وَفَوَّضْتُ أَمْرِی إلیکَ، وأَلْجَأتُ ظَهرِی إلَیْکَ، رَغْبَةً وَرهْبَةً إلیکَ، لا مَلْجَأَ وَلا مَنْجَا مِنْکَ إِلا إلیکَ، آمَنْتُ بِکِتابِکَ الَّذِی أنْزَلْتَ، وَبِنَبِیِّکَ الَّذِی أرْسَلْتَ، فإنْ مِتَّ مِتَّ عَلَى الفِطْرَةِ، وَاجْعَلْهُنَّ آخِرَ مَا تَقُولُ». [متفق علیه]([5])
ترجمه: براء بن عازب$ میگوید: رسولاللهr به من فرمود: «هنگامی که به رختخوابت رفتی، همانند وضوی نماز، وضو بگیر و سپس بر پهلوی راست خود، بخواب و این دعا را بگو: «اللهمَّ أسْلَمْتُ نفْسی إلَیْک، ووجَّهْتُ وجْهِی إِلَیْک، وفَوَّضْتُ أمری إِلَیْک، وألْجأْتُ ظهْرِی إلَیْک. رغْبَة ورهْبةً إلَیْک، لا ملجَأَ ولا منْجى مِنْکَ إلاَّ إلَیْک، آمَنْتُ بِکِتَابِکَ الَّذی أنْزَلْتَ، وبنبیِّک الَّذی أرْسلتَ»؛([6]) اگر در آن شب، بمیری، بر فطرت (ایمان) از دنیا رفتهای و اگر شب را به صبح رساندی (و از دنیا نرفتی)، به نیکی فراوانی دست یافتهای. و این دعا را آخرین سخن خویش قرار بده».
1471- وعن أنسٍt أنَّ النَّبِیَّr کَانَ إِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ قَالَ: «الحَمْدُ للهِ الَّذِی أَطْعَمَنَا وَسَقَانَا، وکفَانَا وآوانَا، فَکَمْ مِمَّنْ لا کَافِیَ لَهُ وَلا مُؤْوِیَ». [روایت مسلم]([7])
ترجمه: انسt میگوید: پیامبرr هنگامی که به رختخوابش میرفت، این دعا را میگفت: «الحَمْدُ للهِ الَّذِی أَطْعَمَنَا وَسَقَانَا، وکفَانَا وآوانَا، فَکَمْ مِمَّنْ لا کَافِیَ لَهُ وَلا مُؤْوِیَ».([8])
1472- وَعَنْ حذیفةَt أنَّ رسُولَ اللهr کَانَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یَرْقُدَ، وَضَعَ یَدَهُ الیُمْنَى تَحْتَ خَدِّهِ، ثُمَّ یَقُولُ: «اللهمَّ قِنی عَذَابَکَ یَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَکَ». [ترمذی این حدیث را روایت کرده و گفته است: حدیثی حسن میباشد. ابوداود نیز این حدیث را از حفصه& روایت کرده است؛ در روایت حفصه& آمده است که پیامبرr این دعا را سه بار میگفت.]([9])
ترجمه: حذیفهt میگوید: رسولاللهr هنگامی که میخواست بخوابد، دست راستش را زیر گونهاش قرار میداد و میگفت: «اللهمَّ قِنی عَذَابَکَ یَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَکَ».([10])
شرح
این احادیث، باقیماندهی احادیثیست که مؤلف/ در باب اذکار قبل از خواب آورده است. در حدیث عایشه& آمده است: پیامبرr هر شب، هنگامی که به رختخوابش میرفت، دو دستش را در کنار هم قرار میداد و در آنها میدمید و ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾، ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾ و﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ﴾ را در دستانش میخواند و سپس با دستان مبارکش هرجا از بدنش را که میتوانست، مسح مینمود و ابتدا از سر و صورت و قسمت جلوی بدنش آغاز میکرد و این کار را سه بار انجام میداد.
لذا شایسته است که به این سنت نبوی عمل کنیم.
پیشتر حدیث براء بن عازب$ را شرح دادیم.([11]) و اما حدیث انس بن مالکt؛ در این حدیث آمده است: پیامبرr هنگامی که به رختخوابش میرفت، این دعا را میگفت: «الحَمْدُ للهِ الَّذِی أَطْعَمَنَا وَسَقَانَا، وکفَانَا وآوانَا، فَکَمْ مِمَّنْ لا کَافِیَ لَهُ وَلا مُؤْوِیَ»؛ یعنی: «حمد و ستایش ویژهی الله است که ما را خوراک و آب داد و ما را کفایت کرد و پناهمان داد؛ چه بسیار کسانی که نه کفایتکنندهای دارند و نه پناهدهندهای!»
بدینسان اللهU را میستاییم که به ما آب و خوراک داد؛ زیرا اگر الله متعال انواع خوراکیها و نوشیدنیها را برایمان فراهم نمیساخت، چیزی برای خوردن و آشامیدن نداشتیم؛ همانگونه که خود میفرماید:
﴿أَفَرَءَیۡتُم مَّا تَحۡرُثُونَ ٦٣ ءَأَنتُمۡ تَزۡرَعُونَهُۥٓ أَمۡ نَحۡنُ ٱلزَّٰرِعُونَ ٦٤ لَوۡ نَشَآءُ لَجَعَلۡنَٰهُ حُطَٰمٗا فَظَلۡتُمۡ تَفَکَّهُونَ ٦٥ إِنَّا لَمُغۡرَمُونَ ٦٦ بَلۡ نَحۡنُ مَحۡرُومُونَ ٦٧ أَفَرَءَیۡتُمُ ٱلۡمَآءَ ٱلَّذِی تَشۡرَبُونَ ٦٨ ءَأَنتُمۡ أَنزَلۡتُمُوهُ مِنَ ٱلۡمُزۡنِ أَمۡ نَحۡنُ ٱلۡمُنزِلُونَ ٦٩ لَوۡ نَشَآءُ جَعَلۡنَٰهُ أُجَاجٗا فَلَوۡلَا تَشۡکُرُونَ ٧٠﴾ [الواقعة: ٦٣، ٧٠]
آیا به آنچه میکارید، توجه کردهاید؟ آیا شما آن را میرویانید یا ما میرویانیم؟ اگر بخواهیم، بهطور قطع آن را گیاهی خُرد و خشکیده میگردانیم و بدین ترتیب شما شگفتزده میشوید. (و میگویید:) بهراستی ما زیان کردهایم؛ بلکه ما محروم و بیبهرهایم. آیا به آبی که مینوشید، توجه کردهاید؟ آیا شما آن را از ابر فرو میفرستید یا ما نازلکنندهایم؟ اگر بخواهیم آن را تلخ و شور میگردانیم، پس چرا سپاس نمیگزارید؟
«ما را کفایت کرد»، بدین معناست که به امور و نیازهایمان رسیدگی فرمود؛ و نیز به ما جا و پناه داد. لذا هنگامی که به رختخواب میرویم، این دعا را میگوییم.
یکی دیگر از دعاهای قبل از خواب، دعاییست که در حدیث حذیفه و حفصه$ آمده است؛ رسولاللهr هنگامی که میخواست بخوابد، دست راستش را زیر گونهاش قرار میداد و میگفت: «اللهمَّ قِنی عَذَابَکَ یَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَکَ».
اینها، مجموعهای از اذکار و دعاهایی بود که از پیامبرr ثابت شده است؛ لذا بکوشیم که این دعاها و اذکار را با همان الفاظی که پیامبرr میگفت، حفظ کنیم و بر آنها پایبند باشیم.
([1]) صحیح بخاری، ش: 6314. این حدیث پیشتر به شمارههای 821 و 1454 آمده است.
([2]) صحیح بخاری، ش: (3113، 5361، 5362)؛ و صحیح مسلم، ش: 2727.
([3]) صحیح بخاری، ش: 6320؛ و صحیح مسلم، ش: 2714.
([4]) صحیح بخاری، ش: 6319؛ و صحیح مسلم، ش: 2192.
([5]) صحیح بخاری، ش: 6311؛ و صحیح مسلم، ش: 2710. [این حدیث پیشتر بهشمارهی 81 و 819 آمده است. (مترجم)]
([6]) ترجمهی دعا: «یا الله! با بیم و امید، خود را تسلیم تو نمودم و به سوی تو روی آوردم، کارهایم را به تو سپردم و به تو پناه آوردم (به تو توکل کردم)؛ در برابر تو، هیچ پناهگاه و جای نجاتی، جز خودت وجود ندارد. به کتابی که نازل فرمودهای و به پیامبری که فرستادهای، ایمان دارم».
([7]) صحیح مسلم، ش: 2715.
([8]) ترجمهی دعا: حمد و ستایش ویژهی الله است که ما را خوراک و آب داد و ما را کفایت کرد و پناهمان داد؛ چه بسیار کسانی که نه کفایتکنندهای دارند و نه پناهدهندهای!»
([9]) صحیح الجامع، ش: 6469؛ آلبانی/ در مشکاۀ المصابیح، ش: 2137، این حدیث را صحیح دانسته است.
([10]) ترجمهی دعا: «یا الله! در آن روز که بندگانت را برمیانگیزی، مرا از عذاب خویش محافظت بفرما».
([11]) ر.ک: حدیث شمارهی 81 و 819. [مترجم]
248- باب: ذکر در صبحگاه و شامگاه
الله متعال میفرماید:
﴿وَٱذۡکُر رَّبَّکَ فِی نَفۡسِکَ تَضَرُّعٗا وَخِیفَةٗ وَدُونَ ٱلۡجَهۡرِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ وَلَا تَکُن مِّنَ ٱلۡغَٰفِلِینَ ٢٠٥﴾ [الأعراف: ٢٠٥]
و پروردگارت را (با تدبر و) در (ژرفای) وجودت، بامداد و شامگاه با زاری و بیم و بدون بلند کردن صدا یاد کن و از غافلان مباش.
زبانشناسان گفتهاند: واژهی ﴿ٱلۡأٓصَالِ﴾ ، جمع کلمهی «اصیل» است که به فاصلهی میان عصر و مغرب گفته میشود.
الله متعال میفرماید:
﴿وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّکَ قَبۡلَ طُلُوعِ ٱلشَّمۡسِ وَقَبۡلَ غُرُوبِهَا﴾ [طه: ١٣٠]
و پیش از طلوع خورشید و قبل از غروبش، پروردگارت را به پاکی حمد و ستایش کن.
و میفرماید:
﴿وَسَبِّحۡ بِحَمۡدِ رَبِّکَ بِٱلۡعَشِیِّ وَٱلۡإِبۡکَٰرِ ٥٥﴾ [غافر: ٥٥]
و صبح و شام به سپاس و ستایش پروردگارت بپرداز.
زبانشناسان گفتهاند: «ÓÅ´yç»، به فاصلهی زوال آفتاب تا غروبِ خورشید گفته میشود.
الله متعال میفرماید:
﴿فِی بُیُوتٍ أَذِنَ ٱللَّهُ أَن تُرۡفَعَ وَیُذۡکَرَ فِیهَا ٱسۡمُهُۥ یُسَبِّحُ لَهُۥ فِیهَا بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ ٣٦ رِجَالٞ لَّا تُلۡهِیهِمۡ تِجَٰرَةٞ وَلَا بَیۡعٌ عَن ذِکۡرِ ٱللَّهِ﴾ [النور : ٣٦، ٣٧]
(این چراغ و نورش) در خانههایی(ست) که الله اجازه داده ارج داده شوند و نامش در آنها، بامداد و شامگاه یاد گردد. مردانی که تجارت و داد و ستد، آنان را از یاد الله باز نمیدارد.
و میفرماید:
﴿إِنَّا سَخَّرۡنَا ٱلۡجِبَالَ مَعَهُۥ یُسَبِّحۡنَ بِٱلۡعَشِیِّ وَٱلۡإِشۡرَاقِ ١٨﴾ [ص : ١٨]
ما کوهها را همآوا و رامَش کردیم که شبانگاه و هنگام برآمدن آفتاب تسبیح میگفتند.
شرح
مؤلف/ میگوید: «باب: ذکر در صبحگاه و شامگاه» که منظورش، فضیلت ذکر در ابتدا و پایان روز یا در آغاز روز و ابتدای شب است. بامداد از طلوع فجر شروع میشود و تا بالا آمدن خورشید در چاشتگاه ادامه دارد؛ شامگاه نیز از نماز عصر آغاز میگردد و هنگام نماز عشاء یا نزدیک به آن، پایان مییابد. لذا منظور از اذکار صبح و شام، اذکاریست که در این دو وقت گفته میشود. و منظور از اذکارِ شب، اذکاریست که در شب میگوییم؛ مانند «آیةالکرسی» که آن را در شب میخوانیم. سپس مؤلف/ چند آیه در اینباره ذکر کرده است؛ از آن جمله، این آیه که الله متعال میفرماید:
﴿وَٱذۡکُر رَّبَّکَ فِی نَفۡسِکَ تَضَرُّعٗا وَخِیفَةٗ وَدُونَ ٱلۡجَهۡرِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ بِٱلۡغُدُوِّ وَٱلۡأٓصَالِ وَلَا تَکُن مِّنَ ٱلۡغَٰفِلِینَ ٢٠٥﴾ [الأعراف: ٢٠٥]
و پروردگارت را (با تدبر و) در (ژرفای) وجودت، بامداد و شامگاه با زاری و بیم و بدون بلند کردن صدا یاد کن و از غافلان مباش.
﴿وَٱذۡکُر رَّبَّکَ فِی نَفۡسِکَ﴾ ، بدین معناست که پروردگارت را در تنهایی و در ژرفای وجودت یاد کن؛ ﴿تَضَرُّعٗا وَخِیفَةٗ﴾ ، یعنی: «با زاری و بیم و امید به اللهU و با اظهار نیازمندی به او».﴿وَخِیفَةٗ﴾ یعنی با ترس از او یا با ترس از اینکه دعایت پذیرفته نشود؛ زیرا الله متعال میفرماید:
﴿وَٱلَّذِینَ یُؤۡتُونَ مَآ ءَاتَواْ وَّقُلُوبُهُمۡ وَجِلَةٌ أَنَّهُمۡ إِلَىٰ رَبِّهِمۡ رَٰجِعُونَ ٦٠﴾
[المؤمنون : ٦٠]
و آنان که آنچه باید بدهند، میدهند و با این حال دلهایشان از اینکه بهسوی پروردگارشان بازمیگردند، هراسان است.
زیرا از این میترسند که مبادا از آنان پذیرفته نشود؛ چراکه الله متعال تنها از پرهیزگاران میپذیرد؛ همانگونه که میفرماید:
﴿إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلۡمُتَّقِینَ ٢٧﴾ [المائدة: ٢٧]
الله، تنها از پرهیزگاران، میپذیرد.
در آیه ای که مؤلف/ آورده است، میخوانیم: ﴿وَٱذۡکُر رَّبَّکَ فِی نَفۡسِکَ تَضَرُّعٗا وَخِیفَةٗ وَدُونَ ٱلۡجَهۡرِ مِنَ ٱلۡقَوۡلِ﴾ یعنی: «و پروردگارت را در ژرفای وجودت با بیم و امید و بدون بلند کردن صدا یاد کن». در ادامه میفرماید: ﴿وَلَا تَکُن مِّنَ ٱلۡغَٰفِلِینَ﴾ : «و از غافلان مباش». مؤلف/ آیات دیگری نیز در اینباره ذکر کرده است که انشاءالله تفسیر آنها در شرح و توضیح احادیث خواهد آمد.
***
1459- وعن أَبی هریرةَt قَالَ: قَالَ رسولُ اللهr: «مَنْ قَالَ حِیْنَ یُصْبِحُ وَحینَ یُمْسِی: سُبْحَانَ اللهِ وَبِحَمْدِهِ، مِئَةَ مَرَّةٍ، لَمْ یَأتِ أَحَدٌ یَوْمَ القِیَامَةِ بِأفْضَلَ مِمَّا جَاءَ بِهِ، إِلاَّ أحَدٌ قَالَ مِثْلَ مَا قَالَ أَوْ زَادَ». [روایت مسلم]([1])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «هرکس صبحگاه و شامگاه صد بار بگوید: سُبْحَانَ الله وَبِحَمْدِهِ، روز قیامت هیچکس عملی بهتر از او با خود ندارد؛ مگر کسی که همانندِ او یا بیش از او این ذکر را گفته باشد».
1460- وعنه قَالَ: جَاءَ رجلٌ إِلَى النَّبِیِّr فَقَالَ: یَا رسولَ الله مَا لَقِیْتُ مِنْ عَقْرَبٍ لَدَغَتْنِی البَارِحَةَ! قَالَ: «أمَا لَوْ قُلْتَ حِیْنَ أمْسَیْتَ: أعُوذُ بِکَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، لَمْ تَضُرَّک». [روایت مسلم]([2])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: مردی نزد پیامبرr آمد و گفت: ای رسولخدا! از عقربی که دیشب مرا نیش زد، چه همه درد کشیدم! پیامبرr فرمود: «اگر شامگاهان میگفتی: أعُوذُ بِکَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، آسیبی به تو نمیرساند».
1461- وَعَنْهُ عَنِ النَّبِیِّr أنَّه کَانَ یقولُ إِذَا أصْبَحَ: «اللهمَّ بِکَ أصْبَحْنَا، وَبِکَ أمْسَیْنَا، وَبِکَ نَحْیَا، وَبِکَ نَمُوتُ، وَإلَیْکَ النُّشُورُ»؛ وإذا أمسَى، قَالَ: «اللهمَّ بِکَ أمْسَیْنَا، وبِکَ نَحْیَا، وَبِکَ نَمُوتُ، وَإلْیَکَ النُّشُورُ». [ترمذی، این حدیث را روایت کرده و گفته است: حدیثی حسن میباشد.]([3])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: پیامبرr بامدادان این دعا را میگفت: «اللهمَّ بِکَ أصْبَحْنَا، وَبِکَ أمْسَیْنَا، وَبِکَ نَحْیَا، وَبِکَ نَمُوتُ، وَإلَیْکَ النُّشُورُ» و شامگاهان میفرمود: «اللهمَّ بِکَ أمْسَیْنَا، وبِکَ نَحْیَا، وَبِکَ نَمُوتُ، وَإلْیَکَ النُّشُورُ».
شرح
نووی/ این سه حدیث را در باب اذکار صبح و شام آورده است؛ حدیث نخست به فضیلت این ذکر اشاره دارد که انسان بامدادان، صد بار بگوید: سُبْحَانَ الله وَبِحَمْدِهِ، و شامگاهان نیز این ذکر را صد بار بگوید؛ در این صورت روز قیامت، هیچکس عملی بهتر از این عمل ندارد؛ مگر کسی که این ذکر را صد بار یا بیشتر در صبح و شام گفته باشد. با گفتنِ سُبْحَانَ الله وَبِحَمْدِهِ، در حقیقت اللهU را از هر آنچه که شایستهی جلالش نیست، پاک و منزه میدانیم و او را با صفات کمالش میستاییم؛ آنجا که میگوییم: وَبِحَمْدِهِ. لذا شایسته است که هر صبح و نیز هر شام، این ذکر را صد بار بگوییم تا به فضیلتی که پیامبرr بیان فرموده است، دست یابیم.
از دیگر دعاها یا اذکار صبح و شام، گفتنِ این دعاست که: «أعُوذُ بِکَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ»؛ این، پناه آوردن به الله متعال از شرّ همهی آفریدههای اوست و چنانچه هر صبح و شام، این دعا را سه بار بگوییم، هیچ زیان و آسیبی به ما نمیرسد. چنانچه مردی نزد پیامبرr آمد و گفت: ای رسولخدا! از عقربی که دیشب مرا نیش زد، چه همه درد کشیدم! پیامبرr فرمود: «اگر شامگاهان میگفتی: أعُوذُ بِکَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ، آسیبی به تو نمیرساند».
یکی از اذکار و دعاهای صبحگاهی، این است که بگوییم: «اللهمَّ بِکَ أصْبَحْنَا، وَبِکَ أمْسَیْنَا، وَبِکَ نَحْیَا، وَبِکَ نَمُوتُ، وَإلَیْکَ النُّشُورُ»؛ همچنانکه در شامگاه میگوییم: «اللهمَّ بِکَ أمْسَیْنَا، وبِکَ نَحْیَا، وَبِکَ نَمُوتُ، وَإلْیَکَ النُّشُورُ».
پس شایسته است که بر این اذکار پایبند باشیم تا در شمارِ آندسته از بندگان الاهی قرار گیریم که پروردگارشان را فراوان یاد میکنند.
ناگفته نماند که منظور از «کَلِمَاتِ اللهِ التَّامَّاتِ» یا کلمات کامل الله، کلامِ تکوینیِ اوست که چون پیدایش چیزی را اراده کند، فقط کافیست که به آن بگوید: پدید آی؛ پس پدید میآید.
***
1462- وَعَنْهُ: أنَّ أَبَا بکرٍ الصِّدِّیقِt قَالَ: یَا رسول الله مُرْنِی بِکَلِمَاتٍ أقُولُهُنَّ إِذَا أصْبَحْتُ وإذا أمْسَیْتُ، قَالَ: «قُلْ: اللهمَّ فَاطِرَ السَّمَاواتِ والأرْضِ عَالِمَ الغَیْبِ والشَّهَادَةِ؛ رَبَّ کُلِّ شَیْءٍ وَمَلِیکَهُ، أَشْهَدُ أنْ لا إله إِلاَّ أنْتَ، أعُوذُ بِکَ مِنْ شَّرِّ نَفْسِی وَشَرِّ الشَّیْطَانِ وَشِرْکِهِ»؛ قَالَ: «قُلْهَا إِذَا أصْبَحْتَ، وإذَا أمْسَیْتَ، وإذَا أخَذْتَ مَضْجَعَکَ». [روایت ابوداود و ترمذی؛ ترمذی، این حدیث را حسن صحیح دانسته است.]([4])
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: ابوبکر صدیقt عرض کرد: ای رسولخدا! کلماتی به من یاد بده که صبح و شام بگویم. پیامبرr فرمود: «بگو: اللهمَّ فَاطِرَ السَّمَاواتِ والأرْضِ عَالِمَ الغَیْبِ والشَّهَادَةِ؛ رَبَّ کُلِّ شَیْءٍ وَمَلِیکَهُ، أَشْهَدُ أنْ لا إله إِلاَّ أنْتَ، أعُوذُ بِکَ مِنْ شَّرِّ نَفْسِی وَشَرِّ الشَّیْطَانِ وَشِرْکِهِ». و سپس افزود: «این را صبحگاهان و شامگاهان و آنگاه که به رختخواب میروی، بگو».
شرح
این، یکی دیگر از اذکاریست که در صبح و شام گفته میشود؛ ذکر یا دعایی که پیامبرr به درخواست ابوبکر صدیقt به این بزرگوار آموزش داد؛ چنانکه پیامبرr به ابوبکر صدیقt فرمود: هر صبح و شام و پیش از خواب، این دعا را بگو: «اللهمَّ فَاطِرَ السَّمَاواتِ والأرْضِ عَالِمَ الغَیْبِ والشَّهَادَةِ؛ رَبَّ کُلِّ شَیْءٍ وَمَلِیکَهُ، أَشْهَدُ أنْ لا إله إِلاَّ أنْتَ، أعُوذُ بِکَ مِنْ شَّرِّ نَفْسِی وَشَرِّ الشَّیْطَانِ وَشِرْکِهِ»؛ یعنی: «یا الله! ای آفرینندهی آسمانها و زمین!»
«فَاطِر» یعنی آفریننده، یا ذاتی که بدون هیچ الگو و نمونهی قبلی، آسمانها و زمین و همهی آفریدهها را پدید آورده است. «عَالِمَ الغَیْبِ والشَّهَادَةِ»؛ یعنی: «ای دانایِ نهان و آشکار!» غیب، جهانیست که آفریدگان ندیدهاند و از دیدگانشان پنهان است؛ اما الله متعال گذشته، حال و آینده را میداند. «رَبَّ کُلِّ شَیْءٍ وَمَلِیکَهُ»: «ای پروردگار و ای مالکِ همه چیز!». اینجا به تفاوت مفاهیمِ واژههای «رب» و «مالک» اشاره شده است؛ رب، ذاتیست که همه چیز را پدید آورده است و مالک، یعنی ذاتی که در آفریدههایش هرگونه که بخواهد، تصرف میکند. «أَشْهَدُ أنْ لا إله إِلاَّ أنْتَ»؛ یعنی با قلب و زبانم گواهی میدهم که معبود راستینی جز تو وجود ندارد و هیچ چیز و هیچکس جز الله سزاوار پرستش نیست و هر آنچه جز الله پرستش شود، معبود باطلیست و عبادت، ویژهی اللهU میباشد. «أعُوذُ بِکَ مِنْ شَّرِّ نَفْسِی»: «از شرّ نفس خود به تو پناه میآورم»؛ زیرا نفس انسان، شرارت دارد؛ همانگونه که در قرآن کریم میخوانیم:
﴿وَمَآ أُبَرِّئُ نَفۡسِیٓۚ إِنَّ ٱلنَّفۡسَ لَأَمَّارَةُۢ بِٱلسُّوٓءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّیٓۚ إِنَّ رَبِّی غَفُورٞ رَّحِیمٞ ٥٣﴾ [یوسف: ٥٢]
و من، خودم را تبرئه نمیکنم. بهراستی نفس انسان، پیوسته به کارهای بد و ناپسند فرمان میدهد، مگر آنکه پروردگارم رحم نماید.
لذا اگر الله متعال ما را از شرّ نفس ما حفظ نکند، نفس اماره ما را به کارهای زشت و ناپسند فرا میخواند و از این جهت، آسیب میبینیم؛ ولی اگر الله متعال، ما را از شرّ نفس محافظت بفرماید، به سوی کارهای نیک و پسندیده رهنمون میشویم. «وَشَرِّ الشَّیْطَانِ وَشِرْکِهِ» و در لفظی دیگر، «وَشَرَکِهِ» آمده است؛ «شَرَک» به تورِ ماهیگیری یا دامی گفته میشود که با آن پرندگان را شکار میکنند؛ شیطان نیز انسانها را به دام میاندازد و برای فریفتن آنها، شهوت و شبههافکنی و امثالِ آن را بهعنوان دام بهکار میگیرد. لذا از شیطان و دامِ او به اللهU پناه میبریم. ادامهی این دعا که در این کتاب نیامده، از این قرار است: «وأنْ أقْتَرِفَ عَلَى نَفْسِی سُوءاً، أوْ أجُرَّهُ إلَى مُسْلِمٍ»؛ یعنی: «از اینکه به خودم بد کنم- و مرتکب گناه شوم- یا از اینکه به مسلمانی بد کنم، به تو پناه میآورم». پیامبرr به ابوبکر صدیقt دستور داد که این ذکر را صبح و شام و نیز پیش از خواب بگوید.
***
1463- وعن ابن مسعودٍt قَالَ: کَانَ نَبِیُّ اللهr إِذَا أَمْسَى قَالَ: «أَمْسَیْنَا وأمْسَى المُلْکُ للهِ، والحَمْدُ للهِ، لا إله إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ»؛ قَالَ الراوی: أَرَاهُ قَالَ فِیهِنَّ: «لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ، رَبِّ أسْألُکَ خَیْرَ مَا فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ وَخَیْرَ مَا بَعْدَهَا، وَأعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ مَا فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ وَشَرِّ مَا بَعْدَهَا، رَبِّ أعُوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلِ، وَسُوءِ الکِبَرِ، رَبِّ أعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابٍ فِی النَّارِ، وَعَذَابٍ فی القَبْرِ»، وَإذَا أصْبَحَ قَالَ ذَلِکَ أیضاً: «أصْبَحْنَا وأصْبَحَ المُلْکُ للهِ». [روایت مسلم]([5])
ترجمه: ابنمسعودt میگوید: پیامبر خداr شامگاهان میگفت: «أَمْسَیْنَا وأمْسَى المُلْکُ للهِ، والحَمْدُ للهِ، لا إله إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ»؛ راوی میگوید: به گمانم پیامبرr در این دعا، این را هم میگفت که: «لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ، رَبِّ أسْألُکَ خَیْرَ مَا فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ وَخَیْرَ مَا بَعْدَهَا، وَأعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ مَا فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ وَشَرِّ مَا بَعْدَهَا، رَبِّ أعُوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلِ، وَسُوءِ الکِبَرِ، رَبِّ أعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابٍ فِی النَّارِ، وَعَذَابٍ فی القَبْرِ» و صبحگان نیز این دعا را میگفت، با این تفاوت که میفرمود: «أصْبَحْنَا وأصْبَحَ المُلْکُ للهِ».
شرح
این حدیث، بیان گر یکی دیگر از اذکار صبح و شام است؛ ابن مسعودt میگوید: پیامبرr شامگاهان میگفت: «أَمْسَیْنَا وأمْسَى المُلْکُ للهِ، والحَمْدُ للهِ، لا إله إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ». پیشتر مفاهیم این عبارات بیان شد.
پیامبرr، اللهU را فراوان و به روشها و عبارتهای گوناگون یاد میکرد. و اما ادامهی این دعا: «لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ، رَبِّ أسْألُکَ خَیْرَ مَا فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ وَخَیْرَ مَا بَعْدَهَا، وَأعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ مَا فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ وَشَرِّ مَا بَعْدَهَا، رَبِّ أعُوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلِ، وَسُوءِ الکِبَرِ»؛ و در روایتی «وَسُوءِ الکِبْرِ» آمده است. «رَبِّ أعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابٍ فِی النَّارِ، وَعَذَابٍ فی القَبْرِ». پیامبرr صبحگان نیز این دعا را میگفت، با این تفاوت که میفرمود: «أصْبَحْنَا وأصْبَحَ المُلْکُ للهِ». برای آشناییِ بیشتر با اذکار صبح و شام، پیشنهاد میکنم که به کتاب «الاذکار» از مؤلف همین کتاب، یعنی امام نووی/ یا به کتاب: «الوابل الصیب من الکلم الطیب»، اثر ابنالقیم/ یا به دیگر کتابهایی که علما در این زمینه نوشتهاند، مراجعه کنید.
***
1464- وَعَنْ عبدِ الله بن خُبَیْبٍ- بِضَمِّ الخاءِ المُعْجَمَةِ- t قَالَ: قَالَ لی رَسولُ اللهr: «اقْرَأْ:﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾، والمُعَوِّذَتَیْنِ حِیْنَ تُمْسِی وَحِینَ تُصْبحُ، ثَلاثَ مَرَّاتٍ تَکْفیکَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ». [روایت ابوداود و ترمذی؛ ترمذی این حدیث را حسن صحیح دانسته است.]([6])
ترجمه: عبدالله بن خُبَیبt میگوید: رسولاللهr به من فرمود: «هر صبح و شام ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾ و معوَّذتین [یعنی سورههای "فلق" و "ناس"] را سه بار بخوان که تو را از همه چیز کفایت میکند».
شرح
این حدیث نیز دربارهی اذکار صبح و شام است؛ عبدالله بن خُبَیبt میگوید: رسولاللهr به من فرمود: «هر صبح و شام﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾ ،﴿ قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾ و﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ﴾ را سه بار بخوان که تو را از همه چیز کفایت میکند». نخستین سورهای که در این حدیث به خواندن آن در هر صبح و شام، تشویق شده است، سورهی «اخلاص» یا همان ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَّهُ أَحَدٌ﴾ میباشد. الله متعال این سوره را بهطور ناب و ویژه به خود اختصاص داده است؛ چنانکه هرچه الله متعال در این سوره بیان فرموده، به ذات اقدسش تعلق دارد و در آن چیزی از احکام طهارت و نماز و سایر مسایل به میان نیاورده است؛ لذا تمام سوره بهطور ناب و ویژه دربارهی توحید اللهU میباشد و اخلاصِ انسان با قرائت این سوره، کامل میشود؛ پس این سوره، هم خود ناب و خالص است و هم خوانندهی خود را ناب و خالص میگرداند و او را از شرک میرهاند. پیامبرr بیان فرموده است که این سوره با یکسوم قرآن برابری میکند؛ گفتنیست: گاه پاداش یک عمل با پاداش یک عمل دیگر برابری میکند؛ هرچند اجزای تشکیلدهندهاش کوچکتر از آن باشد. مانند این عبارت: «لا إله إِلا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ، وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» که هرکس ده بار آنرا بگوید، مانند کسیست که چهار نفر از فرزندان اسماعیلu را از قید بردگی آزاد کرده است».([7]) بهرغم اینکه گفتن این عبارت برابر با آزاد کردن چهار برده از نسل اسماعیلu است، اما اگر آزاد کردن بردهای بر گردنِ کسی باشد، [مثلاً مؤمنی را بهاشتباه کشته است]، گفتنِ این عبارت کفارهی گناهش بهشمار نمیآید؛ زیرا برابری در ثواب، به معنای برابری در اجزا نیست. بنابراین سورهی اخلاص، در ثواب، معادلِ یکسوم قرآن است، نه در اجزا؛ از اینرو اگر کسی آنرا سه بار در نماز بخواند، اما سورهی «فاتحه» را نخواند، نمازش درست نیست.
سورههای ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ﴾ و ﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ﴾ زمانی بر پیامبرr نازل شد که یک یهودیِ پلید بهنامِ لبید بن اعصم، آن بزرگوار را سحر و جادو کرد؛ لذا اللهU این دو سوره را فرو فرستاد و جبرئیلu دو سوره را بر پیامبرr خواند و بدینترتیب اللهU سحر و جادو را از پیامبرش دور کرد. پیامبرr فرموده است: «مَا تعوَّذ مُتَعَوِّذٌ بِمِثْلِهِمَا»؛([8]) یعنی: این دو سوره، برای پناه جستن به اللهU نظیر ندارند. لذا با خواندن این دو سوره به اللهU پناه میبریم.
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلۡفَلَقِ ١ مِن شَرِّ مَا خَلَقَ ٢﴾ [الفلق: ١، ٢]
بگو: به پروردگار سپیدهدم پناه مىبرم؛ از شرّ آنچه آفریده است.
«فَلَق»، یعنی سپیده زدن و شکافتن؛ به عبارت دیگر: هم به سپیدهدم اطلاق میشود و هم به شکافِ دانه و هسته. هر دو تعبیر در قرآن کریم آمده است؛ اللهY میفرماید:
﴿فَالِقُ ٱلۡإِصۡبَاحِ﴾ [الأنعام: ٩٦]
(الله) شکافندهی سپیدهدم است.
و میفرماید:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلۡحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ﴾ [الأنعام: ٩٥]
الله، دانه و هسته را میشکافد.
﴿مِن شَرِّ مَا خَلَقَ﴾ ؛ یعنی: از شرّ همهی آفریدههایی که اللهU خلق کرده است، به او پناه میبرم؛ در ادامهی این سوره میخوانیم:
﴿وَمِن شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ٣﴾ [الفلق: ٣]
... و از شر شب تاریک، آنگاه که همه جا را فرا گیرد (به پروردگارِ سپیدهدم پناه میبرم).
﴿غَاسِقٍ﴾ ، یعنی: شب تاریک. آنگاه که شب فرا میرسد و همه جا را فرا میگیرد، درندگان و گزندگان در زمین پراکنده میشوند؛ از اینرو از شرّ شبِ تاریک به الله پناه میبریم.
﴿وَمِن شَرِّ ٱلنَّفَّٰثَٰتِ فِی ٱلۡعُقَدِ ٤﴾ [الفلق: ٤]
... و از شرّ زنان جادوگری که در گرهها میدمند.
﴿ٱلنَّفَّٰثَٰتِ﴾ ، یعنی: نفوسِ جادوگر؛ و این، هم شاملِ مردان جادوگر میشود و هم شامل زنان جادوگر؛ اما از آن جهت به زنانِ جادوگر تصریح فرمود که جادوگری [و گرایش به جادو و جنبر] در میان زنان، بیشتر است؛ چنانکه جادوگران با انواع طلسم و افسون و با کمک گرفتن از شیاطین، سحر و جادو میکنند و در گرههایی که بدین منظور میبندند، میدمند.
﴿وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ٥﴾ [الفلق: ٥]
و از شر هر حسودی، آنگاه که حسادت میورزد.
اینجا سخن از زخم چشم است؛ یعنی کسی که حسادت میورزد و دوست ندارد که به کسی خیر و نیکی برسد.
تناسب جالبی میان این آیات وجود دارد؛ به عبارت دیگر: همانگونه که شب، تاریک و کمفروغ است، سحر و همینطور زخم چشم نیز نهان و پوشیده میباشد. از اینرو تناسب زیبایی میان این آیات این سوره به چشم میخورد.
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ﴾ نیز یکی از سورههاییست که با آن به الله متعال پناه میبریم:
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ ١ مَلِکِ ٱلنَّاسِ ٢﴾ [الناس: ١، ٢]
: «بگو به پروردگار مردم پناه میبرم؛ به فرمانروای مطلق مردم». او، پروردگار و فرمانروای قدرتمند و چیرهایست که هیچ چیز جلودارِ او نیست و قوانینش تغییرناپذیر است.﴿إِلَٰهِ ٱلنَّاسِ ٣﴾: «به معبود راستین مردم پناه میبرم»؛ اللهU، معبودی راستینیست که بهحق پرستش میشود و معبود برحقی جز او وجود ندارد.
﴿مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ ٤ ٱلَّذِی یُوَسۡوِسُ فِی صُدُورِ ٱلنَّاسِ ٥﴾ [الناس: ٤، ٥] : «از شرّ (شیطانِ) وسوسهگر و کمینگرفته که (چون انسان، الله را یاد نماید، دیگر توان وسوسه ندارد و) عقبنشینی میکند؛ ( هم از شرّ) او که در دلهای مردم وسوسه میاندازد (به پروردگار مردم پناه میبرم)». شیطان وسوسههای فراوانی در قلب انسان میاندازد؛ بهویژه در این دوران که انسان بهرغم این همه پیشرفت در پریشانی و اضطرابی بیسابقه بهسر میبرد. بهراستی که «دنیا» اسمِ بامسماییست؛ دنیا، یعنی پست و ناچیز؛ اصلا امکان ندارد که دنیا از هر جهت کامل و به میلِ انسان باشد؛ امروزه نعمتها و امکانات، فراوان شده و انسان به آسایش مادّی بیسابقهای دست یافته است؛ اما وسوسهها، پریشانخاطری و بیماریهای روانی نیز افزایش یافته است. لذا باید توجه داشته باشیم که دنیا آنقدر ارزش ندارد که به آن بچسبیم. پیامبرr فرموده است: «وَالله ما الفقْرَ أَخْشَى عَلَیْکُم، وَلکنّی أَخْشى أَنْ تُفْتَحَ عَلَیْکُم الدُّنْیَا کما فُتِحَتْ عَلَى مَنْ کَانَ قَبْلَکُم، فَتَنَافَسُوهَا کَمَا تَنَافَسُوهَا، فَتَهْلِکَکُمْ کَمَا أَهْلَکَتْهُمْ».([9]) یعنی: «به الله سوگند، من برای شما از بابت فقر نگران نیستم؛ بلکه از این میترسم که دروازهی دنیا به روی شما گشوده شود و مانند گذشتگان که بر سر دنیا با هم رقابت کردند، شما نیز به رقابت با یکدیگر بپردازید و دنیا همانگونه که آنان را به هلاکت کشاند، شما را نیز به هلاکت برساند». آنگاه که اللهU دنیا را از یکسو به روی انسان میگشاید، دنیا از سویی دیگر یا از چندین جنبهی دیگر، تیره و ناخوشایند میگردد؛ از اینرو چه بهجا و خوب گفتهاند که: «گهی زین به پشت و گهی پشت به زین».
خلاصه اینکه بنا بر رهنمود این سوره، از وسواس به اللهU پناه میبریم؛ گاه انسان دربارهی اصول دین و ذات پروردگار و نیز دربارهی قرآن کریم و پیامبر اکرمr، دچار وسوسه میشود؛ برخی از مردم در زمینهی طهارت، وسواس دارند و به بیماری وسواس دچار میگردند؛ برای وضو به دستشویی میروند کارِ پنج دقیقهای را پنج ساعت طول میدهند! همینطور در نمازشان نیز وسواس دارند و تکبیر تحریم را ده، بیستبار تکرار میکنند و حتی کار بهجایی میرسد که نمیتوانند نماز بخوانند و بدین ترتیب وسواس، به ترکِ نماز میانجامد. برخی هم در تعامل با خانوادهی خویش وسواس دارند و حتی خیال میکنند که همسرشان آنها را از طریق غذا یا آب، سحر و جادو کرده است؛ لذا غذای خانه را نمیخورند و به غذای آماده یا غذای بیرون عادت میکنند! شگفتا که دیده شده است که مردی، همسرش را با کنیه صدا زده و گفته است: مادر فلان؛ و سپس این وسوسه در دلش افتاده که همسرش را طلاق داده است! خلاصه اینکه وسواس، نوعی بیماریست و انواع گوناگونی دارد؛ اما باید دانست که دفع وسوسه، کارِ بسیار سادهایست؛ چنانکه پیامبر اکرمr که سخنانی جامع و پرمحتوا میگفت، راهکار دفع وسوسه را بیان نموده و فرموده است: «فَإذَا بَلَغَ ذلِکَ فَلیَسْتَعِذْ بِاللّهِ ولیَنْتَهِ»؛([10]) یعنی: «هرگاه به این حد از وسوسه رسید، (از شرّ شیطان و وسوسهاش) به الله پناه ببرد و دیگر به آن ادامه ندهد». به عبارت دیگر: به آن توجه نکند؛ فقط دو کلمه: به الله پناه ببرد و بگوید: «أعوذ بالله مِن الشیطان الرجیم»؛ البته این را با صدق و اخلاص بگوید و مطمئن باشد که هیچ پناهگاهی جز الله و هیچ راه گریزی از عذاب و آزمون الاهی جز بازگشت به سوی اللهU وجود ندارد. و دوم اینکه به وسوسهای که در دلش میآید، هیچ توجه نکند؛ اگرچه این کار، در ابتدا کمی دشوار است؛ اما بهتدریج عادی میشود و سپس وسوسه، بهکلی از میان میرود؛ زیرا رسولاللهt هیچ رهنمودی را خودسرانه و از پیشِ خود نگفته است. پس با دو راهکاری که پیامبر اکرمr بیان فرمود، وسوسه از از میان میرود.
﴿قُلۡ أَعُوذُ بِرَبِّ ٱلنَّاسِ ١ مَلِکِ ٱلنَّاسِ ٢ إِلَٰهِ ٱلنَّاسِ ٣﴾ [الناس: ١، ٣] ؛ میتوان گفت که این سه آیه، انواع سهگانهی توحید را در خود دارند: ﴿بِرَبِّ ٱلنَّاسِ﴾ ، توحید ربوبیت است؛ ﴿مَلِکِ ٱلنَّاسِ﴾، توحید اسماء و صفات میباشد؛ زیرا فرمانروای مطلق، فرمانرواییست که با تمام و کمالِ نامها و صفاتش، فرمانروا باشد. و ﴿إِلَٰهِ ٱلنَّاسِ﴾ توحید الوهیت است.
﴿مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ ٤ ٱلَّذِی یُوَسۡوِسُ فِی صُدُورِ ٱلنَّاسِ ٥ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ ٦﴾ [الناس: ٤، ٦]
علما گفتهاند: «خَنَّاسِ» به کسی گفته میشود که وقتی نامِ الله به میان میآید، دلگیر میگردد و عقبنشینی میکند؛ شیطان وسوسهگر و کمینگرفته نیز در آن هنگام که انسان اللهU را یاد نماید، توان وسوسه را از دست میدهد و عقبنشینی میکند. از اینرو در حدیث آمده است: «إِذَا تَغَوَّلَتْ الْغِیلان فَنَادُوا بِالأَذَانِ»؛([11]) یعنی: آنگاه که شیاطین به صورتهای گوناگون و ترسناک نمایان میشوند یا شما را ترس و خیال برمیدارد، اذان- یعنی اللهاکبر- بگویید؛ زیرا شیاطین همینکه نام و یادِ اللهU را بشنوند، فراری میشوند و عقبنشینی میکنند.
﴿مِن شَرِّ ٱلۡوَسۡوَاسِ ٱلۡخَنَّاسِ ٤ ٱلَّذِی یُوَسۡوِسُ فِی صُدُورِ ٱلنَّاسِ ٥ مِنَ ٱلۡجِنَّةِ وَٱلنَّاسِ ٦﴾ [الناس: ٤، ٦]
یعنی: «از شرّ (شیطانِ) وسوسهگر و کمینگرفته که (چون انسان، الله را یاد نماید، دیگر توان وسوسه ندارد و) عقبنشینی میکند؛ (از شرّ همان) کسی که در دلهای مردم وسوسه میاندازد؛ از جنها و انسانها(ی وسوسهگر به الله پناه میبرم)». لذا گاه انسان از سوی جنهای وسوسهگر که همان شیاطین جنّی هستند، وسوسه میشود و گاه از سوی شیاطین انسانی؛ و بهراستی شیاطین در زمان ما، چه فراوان شدهاند! گرچه که در دورانهای گذشته نیز بودهاند و تا روز قیامت هم خواهند بود. الله متعال میفرماید:
﴿وَکَذَٰلِکَ جَعَلۡنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّٗا مِّنَ ٱلۡمُجۡرِمِینَ﴾ [الفرقان: ٣١]
و بدینسان براى هر پیامبرى دشمنانى از گنهکاران قرار دادیم.
پیروان پیامبران نیز دشمنانی از شیاطین دارند؛ چنانکه شیاطین به سراغشان میروند و آنها را وسوسه میکنند و پیدایش بدعتها و نیز مذاهب باطل و آیینهای دروغین، نتیجهی وسوسهی شیاطین است که از سوی آدمهای سادهلوح و بیخرد پذیرفته میشود. همچنین باید نسبت به وسوسههای شیطانهای انسانی نیز به هوش باشید و مسایل ناروا و نادرستی را که در نظرتان درست و آراسته جلوه میدهند، نپذیرید.
در هر حال شایسته است که انسان به فرمودهی پیامبر اکرمr به خواندن این سه سوره در هر صبح و شام، پایبند باشد.
***
1465- وعن عثمانَ بنَ عفّانَt قَالَ: قَالَ رسولُ اللهr: «مَا مِنْ عَبْدٍ یَقُولُ فِی صَبَاحِ کُلِّ یَوْمٍ وَمَسَاءِ کُلِّ لَیْلَةٍ: بِسْمِ اللهِ الَّذِی لا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْءٌ فی الأرْضِ وَلا فی السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ، ثَلاثَ مَرَّاتٍ، إِلاَّ لَمْ یَضُرَّهُ شَیْءٌ». [روایت ابوداود و ترمذی؛ ترمذی، این حدیث را حسن صحیح دانسته است.]([12])
ترجمه: عثمان بن عفانt میگوید: رسولاللهr فرمود: «هر بندهای که روزانه، صبح و شام سه بار بگوید: بِسْمِ اللهِ الَّذِی لا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْءٌ فی الأرْضِ وَلا فی السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ، هیچ چیزی به او آسیب نمیرساند».
شرح
مؤلف/ در فضیلت اذکار صبح و شام، حدیثی بدین مضمون آورده است که عثمان بن عفانt میگوید: پیامبرr فرمود: «هر بندهای که روزانه، صبح و شام سه بار بگوید: بِسْمِ اللهِ الَّذِی لا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْءٌ فی الأرْضِ وَلا فی السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ، هیچ چیزی به او آسیب نمیرساند». این عبارت بسیار آسان، فواید بزرگ و فراوانی دارد. «بِسْمِ اللهِ الَّذِی لا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْءٌ فی الأرْضِ وَلا فی السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ»؛ زیرا فرمانرواییِ آسمانها و زمین در دست الله متعال است و نامش بیاندازه مبارک و خجسته میباشد و چون بر چیزی برده شود، در آن چیز خیر و برکت خواهد بود؛ از اینرو سنت است که انسان، خوردن و آشامیدن را با نامِ الله متعال آغاز کند و در ابتدای خوردن و نوشیدن بگوید: «بِسْمِ اللهِ». همچنین گفتن «بِسْمِ اللهِ» در جاها و موارد فراوانی از جمله: در هنگامی که انسان قصد همبستری با همسرش را دارد، مسنون است. گفتنیست: بنا بر قول راجح گفتنِ «بِسْمِ الله» در ابتدای خوردن و آشامیدن، واجب میباشد؛ زیرا پیامبرr به این کار فرمان داده و بیان نموده است که شیطان در خوراک کسی که «بِسْمِ الله» نمیگوید، شریک میشود. پس همواره بهخاطر داشته باشید که هر روز، صبح و شام، سه بار بگویید: «بِسْمِ اللهِ الَّذِی لا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْءٌ فی الأرْضِ وَلا فی السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ».
«السَّمِیعُ» و «العَلِیمُ» از نامهای الاهیست.
«السَّمِیعُ» دو معنا دارد:
نخست: به معنای شنواست؛ یعنی: ذاتی که هر صدایی را میشنود. آری؛ الله متعال، همهی صداها را میشنود و هیچ چیزی بر او پوشیده نیست. الله متعال میفرماید:
﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِی تُجَٰدِلُکَ فِی زَوۡجِهَا وَتَشۡتَکِیٓ إِلَى ٱللَّهِ وَٱللَّهُ یَسۡمَعُ تَحَاوُرَکُمَآۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِیعُۢ بَصِیرٌ ١﴾ [المجادلة: ١]
بهراستی الله، سخن زنی را که دربارهی شوهرش با تو گفتگو میکرد و به الله شکایت مینمود، شنید؛ و الله، گفتگویتان را میشنید. بیگمان الله، شنوای بیناست.
ماجرا از این قرار بود که زنی نزد پیامبرr آمد و شکایت داشت که شوهرش نسبت به او "ظهار" کرده و گفته است که تو، برای من مانندِ مادرم هستی. چنین سخنی در دوران جاهلیت، مانند سهطلاقه، طلاق بائن بهشمار میآمد که البته سخن ناشایست و بیاساسی بود؛ همانگونه که اللهY میفرماید:
﴿ٱلَّذِینَ یُظَٰهِرُونَ مِنکُم مِّن نِّسَآئِهِم مَّا هُنَّ أُمَّهَٰتِهِمۡۖ إِنۡ أُمَّهَٰتُهُمۡ إِلَّا ٱلَّٰٓـِٔی وَلَدۡنَهُمۡۚ وَإِنَّهُمۡ لَیَقُولُونَ مُنکَرٗا مِّنَ ٱلۡقَوۡلِ وَزُورٗاۚ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٞ ٢﴾
[المجادلة: ٢]
آن دسته از شما که نسبت به همسرانشان «ظهار» میکنند، (و میگویند: تو، نسبت به من همانند مادرم هستی، بدانند که) آن زنها، مادرانشان نیستند؛ مادرانشان تنها کسانی هستند که آنها را زادهاند. بیگمان آنان، دروغ و سخنی زشت میگویند. و بیشک الله، بخشندهی آمرزگار است.
آن زن برای شکایت نزد پیامبرr آمد؛ لذا الله متعال این آیه را نازل فرمود:﴿قَدۡ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوۡلَ ٱلَّتِی تُجَٰدِلُکَ فِی زَوۡجِهَا﴾ : «بهراستی الله، سخن زنی را که دربارهی شوهرش با تو گفتگو میکرد، شنید». عایشه& میگوید: حمد و ستایش ویژهی ذاتیست که شنواییاش همهی صداها را دربرمیگیرد؛ به الله سوگند که هنگام گفتگوی آن زن با پیامبرr، من در اتاق بودم و برخی از سخنانش را متوجه نمیشدم؛ اما الله متعال از فراز هفت آسمان، سخن آن زن را شنید.([13])
آری؛ هرچند صدایت پایین و کوتاه باشد، اللهU آن را میشنود:
﴿أَمۡ یَحۡسَبُونَ أَنَّا لَا نَسۡمَعُ سِرَّهُمۡ وَنَجۡوَىٰهُمۚ﴾ [الزخرف: ٨٠]
یا گمان میکنند ما، رازشان و سخنانِ درگوشی آنها را نمیشنویم؟
پس مبادا سخنی بگویی که سبب خشم پروردگار شود یا پروردگار متعال، آن را نپسندد؛ همواره سعی کن سخنانی بر زبان بیاوری که مایهی رضایت و خشنودی الله متعال باشد.
معنای دیگرِ «السَّمِیعُ» این است که اللهU شنوای دعاست؛ یعنی: اجابتکنندهی دعاست؛ همانگونه که در قرآن کریم از زبان ابراهیم خلیلu میخوانیم:Î
﴿إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ ٱلدُّعَآءِ ٣٩﴾ [ابراهیم: ٣٩]
بهراستی که پروردگارم شنوا و اجابتکنندهی دعاست.
اللهY دعای هر درماندهای را، حتی اگر کافر باشد، میپذیرد؛ چنانکه دعای کشتیشکستگان طوفانزده در دریای متلاطم را بدانگاه که او را بدون شرک و مخلصانه میخوانند، اجابت میکنند و آنان را نجات میدهد. همچنین دعای ستمدیده را میپذیرد؛ پیامبرr فرموده است: «واتَّقِ دعْوةَ الْمَظْلُومِ فَإِنَّهُ لَیْس بینها وبیْنَ الله حِجَابٌ».([14]) یعنی: «و از دعای مظلوم بترس. زیرا هیچ حجابی، میان الله و دعای مظلوم وجود ندارد». الله متعال دعا و حمد و ثنای بندهی عبادتگزارش را میشنود و میپذیرد؛ همانگونه که در نماز میگوییم: «سمِع الله لِمن حمِدَه».
«العَلِیمُ» نیز یکی از نامهای الله متعال است.؛ علم الاهی، بیاندازه و گسترده میباشد و همه چیز را در برگرفته است. اللهU میفرماید:
﴿وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلۡغَیۡبِ لَا یَعۡلَمُهَآ إِلَّا هُوَۚ وَیَعۡلَمُ مَا فِی ٱلۡبَرِّ وَٱلۡبَحۡرِۚ وَمَا تَسۡقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا یَعۡلَمُهَا وَلَا حَبَّةٖ فِی ظُلُمَٰتِ ٱلۡأَرۡضِ وَلَا رَطۡبٖ وَلَا یَابِسٍ إِلَّا فِی کِتَٰبٖ مُّبِینٖ ٥٩﴾ [الأنعام: ٥٩]
و کلیدهای غیب نزد اوست و کسی جز او از آن آگاه نیست. به آنچه در خشکی و دریاست، آگاه است. و هیچ برگی نمیافتد مگر آنکه آن را میداند و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین، و هیچ تَر و خشکی نیست مگر آنکه در کتابی روشن ثبت شده است.
الله متعال کلیدهای پنجگانهی غیب را برشمرده و فرموده است:
﴿إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَیُنَزِّلُ ٱلۡغَیۡثَ وَیَعۡلَمُ مَا فِی ٱلۡأَرۡحَامِۖ وَمَا تَدۡرِی نَفۡسٞ مَّاذَا تَکۡسِبُ غَدٗاۖ وَمَا تَدۡرِی نَفۡسُۢ بِأَیِّ أَرۡضٖ تَمُوتُ﴾ [لقمان: ٣٤]
همانا دانش (مربوط به زمان) قیامت، نزد الله است؛ (و اوست که) باران را فرو میفرستد و آنچه را که در رحمهاست، میداند و هیچکس نمیداند که فردا چه دستاوردی خواهد داشت و هیچکس نمیداند در کدامین سرزمین میمیرد.
آری؛ کلیدهای غیب نزد الله متعال است؛ هر برگی در هر گوشهی دنیا از درختی بیفتد، اللهU آن را میداند. بهیقین که الله متعال از همه چیز، آگاه است.
الله متعال میفرماید:﴿وَمَا تَدۡرِی نَفۡسُۢ بِأَیِّ أَرۡضٖ تَمُوتُ﴾ : «و هیچکس نمیداند در کدامین سرزمین میمیرد». آیا در شهر و دیار خودش میمیرد یا در نزدیکیِ آن یا در غربت؟ آیا در دریا میمیرد یا در آسمان و سوار بر هواپیما؟ نمیداند؛ بلکه تنها اللهU میداند. یکی از برادران قابل اعتماد، برایم تعریف میکرد: در سفر حج، سوار بر شتر بودیم و همسفری داشتیم که مادرِ بیمارش با او بود و او از مادرش نگهداری و پرستاری میکرد. کاروان هنگام بازگشت از مکه، در پایان شب بهراه افتاد؛ او که از مادرش مراقبت مینمود، نتوانست با کاروان حرکت کند؛ لذا از کاروان عقب ماند و صبح که شد، به راه افتاد، اما به آنها نرسید و راه را گم کرد. مسیری در میان کوهها در پیش گرفت تا به خیمهای رسید که چند نفر در آن بودند. از آنها پرسید: راهِ "نجد" کجاست؟ گفتند: تو از راه نجد، خیلی دور شدهای. شتر را بخوابان و استراحت کن؛ ما خود، تو را میرسانیم. آن مرد، شتر را خواباند و مادرش را پایین آورد. هنوز مادرش به زمین تکیه نزده بود که الله متعال، جانش را گرفت. چگونه با حاجیان از "قصیم" به "مکه" آمده بود؛ الله متعال چنین مقدّر کرد که این مرد، راهش را گم کند و به این مکان برسد و مادرش در جایی که برایش مقدر شده بود، وفات نماید؛ زیرا الله متعال میفرماید:
﴿وَمَا تَدۡرِی نَفۡسٞ مَّاذَا تَکۡسِبُ غَدٗاۖ وَمَا تَدۡرِی نَفۡسُۢ بِأَیِّ أَرۡضٖ تَمُوتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرُۢ ٣٤ ﴾ [لقمان: ٣٤]
و هیچکس نمیداند که فردا چه دستآوردی خواهد داشت و هیچکس نمیداند در کدامین سرزمین میمیرد. بهراستی که الله، دانای آگاه است.
علم الاهی، همه چیز را در برگرفته است و الله متعال از آنچه که در درونت میگذرد، آگاه است و میداند که به چه چیزی فکر میکنی یا در چه اندیشهای بهسر میبری؛ چنانکه میفرماید:
﴿وَلَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ وَنَعۡلَمُ مَا تُوَسۡوِسُ بِهِۦ نَفۡسُهُۥ﴾ [ق: ١٦]
و بهراستی ما، انسان را آفریدهایم و وسوسههای نفس او را میدانیم.
پس مبادا به خود وسوسه راه دهی یا به چیزی بیندیشی که اللهU نمیپسندد.
در هر حال، سنت است که هر صبح و شام این دعا را بگوییم: «بِسْمِ اللهِ الَّذِی لا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْءٌ فی الأرْضِ وَلا فی السَّمَاءِ وَهُوَ السَّمِیعُ العَلِیمُ».
***
([1]) صحیح مسلم، ش: 2692.
([2]) صحیح مسلم، ش: 2709.
([3]) صحیح أبی داود، از آلبانی/ ش: 4236.
([4]) صحیح الجامع، ش: 4402؛ و صحیح أبی داود، از آلبانی/ ش: 4235.
([5]) صحیح مسلم، ش: 2723.
([6]) صحیح أبی داود، از آلبانی/ ش: 4241.
([7]) صحیح مسلم، ش: 2693 بهنقل از ابوایوب انصاریt. [و نیز روایت بخاری، ش: 6404 بهنقل از ابوایوب انصاری و ابنمسعود$. (مترجم)]
([8]) صحیح است؛ صحیح الجامع، ش: 7949.
([9]) صحیح بخاری، ش: 3158؛ و صحیح مسلم، ش: 2961. ر.ک: حدیث شمارهی 461. [مترجم]
([10]) صحیح بخاری، ش: (3276)؛ و مسلم، ش: 134 بهنقل از ابوهریرهt.
([11]) ضعیف است؛ ر.ک: ضعیف الجامع، ش: 436؛ و السلسلۀ الضعیفۀ، از علامه آلبانی/ ش: 1140.
([12]) صحیح الجامع، ش: 5745؛ صحیح أبی داود، از آلبانی/ ش: 4244؛ و صحیح الترمذی، ش: 2689.
([13]) صحیح است؛ علامه آلبانی/ این اثر را در صحیح ابن ماجه، ش: 1678؛ و الإرواء (7/175) صحیح دانسته است.
([14]) تخریج این حدیث پیشتر گذشت. [ر.ک: حدیث شمارهی 213. (مترجم)]
247- باب: فضیلت حلقههای ذکر و استحباب پایبندی به آن و نهی از جدا شدن از آن بدون عذر
الله متعال میفرماید:
﴿وَٱصۡبِرۡ نَفۡسَکَ مَعَ ٱلَّذِینَ یَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجۡهَهُۥۖ وَلَا تَعۡدُ عَیۡنَاکَ عَنۡهُمۡ﴾ [الکهف: ٢٨]
خودت را با کسانی شکیبا بدار که صبح و شام پروردگارشان را میخوانند، در حالی که رضای او را میجویند؛ و دیدگانت را از آنان برنگردان.
1455- وعن أَبی هریرةَt قال: قَالَ رسول اللهr: «إنَّ للهِ تَعَالَى مَلائِکَةً یَطُوفُونَ فی الطُّرُقِ یَلْتَمِسُونَ أهْلَ الذِّکْرِ، فإذا وَجَدُوا قَوْمَاً یَذْکُرُونَ اللهَU، تَنَادَوْا: هَلُمُّوا إِلَى حَاجَتِکُمْ، فَیَحُفُّونَهُمْ بِأَجْنِحَتِهِم إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا، فَیَسْألُهُمْ رَبُّهُمْ- وَهُوَ أعْلَم-: مَا یقولُ عِبَادی؟ قَالَ: یَقُولُونَ: یُسَبِّحُونَکَ، ویُکبِّرُونَکَ، وَیَحْمَدُونَکَ، ویُمَجِّدُونَکَ، فَیَقُولُ: هَلْ رَأَوْنِی ؟ فیقولونَ: لا واللهِ مَا رَأَوْکَ. فیقولُ: کَیْفَ لَوْ رَأوْنی؟! قَالَ: یقُولُونَ: لَوْ رَأوْکَ کَانُوا أَشَدَّ لَکَ عِبَادَةً، وَأَشَدَّ لَکَ تَمْجِیداً، وأکْثَرَ لَکَ تَسْبِیحاً. فَیقُولُ: فماذا یَسْألونَ؟ قَالَ: یقُولُونَ: یَسْألُونَکَ الجَنَّةَ. قَالَ: یَقُولُ: وَهل رَأَوْها؟ قَالَ: یَقُولُونَ: لا واللهِ یَا رَبِّ مَا رَأَوْهَا. قَالَ: یقول: فَکیفَ لَوْ رَأوْهَا؟ قَالَ: یَقُولُونَ: لَوْ أنَّهُمْ رَأوْهَا کَانُوا أشَدَّ عَلَیْهَا حِرْصاً، وأشدَّ لَهَا طَلَباً، وأعْظَمَ فِیهَا رَغْبَةً. قَالَ: فَمِمَّ یَتَعَوَّذُونَ؟ قَالَ: یَقُولُونَ: یَتَعَوَّذُونَ مِنَ النَّارِ؛ قَالَ: فیقولُ: وَهَلْ رَأوْهَا؟ قَالَ: یَقُولُونَ: لا واللهِ مَا رَأوْهَا. فیقولُ: کَیْفَ لَوْ رَأوْهَا؟! قَالَ: یَقُولُونَ: لَوْ رَأوْهَا کانوا أشَدَّ مِنْهَا فِرَاراً، وأشَدَّ لَهَا مَخَافَةً. قَالَ: فَیَقُولُ: فَأُشْهِدُکُمْ أنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُم، قَالَ: یَقُولُ مَلَکٌ مِنَ المَلاَئِکَةِ: فِیهم فُلاَنٌ لَیْسَ مِنْهُمْ، إنَّمَا جَاءَ لِحَاجَةٍ، قَالَ: هُمُ الجُلَسَاءُ لا یَشْقَى بِهِمْ جَلِیسُهُمْ». [متفق علیه]([1])
وفی روایة لمسلمٍ عن أَبی هریرةَt عَنِ النَّبِیِّr قَالَ: «إن للهِ مَلاَئِکَةً سَیَّارَةً فُضُلاً یَتَتَبُّعُونَ مَجَالِسَ الذِّکْرِ، فَإذَا وَجَدُوا مَجْلِساً فِیهِ ذِکْرٌ، قَعَدُوا مَعَهُمْ، وَحَفَّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِأجْنِحَتِهِمْ حَتَّى یَمْلَؤُوا مَا بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ السَّماءِ الدُّنْیَا، فإذَا تَفَرَّقُوا عَرَجُوا وَصَعدُوا إِلَى السَّمَاءِ، فَیَسْأَلُهُمْ اللهُU- وَهُوَ أعْلَمُ-: مِنْ أیْنَ جِئْتُمْ؟ فَیَقُولُونَ: جِئْنَا مِنْ عِنْدِ عِبادٍ لَکَ فی الأرْضِ: یُسَبِّحُونَکَ، ویُکبِّرُونَکَ، وَیُهَلِّلُونَکَ، وَیَحْمَدُونَکَ، وَیَسْألُونَکَ. قَالَ: وَمَاذا یَسْألُونِی؟ قالوا : یَسْألُونَکَ جَنَّتَکَ. قَالَ: وَهَلْ رَأَوْا جَنَّتِی؟ قالوا: لا، أَیْ رَبِّ. قَالَ: فکیْفَ لَوْ رَأَوْا جَنَّتی؟! قالوا: ویستجیرونکَ. قَالَ: ومِمَّ یَسْتَجِیرُونِی؟ قالوا: مِنْ نَارِکَ یَا رَبِّ. قَالَ: وَهَلْ رَأوْا نَاری؟ قالوا: لا، قَالَ: فَکَیْفَ لَوْ رَأَوْا نَارِی؟! قالوا: وَیَسْتَغفِرُونکَ؟ فَیَقُولُ: قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ، وَأَعْطَیْتُهُمْ مَا سَألُوا، وَأجَرْتُهُمْ مِمَّا اسْتَجَارُوا. قَالَ: فیقولون: ربِّ فیهمْ فُلانٌ عَبْدٌ خَطَّاءٌ إنَّمَا مَرَّ، فَجَلَسَ مَعَهُمْ. فَیَقُولُ: ولهُ غَفَرْتُ، هُمُ القَومُ لا یَشْقَى بِهِمْ جَلِیسُهُمْ».
ترجمه: ابوهریرهt میگوید: رسولاللهr فرمود: «الله، فرشتگانی دارد که در جستجوی ذاکران و یادکنندگانش در راهها گشت میزنند و چون گروهی را ببینند که به یادِ اللهU مشغولند، یکدیگر را صدا میزنند و میگویند: بهسوی چیزی که در جستجوی آن بودید، بیایید. آنگاه ذکرکنندگان را تا آسمان دنیا زیر بالهایشان میگیرند. سپس الله با اینکه آگاهیِ مطلق دارد، از فرشتگان میپرسد: بندگانم چه میگویند؟ فرشتگان پاسخ میدهند: پاکی و بزرگی تو را بیان میکنند و تو را میستایند و تمجیدت مینمایند. الله میفرماید: آیا مرا دیدهاند؟ پاسخ میدهند: خیر؛ به خودت سوگند که تو را ندیدهاند. اللهU میفرماید: اگر مرا میدیدند، چه میکردند؟ میگویند: اگر تو را میدیدند، بیشتر عبادتت میکردند و تو را بیش از این بزرگ میداشتند و تو را بیشتر تسبیح میگفتند. آنگاه اللهU میفرماید: چه میخواهند؟ فرشتگان میگویند: از تو بهشت را درخواست میکنند. الله متعال میفرماید: آیا آن را دیدهاند؟ فرشتگان پاسخ میدهند: پروردگارا! خیر؛ سوگند به خودت که آن را ندیدهاند. میفرماید: اگر آن را میدیدند، چه میکردند؟ فرشتگان میگویند: اگر آن را میدیدند، به آن علاقهی بیشتری پیدا میکردند و بیشتر به دنبال آن میرفتند و رغبت بیشتری به آن نشان میدادند. اللهU میفرماید: از چه چیزی پناه میخواهند؟ میگویند: از دوزخ. اللهU میفرماید: آیا آن را دیدهاند؟ پاسخ میدهند: پروردگارا! خیر؛ به خودت سوگند که آن را ندیدهاند. الله متعال میفرماید: اگر آن را میدیدند، چه میکردند؟ فرشتگان میگویند: اگر آن را میدیدند، از آن بیشتر دوری میکردند و ترسِ بیشتری از آن داشتند. اللهU میفرماید: شما گواه باشید که من آنان را بخشیدم. یکی از فرشتگان میگوید: فلانکس که در میان آنهاست، جزو آنها نیست؛ بلکه برای کاری به آنجا آمده است. الله متعال میفرماید: آنها کسانی هستند که همنشینشان نیز (بینصیب نیست و) بدبخت نمیشود».
و در روایتی از مسلم آمده است که ابوهریرهt میگوید: پیامبرr فرمود: «الله متعال افزون بر فرشتگان نگهبان و نویسندهی اعمال، فرشتگانی دارد که در جستجوی مجالس ذکر، گشت میزنند و چون مجلسِ ذکری را بیابند، با آنان مینشینند و با بالهای خود، آنان را در بر میگیرند تا آنکه میان آنان و آسمان دنیا را پُر میکنند و آنگاه که اهل مجلس پراکنده میشوند، فرشتگان به آسمان، بالا میروند و اللهU- که خود، آگاهی مطلق دارد- از آنان میپرسد: از کجا میآیید؟ فرشتگان پاسخ میدهند: از نزد عدهای از بندگانت در زمین که تو را به پاکی و بزرگی یاد میکردند و لاإلهإلاالله و حمد و ستایش تو را میگفتند و به تو عرض نیاز مینمودند. میفرماید: از من چه میخواهند؟ فرشتگان میگویند: از تو بهشتت را درخواست میکنند. میفرماید: آیا بهشت مرا دیدهاند؟ پاسخ میدهند: پروردگارا! خیر. میفرماید: اگر بهشت مرا میدیدند، چه میکردند؟ فرشتگان میگویند: و از تو پناه میجویند. الله متعال میفرماید: از چه چیزی به من پناه میجویند؟ فرشتگان پاسخ میدهند: پروردگارا! از دوزخت. میفرماید: آیا دوزخ مرا دیدهاند؟ فرشتگان در پاسخ میگویند: خیر. اللهU میفرماید: پس اگر دوزخم را میدیدند، چه میکردند؟ میگویند: از تو آمرزش میخواهند. الله متعال میفرماید: من، آنان را آمرزیدم و خواستهی آنها را برآورده ساختم و آنان را از چیزی که پناه خواستند، پناه دادم. فرشتگان عرض میکنند: پروردگارا! فلان بندهی گنهکار نیز در میان آنهاست که از کنارشان عبور میکرد و با آنان نشست. میفرماید: او را نیز آمرزیدم؛ اینها کسانی هستند که همنشینشان نیز (بینصیب و) بدبخت نمیشود».
شرح
مؤلف/ در کتابش، بابی پیرامون فضیلت حلقههای ذکر گشوده است؛ منظور از حلقههای ذکر، جمع شدن برای یادِ اللهU میباشد. وی، سپس این آیهی کریمه را آورده است که الله متعال میفرماید:
﴿وَٱصۡبِرۡ نَفۡسَکَ مَعَ ٱلَّذِینَ یَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجۡهَهُۥۖ وَلَا تَعۡدُ عَیۡنَاکَ عَنۡهُمۡ﴾ [الکهف: ٢٨]
خودت را با کسانی شکیبا بدار که صبح و شام پروردگارشان را میخوانند، در حالی که رضای او را میجویند؛ و دیدگانت را از آنان برنگردان.
الله متعال در این آیه، به پیامبرr دستور داده است که خودش را با این بزرگواران، شکیبا بدارد؛ یعنی با چنین کسانی بنشیند؛ زیرا کسانی که چنین ویژگیهایی دارند، بهترین همنشینانِ او هستند: ﴿یَدۡعُونَ رَبَّهُم بِٱلۡغَدَوٰةِ وَٱلۡعَشِیِّ﴾؛ یعنی: «صبح و شام پروردگارشان را میخوانند». انشاءالله که حضور در نماز صبح و عصر، جزو همین گردهماییهای خجسته میباشد. ﴿یُرِیدُونَ وَجۡهَهُۥ﴾ : «در حالی که رضای او را میجویند». این، بیانگر اخلاص آنهاست و نشان میدهد که قصدشان از این جمع شدن و دعا و عبادت، این نیست که از آنها تعریف شود یا اینکه دیگران دربارهی آنان بگویند که اینها چه آدمهای عبادتگزاری هستند و چه همه عبادت میکنند! این افراد، هیچیک از اینها را نمیخواهند؛ بلکه خواهانِ رضایت و خشنودی اللهU هستند؛ پس به خاطر دنیا از چنین کسانی چشم برنگردان و آنان را ترک مکن؛ البته اگر مصلحتی بزرگتر از همنشینی با ایشان در میان باشد، ایرادی ندارد که بهخاطر آن مصلحت، اینها را ترک نمایی؛ مهم، این است که بهخاطر دنیا ترکشان نگویی. الله متعال در ادامهی این آیه میفرماید:
﴿وَلَا تُطِعۡ مَنۡ أَغۡفَلۡنَا قَلۡبَهُۥ عَن ذِکۡرِنَا وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ وَکَانَ أَمۡرُهُۥ فُرُطٗا ٢٨﴾
[الکهف: ٢٨]
و از کسی پیروی مکن که دلش را از یادمان غافل نمودهایم و او از خواستهی نفس خویش پیروی نموده و کارش، زیادهروی و تبهکاری بوده است.
یعنی: از آدم غافلی که قلبش از ذکر و یادِ اللهU در غفلت است و او از خواستهها و امیال نفسانی خویش پیروی میکند، و بدینسان دنیا و آخرتش را تباه میگرداند، پیروی مکن.
این آیهی کریمه، بیانگر فضیلت جمع شدن برای ذکر و دعاست و نیز فضیلت اخلاص را میرساند و نشان میدهد که مدار همه چیز بر محور اخلاص میباشد؛ لذا شایسته نیست که انسان عبادتها و مسایل اخروی را فدای مسایل دنیوی کند.
مؤلف/ حدیثی از ابوهریرهt آورده که در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است؛ حدیثی بدین مضمون که: «الله، فرشتگانی دارد که در جستجوی ذاکران و یادکنندگانش در راهها گشت میزنند». فرشتگان، جزو جهان غیباند و اللهU آنها را از نور آفریده است؛ آنها به خوردن و آشامیدن نیاز ندارند و در جهان غیب بهسر میبرند و انسان آنها را نمیبیند؛ البته گاه الله متعال آنان را به مردم نشان میدهد؛ چنانکه جبرئیلu در پوشش مردی که لباس بسیار سفیدی پوشیده بود و موهای بسیار سیاهی داشت، وارد مجلسی شد که پیامبرr و یارانش نشسته بودند؛ آثار سفر بر او نمایان نبود و هیچیک از اصحاب#، او را نمیشناخت. نزد پیامبرr نشست و در حضور صحابه# سؤالهایی پرسید که پیامبرr پاسخش را داد. خلاصه اینکه گاه چنین مواردی روی میدهد؛ اما اصل بر این است که جهان فرشتگان، عالَم غیب است. فرشتگان، همه نیکاند و به جاهایی که مایهی خشم پروردگار است، نمیروند؛ مانند خانهای که در آن، مجسمه و تصویر باشد؛ همچنین با کسانی با خود سگ یا زنگ دارند، همراه نمیشوند.
الله متعال برخی از این فرشتگان را مأموریت داده است که در زمین به گشتزنی بپردازند و به میان حلقههای ذکر بروند. «و چون گروهی را ببینند که به یادِ اللهU مشغولند، یکدیگر را صدا میزنند و میگویند: بهسوی چیزی که در جستجوی آن بودید، بیایید. آنگاه ذکرکنندگان را تا آسمان دنیا زیر بالهایشان میگیرند. سپس الله با اینکه آگاهیِ مطلق دارد، از فرشتگان میپرسد: بندگانم چه میگویند؟ فرشتگان پاسخ میدهند: پاکی و بزرگی تو را بیان میکنند و تو را میستایند و تمجیدت مینمایند. الله میفرماید: آیا مرا دیدهاند؟ پاسخ میدهند: خیر؛ به خودت سوگند که تو را ندیدهاند. اللهU میفرماید: اگر مرا میدیدند، چه میکردند؟ میگویند: اگر تو را میدیدند، بیشتر عبادتت میکردند و تو را بیش از این بزرگ میداشتند و تو را بیشتر تسبیح میگفتند. آنگاه اللهU میفرماید: چه میخواهند؟ فرشتگان میگویند: از تو بهشت را درخواست میکنند. الله متعال میفرماید: آیا آن را دیدهاند؟ فرشتگان پاسخ میدهند: پروردگارا! خیر؛ سوگند به خودت که آن را ندیدهاند». از همینروست که اللهU میفرماید: «أَعْدَدْتُ لِعِبَادِی الصَّالِحِینَ مَا لا عَیْنٌ رَأَتْ، وَلا أُذُنٌ سَمِعَتْ، وَلا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ».([2]) یعنی: «برای بندگان نیکم، نعمتهایی (در بهشت) فراهم کردهام که هیچ چشمی ندیده، هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ انسانی، خطور نکرده است». سپس اللهU از فرشتگان میپرسد: «از چه چیزی پناه میخواهند؟ فرشتگان میگویند: از دوزخ. اللهU میفرماید: آیا آن را دیدهاند؟ پاسخ میدهند: پروردگارا! خیر؛ به خودت سوگند که آن را ندیدهاند. الله متعال میفرماید: اگر آن را میدیدند، چه میکردند؟ فرشتگان میگویند: اگر آن را میدیدند، از آن بیشتر دوری میکردند و ترسِ بیشتری از آن داشتند. اللهU میفرماید: شما گواه باشید که من آنان را بخشیدم». روشن است که وقتی اللهU کسی را ببخشد، آنشخص سزاوار ورود به بهشت و نجات از دوزخ میگردد. در ادامهی این حدیث آمده است: «یکی از فرشتگان میگوید: فلانکس که در میان آنهاست، جزو آنها نیست؛ بلکه برای کاری به آنجا آمده است. الله متعال میفرماید: آنها کسانی هستند که همنشینشان نیز (بینصیب نیست و) بدبخت نمیشود».
این حدیث، فضیلت مجالس صالحان و نیکوکاران را میرساند و نشان میدهد که چهبسا الله متعال به سبب همنشین نیک، رحمت خود را شامل حال همنشینان وی میگرداند؛ اگرچه همنشینان فرد نیکوکار، همانند خودش نباشند؛ زیرا همانگونه که در این حدیث آمده است: الله متعال شخصی را که برای کاری به میان نیکوکاران آمده بود، آمرزید و فرمود: «آنها کسانی هستند که همنشینشان نیز (بینصیب نیست و) بدبخت نمیشود». بنابراین جمع شدن برای ذکر و یادِ اللهU و نیز برای قرائت قرآن و تسبیح و تحمید و تهلیل، مستحب است و هرکس برای خودش ذکر و دعا میکند. همانگونه که پیشتر گفتم، اجتماع مسلمانان برای نماز صبح و عصر نیز جزو همین اجتماعها و گردهماییهای خجسته میباشد؛ زیرا نماز شامل تسبیح، تکبیر، تهلیل، قرائت قرآن و دعاست و از پیامبرr ثابت است که فرشتگانی که بر انسانها گماشته شدهاند، در نماز صبح و عصر، یکجا و جمع میشوند.
***
1456- وعنه وعن أَبی سعیدٍ$ قالا: قَالَ رسولُ اللهr: «لا یَقْعُدُ قَومٌ یَذکُرُونَ اللهَ-U- إِلاَّ حَفَّتْهُمُ المَلائِکَةُ وغَشِیَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَنَزَلَتْ عَلَیْهِمْ السَّکِینَةُ؛ وَذَکَرَهُمُ اللهُ فِیمَنْ عِنْدَهُ». [روایت مسلم]([3])
ترجمه: ابوهریره و ابوسعید$ میگویند: رسولاللهr فرمود: «هر گروهی که مینشینند و اللهU را یاد میکنند، فرشتگان پیرامون آنان جمع میشوند و رحمت، آنها را میپوشاند و بر آنان سکون و آرامش نازل میگردد و الله آنها را در جمع کسانی که نزد او هستند، یاد میکند».
1457- وعن أَبی واقدٍ الحارث بن عوفٍt أنَّ رسولَ اللهr بَیْنَمَا هُوَ جَالِسٌ فی المَسْجِدِ، والنَّاسُ مَعَهُ، إذْ أقْبَلَ ثَلاثَةُ نَفَرٍ، فأقْبَلَ اثْنَانِ إِلَى رسُولِ اللهِr وَذَهَبَ واحِدٌ؛ فَوَقَفَا عَلَى رسولِ اللهr. فأمَّا أحَدُهُما فَرَأَى فُرْجةً فی الحَلْقَةِ فَجَلَسَ فِیهَا، وَأمَّا الآخرُ فَجَلَسَ خَلْفَهُمْ، وأمَّا الثَّالثُ فأدْبَرَ ذاهِباً. فَلَمَّا فَرَغَ رَسُولُ اللهr قَالَ: «ألا أُخْبِرُکُمْ عَنِ النَّفَرِ الثَّلاَثَةِ: أَمَّا أَحَدُهُمْ فَأوَى إِلَى اللهِ فآوَاهُ اللهُ إِلَیْهِ. وَأمَّا الآخَرُ فاسْتَحْیَى فَاسْتَحْیَى اللهُ مِنْهُ، وأمّا الآخَرُ، فَأعْرَضَ، فَأَعْرَضَ اللهُ عَنْهُ». [متفق علیه]([4])
ترجمه: ابوواقد، حارث بن عوفt میگوید: باری رسولاللهr در مسجد با مردم نشسته بود که در این میان سه نفر آمدند؛ دو نفر بهسوی مجلس رسولاللهr آمدند و ماندند و دیگری، رفت. یکی از آن دو نفر، در میان مجلس جایی خالی یافت و همانجا نشست؛ و دیگری، پشت سر آنان نشست و سومین نفر پشت کرد و رفت. رسولاللهr هنگامی که- از پند و اندرز یارانش- فراغت یافت، فرمود: «آیا شما را از حال این سه نفر آگاه نسازم؟ یکی از آنها به الله پناه آورد- و صادقانه به این مجلس آمد- و الله نیز به او پناه داد (و نشستن در این مجلس را برایش میسر ساخت)؛ و دیگری، (از ایجاد مزاحمت) شرم کرد و الله نیز از او حیا کرد (و او را بخشید). و سومین نفر از الله روی گرداند و الله نیز از او روی گرداند (و توفیقش نداد که با این گروه نیکوکار بنشیند)».
شرح
در حدیث نخست آمده است که پیامبرr فرمود: «هر گروهی که مینشینند و اللهU را یاد میکنند، فرشتگان پیرامون آنان جمع میشوند و رحمت، آنها را میپوشاند و بر آنان سکون و آرامش نازل میگردد و الله آنها را در جمع کسانی که نزد او هستند، یاد میکند». این، بیانگر فضیلت جمع شدن برای یادِ اللهU میباشد؛ گفتنیست لازم نیست که همه یکصدا و با هم ذکر بگویند؛ بلکه این حدیث، مطلق میباشد و از سلف صالح ثابت نیست که مانند برخی از طُرُق صوفیه به صورت گروهی و یکصدا ذکر بگویند.
در این حدیث آمده است: بر کسانی که برای ذکر و یادِ اللهU گرد هم میآیند، "سکینه" نازل میشود؛ سکینه، همان سکون و آرامش قلبی یا خشوع و انابت آن به سوی اللهU میباشد. همچنین «رحمت، اینها را میپوشاند»؛ یعنی: رحمت الاهی آنان را از هر سو در برمیگیرد و بدینسان بیش از هر زمانی به رحمت پروردگار، نزدیک میگردند. «فرشتگان پیرامون آنان جمع میشوند»؛ زیرا کردارِ اینها را میپسندند و برای تکریم ایشان، پیرامونشان جمع میگردند و آنان را احاطه میکنند. «و الله آنها را در جمع کسانی که نزد او هستند، یاد میکند»؛ یعنی: الله متعال، ذاکران و یادکنندگان خویش را در ملکوت اعلی و در میان فرشتگان والامقامش یاد میفرماید. پیشتر نیز حدیثی گذشت که در آن آمده بود: «وَمَنْ ذَکَرَنِی فِى مَلأٍ ذَکَرْتُهُ فِى مَلأٍ خَیْرٍ مِنْهُمْ»؛([5]) یعنی: «و هرکس مرا در جمعی یاد نماید، او را در جمعی بهتر از آنان یاد میکنم».
در دومین حدیثی که نووی/ آورده، آمده است که باری رسولاللهr در مسجد با مردم نشسته بود که در این میان سه نفر آمدند؛ دو نفر بهسوی مجلس رسولاللهr آمدند و ماندند و دیگری، رفت. یکی از آن دو نفر، در میان مجلس جایی خالی یافت و همانجا نشست؛ و دیگری، پشت سر آنان نشست. گویا آمد که مزاحم دیگران شود یا جا را بر آنان تنگ بگرداند؛ اما سومین نفر به این جمع نپیوست و رفت. رسولاللهr هنگامی که- از پند و اندرز یارانش- فراغت یافت، فرمود: «آیا شما را از حال این سه نفر آگاه نسازم؟ یکی از آنها به الله پناه آورد- و صادقانه به این مجلس آمد- و الله نیز به او پناه داد (و نشستن در این مجلس را برایش میسر ساخت)؛ و دیگری، (از ایجاد مزاحمت) شرم کرد و الله نیز از او حیا کرد (و او را بخشید). و سومین نفر از الله روی گرداند و الله نیز از او روی گرداند (و توفیقش نداد که با این گروه نیکوکار بنشیند)».
از این حدیث، صفت شرم و حیا برای اللهU ثابت میشود؛ اما شرم و حیای پروردگار، مانند شرم و حیای آفریدههایش نیست؛ بلکه حیای کاملیست که شایستهی اللهU میباشد؛ چنانکه پیامبرr فرموده است: «إِنَّ الله حَیِیٌّ کَرِیمٌ»؛([6]) یعنی: «الله متعال، باحیا و کریم است». الله متعال میفرماید:
﴿وَٱللَّهُ لَا یَسۡتَحۡیِۦ مِنَ ٱلۡحَقِّ﴾ [الأحزاب : ٥٣]
و الله از بیان حقیقت شرم ندارد.
لذا الله متعال به این صفت، وصف میشود؛ اما این صفت، مانند صفت آفریدههایش نیست؛ زیرا الله متعال در قرآن کریم میفرماید:
﴿لَیۡسَ کَمِثۡلِهِۦ شَیۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡبَصِیرُ ١١﴾ [الشورى: ١١]
هیچ چیزی همانند او نیست؛ و او، شنوای بیناست.
بنابراین هرگاه صفتی از صفات الله متعال در لفظ، همانند صفتی از صفات مخلوقات بود، باید بدانید که این صفات مشترکِ لفظی، از نظر معنا یکی نیستند؛ زیرا «هیچ چیزی همانند الله نیست و او، شنوای داناست». لذا وقتی بنا بر آیات صریح قرآن گفته میشود که الله متعال بر عرش استقرار دارد، این، بدین معنا نیست که قرار گرفتن الله متعال بر عرش همانند قرار گرفتن یک انسان بر روی یک مرکب یا سواری باشد؛ زیرا الله متعال همین واژه یا همین ویژگی را دربارهی انسانها نیز بیان فرموده است؛ آنجا که میفرماید:
﴿إِذَا ٱسۡتَوَیۡتُمۡ عَلَیۡهِ﴾ [الزخرف: ١٣]
... آنگاه که بر مرکبها سوار میشوید و روی آنها قرار میگیرید...
لذا اشتراک لفظی، به معنای همانندی و شباهت نیست؛ چنانکه الله متعال میفرماید:
﴿بَلۡ یَدَاهُ مَبۡسُوطَتَانِ﴾ [المائدة: ٦٤]
بلکه دو دست الله باز و گشوده است.
لذا نباید چنین پنداشت که دو دست پروردگار، همانند دستان ماست؛ زیرا هیچ چیزی همانند الله متعال نیست و همهی صفات الاهی، منحصر به خودِ اوست و ما، همانگونه که الله متعال را در ذاتش و نیز در عبادت، یکتا و یگانه میدانیم، در صفاتش نیز به وحدانیت او اعتقاد داریم: ﴿لَیۡسَ کَمِثۡلِهِۦ شَیۡءٞۖ وَهُوَ ٱلسَّمِیعُ ٱلۡبَصِیرُ﴾ : «هیچ چیزی همانند او نیست و او، شنوای داناست».
***
1458- وعن أَبی سعیدٍ الخدریt قَالَ: خَرَجَ معاویةُt عَلَى حَلْقَةٍ فی المَسْجِدِ، فَقَالَ: مَا أجْلَسَکُمْ؟ قالوا: جَلَسْنَا نَذْکُرُ اللهَ. قَالَ: آللهِ مَا أجْلَسَکُمْ إِلاَّ ذاک؟ قالوا: مَا أجْلَسَنَا إِلاَّ ذَاکَ، قَالَ: أما إنِّی لَمْ اسْتَحْلِفْکُمْ تُهْمَةً لَکُمْ، وَمَا کَانَ أحَدٌ بِمَنْزِلَتِی مِنْ رَسولِ اللهr أَقَلَّ عَنْهُ حَدیثاً مِنِّی: إنَّ رسُولَ اللهr خَرَجَ عَلَى حَلْقَةٍ مِنْ أصْحَابِهِ فَقَالَ: «مَا أجْلَسَکُمْ؟» قالوا: جَلَسْنَا نَذْکُرُ الله وَنَحْمَدُهُ عَلَى مَا هَدَانَا للإسْلاَمِ، وَمَنَّ بِهِ عَلَیْنَا. قَالَ: «آللهِ مَا أجْلَسَکُمْ إِلا ذَاکَ؟» قالوا: واللهِ مَا أجْلَسَنَا إِلاَّ ذَاکَ. قَالَ: «أمَا إنِّی لَمْ أسْتَحْلِفْکُمْ تُهْمَةً لَکُمْ، ولکِنَّهُ أتَانِی جِبرِیلُ فَأخْبَرَنِی أنَّ الله یُبَاهِی بِکُمُ المَلاَئِکَةَ». [روایت مسلم]([7])
ترجمه: ابوسعید خدریt میگوید: معاویهt به نزد گروهی که در مسجد گرد آمده بودند، رفت و گفت: چه چیزی شما را اینجا نشانده است؟ گفتند: نشستهایم، الله را یاد میکنیم. معاویهt فرمود: شما را به الله سوگند که فقط همین امر موجب شده است که اینجا بنشینید؟ پاسخ دادند: هیچ چیزی جز همین امر، ما را اینجا ننشانده است. فرمود: من، شما را از روی بدبینی سوگند ندادم؛ و در میان اصحاب رسولاللهr کسی نیست که کمتر از من، از آن بزرگوار حدیث روایت کرده باشد؛ باری رسولاللهr به میان گروهی از یارانش رفت که گرد آمده بودند و فرمود: «چه چیزی موجب نشستن شما شده است؟» گفتند: نشستهایم و الله را یاد میکنیم و او را میستاییم که ما را بهسوی اسلام رهنمون شد و بر ما منت نهاد. فرمود: «شما را به الله سوگند که فقط همین امر موجب نشستن شما شده است؟» پاسخ دادند: فقط همین امر موجب نشستن ما شده است. فرمود: «من، شما را از روی بدبینی سوگند ندادم؛ بلکه جبرئیل(u) نزدم آمد و به من خبر داد که الله در نزد فرشتگان به شما مباهات میکند».
شرح
این، یکی از احادیثیست که بیانگر فضیلت جمع شدن برای ذکر و یادِ اللهU میباشد؛ حدیثی بدین مضمون که ابوسعید خدریt میگوید: معاویهt به نزد گروهی که در مسجد گرد آمده بودند، رفت و گفت: چه چیزی شما را اینجا نشانده است؟ گفتند: الله را یاد میکنیم. معاویهt سوگندشان داد که آیا فقط همین امر موجب نشستن آنها شده است؟ آنها نیز سوگند یاد کردند. سپس معاویهt فرمود: من، شما را از روی بدبینی سوگند ندادم؛ بلکه باری رسولاللهr به میان گروهی از یارانش رفت که برای ذکر اللهU گرد آمده بودند و به آنان فرمود: «الله در نزد فرشتگان به شما مباهات میکند»؛ مثلاً میفرماید: به بندگانم بنگرید که برای یادِ من گرد آمدهاند. البته همانگونه که پیشتر بیان شد، چنین اجتماعات و گردهماییهایی بدین معنا نیست که همهی حاضران، یکصدا ذکر بگویند؛ بلکه آنگونه که در این حدیث تصریح شده، شایسته است که نعمتهای الاهی از قبیل نعمت اسلام، امنیت و نعمت تندرستی و امثال آن را یادآوری کنند؛ زیرا یادآوری نعمتهای الاهی جزو ذکر و یاد پروردگارU میباشد. در هر حال، این حدیث بیانگر فضیلت جمع شدن برای یادآوری نعمتهای الاهیست؛ از اینرو سلف صالح عادت داشتند که چون برادر مسلمان خود را میدیدند، به او میگفتند: لَختی با هم بنشینیم و تجدید ایمان کنیم؛ یعنی نعمتهای الاهی را بر خودمان بهیاد آوریم تا بر ایمانمان افزوده شود.
***
([1]) صحیح بخاری، ش: 6408؛ و صحیح مسلم، ش: 2689.
([2]) صحیح بخاری، ش: (3244، 4779، 4780، 7498) و صحیح مسلم، ش: 2824 بهنقل از ابوهریرهt.
([3]) صحیح مسلم، ش: 2700.
([4]) صحیح بخاری، ش: 66؛ و صحیح مسلم، ش: 2176.
([5]) صحیح است؛ صحیح الجامع، ش: 8137.
([6]) صحیح است؛ صحیح الجامع، ش: (1757، 1768).
([7]) صحیح مسلم، ش: 2701.
246- باب: ذکر هنگامِ خوابیدن و بیدار شدن
1454- عن حُذَیفَةَ وأبی ذرٍّ$ قالا: کَانَ رسولُ اللهr إِذَا أوَى إِلَى فِرَاشِهِ، قَالَ: «بِاسْمِکَ اللهمَّ أَحْیَا وَأموتُ»، وَإذَا اسْتَیقَظَ قَالَ: «الحَمْدُ للهِ الَّذِی أَحْیَانَا بعْدَ مَا أماتَنَا وإِلَیْهِ النُّشُورُ». [روایت بخاری]([1])
ترجمه: حذیفه و ابوذر$ میگویند: رسولاللهr هنگامی که به رختخواب میرفت، میگفت: «اللهمَّ بِاسْمِکَ أَمُوتُ وَ أَحْیَا»([2]) و هنگامی که بیدار میشد، این دعا را میگفت: «الحَمْدُ للَّهِ اَلَّذی أَحْیَانَا بعْدَ مَا أَمَاتَنَا وإلیه النُّشُورُ».([3])
شرح
مؤلف/ میگوید: «باب: ذکرِ هنگام خوابیدن و بیدار شدن».
این، یکی از الطاف و نعمتهای الله متعال بر ماست که اذکاری را برای هنگام خوابیدن و بیدار شدن، و خوردن و آشامیدن و نیز اذکاری را برای آغاز و پایانِ روز و سایر کارها و حتی اذکاری را برای ورود به دستشویی و لباس پوشیدن مقرر فرموده است؛ همهی اینها بدین خاطر است که تمام اوقات و لحظههای زندگیِ ما، در ذکر و یادِ اللهU سپری شود. لذا اگر این اذکار از سوی الله متعال مشروع نشده بود، انجام آنها بدعت و نوآوری در دین بهشمار میآمد؛ اما الله متعال این اذکار را مقرّر فرمود تا نعمتهایش را با انجامِ این عبادتها بر ما بیفزاید. از آن جمله، حدیثیست که مؤلف/ از حذیفه و ابوذر$ ذکر کرده است؛ این دو بزرگوار میگویند: رسولاللهr هنگامی که به رختخواب میرفت، میگفت: «اللهمَّ بِاسْمِکَ أَمُوتُ وَ أَحْیَا»؛ یعنی رسولاللهr هنگامی که میخواست بخوابد، دعای یادشده را میخواند؛ زیرا الله متعال، ذاتیست که زنده میکند و میمیراند؛ او، هرکه را بخواهد، زنده میگرداند و هرکه را بخواهد، می میراند. از اینرو پیش از خواب میگوییم: «اللهمَّ بِاسْمِکَ أَمُوتُ وَ أَحْیَا»؛ یعنی: «یا الله! با نام تو میمیرم و با نام تو زنده میشوم». تناسب این ذکر با خواب از آن جهت است که خواب، نوعی مرگ میباشد؛ چنانکه از خواب، به «مرگ کوچک» یاد کردهاند. الله متعال میفرماید:
﴿وَهُوَ ٱلَّذِی یَتَوَفَّىٰکُم بِٱلَّیۡلِ وَیَعۡلَمُ مَا جَرَحۡتُم بِٱلنَّهَارِ ثُمَّ یَبۡعَثُکُمۡ فِیهِ لِیُقۡضَىٰٓ أَجَلٞ مُّسَمّٗى﴾ [الأنعام: ٦٠]
و او ذاتیست که شبهنگام شما را در مرگِ خواب فرو میبرد و از اعمالی که در روز انجام میدهید، آگاه است و سپس شما را در روز، بلند میکند تا مُهلت مشخص به سرآید.
و میفرماید:
﴿ٱللَّهُ یَتَوَفَّى ٱلۡأَنفُسَ حِینَ مَوۡتِهَا وَٱلَّتِی لَمۡ تَمُتۡ فِی مَنَامِهَا﴾ [الزمر: ٤٢]
الله، جانها را هنگام مرگشان میگیرد و نیز جانی را که نمرده است، بههنگام خوابِ آن قبض میکند.
از اینرو رسولاللهr هنگامی که از خواب برمیخاست، این دعا را میگفت: «الحَمْدُ للَّهِ اَلَّذی أَحْیَانَا بعْدَ مَا أَمَاتَنَا وإلیه النُّشُورُ». بدینسان اللهU را ستایش میکنیم که ما را پس از خواب که برادرِ مرگ است، بیدار و زنده گردانید و بهیاد میآوریم که الله متعال، ما را پس از مرگمان برمیانگیزد. لذا خوابیدن و بیدار شدن، اشارهای به برانگیختهشدنِ ما پس از مرگ است و این، یکی از حکمتهای خواب میباشد که الله متعال آنرا سبب آسودگی جسم و تَن و بازیابی توان و نیرو برای ادامهی کار و فعالیت قرار داده است. لذا خواب، گذشته از اینکه مایهی آسایش جسمیست، یادآور زندگیِ پس از مرگ نیز میباشد و به ما یادآوری میکند که پس از مردن، از قبر خویش برانگیخته شده، حی و زنده در برابر اللهU حاضر میشویم.
و این، بر ایمانِ ما نسبت به برانگیخته شدن میافزاید. میدانید که ایمان به برانگیخته شدن پس از مرگ، اهمیت فراوانی دارد و اگر انسان ایمان نداشته باشد که روزی برانگیخته میگردد و نتیجهی اعمالش را میبیند، برای او عمل کردن بیمعنا خواهد بود و دیگر، هیچ عمل نیکی انجام نمیدهد؛ از اینرو فراوان میبینیم که الله متعال ایمان به آخرت را در کنار ایمان به خویش ذکر فرموده است و آیات فراوانی از این دست، وجود دارد. لذا شایسته است که هر یک از ما وقتی به رختخواب میرود، این دعا را بگوید: «اللهمَّ بِاسْمِکَ أَمُوتُ وَ أَحْیَا»؛ و آنگاه که بیدار میشود، بگوید: «الحَمْدُ للَّهِ اَلَّذی أَحْیَانَا بعْدَ مَا أَمَاتَنَا وإلیه النُّشُورُ».
***
([1]) صحیح بخاری، ش: 6314 بهنقل از حذیفهt؛ نووی/ خود نیز این حدیث را پیشتر بهشمارهی 821 فقط بهنقل از حذیفهt آورده است.
([2]) ترجمهی دعا: «یا الله! به نام تو میمیرم- میخوابم- و به نامِ تو زنده - بیدار- میشوم».
([3]) ترجمهی دعا: «همهی حمد و ستایش ویژهی الله میباشد؛ ذاتی که ما را پس از آنکه میراند، زنده کرد و بازگشت، به سوی اوست».
245- باب: ذکر الله متعال در حالت ایستاده، نشسته و درازکشیده، و نیز بدون وضو و در حالت جنابت و حیض؛ مگر تلاوت قرآن که برای جُنُب و حایض روا نیست([1])
الله متعال میفرماید:
﴿إِنَّ فِی خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓیَٰتٖ لِّأُوْلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٩٠ ٱلَّذِینَ یَذۡکُرُونَ ٱللَّهَ قِیَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾ [آل عمران: ١٩٠، ١٩١]
همانا در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز، نشانههایی برای خردمندان وجود دارد؛ کسانی که ایستاده و نشسته و یا در حالی که بر پهلوها آرمیدهاند، الله را یاد میکنند.
1452- وعن عائشة& قَالَت: کَانَ رسُولُ اللهr یَذْکُرُ اللهَ تعالى عَلَى کُلِّ أَحْیَانِهِ. [روایت مسلم]([2])
ترجمه: عایشه& میگوید: رسولاللهr در تمام اوقات خویش، الله متعال را یاد میکرد.
1453- وعن ابن عباسٍ$ عَنِ النَّبِیِّr قَالَ: «لَوْ أنَّ أَحَدَکُمْ إِذَا أتَى أهْلَهُ قَالَ: بِسْمِ الله، اللهمَّ جَنِّبْنَا الشَّیْطَانَ، وَجَنِّبِ الشَّیْطَانَ مَا رَزَقْتَنَا، فَقُضِیَ بَیْنَهُمَا وَلَدٌ، لَمْ یَضُرَّهُ». [متفق علیه]([3])
ترجمه: ابنعباس$ میگوید: پیامبرr فرمود: «اگر هریک از شما هنگامِ همبستری با همسرش بگوید: بِسْمِ الله، اللهمَّ جَنِّبْنَا الشَّیْطَانَ، وَجَنِّبِ الشَّیْطَانَ مَا رَزَقْتَنَا،([4]) و از آن همبستری فرزندی مقدّر شود، شیطان زیان و آسیبی به او نمیرساند».
شرح
نووی/ در کتابش «ریاضالصالحین» بابی بدین عنوان گشوده است: «ذکر الله متعال در حالت ایستاده، نشسته و درازکشیده»؛ یعنی: شایسته است که انسان، الله متعال را در همه حال، یاد کند. سپس جناب مؤلف به این فرمودهی الاهی استناد کرده است که میفرماید:
﴿إِنَّ فِی خَلۡقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَٱخۡتِلَٰفِ ٱلَّیۡلِ وَٱلنَّهَارِ لَأٓیَٰتٖ لِّأُوْلِی ٱلۡأَلۡبَٰبِ ١٩٠ ٱلَّذِینَ یَذۡکُرُونَ ٱللَّهَ قِیَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾ [آل عمران: ١٩٠، ١٩١]
همانا در آفرینش آسمانها و زمین و گردش شب و روز، نشانههایی برای خردمندان وجود دارد؛ کسانی که ایستاده و نشسته و یا در حالی که بر پهلوها آرمیدهاند، الله را یاد میکنند.
آری؛ در خودِ آسمانها و زمین و نیز آفریدههای شگفتآوری که در اینهاست، نشانههایی برای خردمندان وجود دارد؛ آنانکه حکمتها و اسرار آفرینش را درمییابند. آسمان گستردهای که بر فراز ماست و نیز زمین پهناوری که زیر پای ما قرار دارد، با نشانههایی چون دریاها، درختان، رودخانهها و کوههایی که در آنست، نشانی از آفرینندهی آنهاست.
در اختلاف شب و روز از لحاظ گرما و سرما، و کوتاهی و بلندی و نیز تفاوتشان از نظر امنیت و ناامنی، و گشایش و سختی، و دیگر حالتهایی که در گذرِ روزگار پیش میآید، نشانههای بزرگی وجود دارد. با نگاهی به تاریخ و تحولات و دگرگونیهای دورانهای گوناگون و تفاوتهای شب و روز، نشانههای شگفتانگیز الاهی به چشم میخورد و بر ایمان انسان میافزاید. شاهد موضوع از این آیات، اینجاست که الله متعال میفرماید: ﴿ٱلَّذِینَ یَذۡکُرُونَ ٱللَّهَ قِیَٰمٗا وَقُعُودٗا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمۡ﴾: «آنانکه ایستاده و نشسته و در حالی که بر پهلوها آرمیدهاند- یعنی در همه حال- الله متعال را یاد میکنند.
مؤلف/ حدیث عایشه& را نیز آورده است؛ حدیثی بدین مضمون که بزرگبانوی اسلام فرموده است: «رسولاللهr در تمام اوقات خویش، الله متعال را یاد میکرد»؛ چه آنگاه که ایستاده بود و چه هنگامی که نشسته یا بر پهلو آرمیده بود؛ حتی مردم را تشویق نمود که هنگام همبستری با همسرانشان نیز اللهU را یاد کنند؛ چنانکه فرمود: «اگر هریک از شما هنگامِ همبستری با همسرش بگوید: بِسْمِ الله، اللهمَّ جَنِّبْنَا الشَّیْطَانَ، وَجَنِّبِ الشَّیْطَانَ مَا رَزَقْتَنَا، و از آن همبستری فرزندی مقدّر شود، شیطان زیان و آسیبی به او نمیرساند». لذا شایسته است که انسان در همه حال، الله متعال را فراوان یاد کند؛ ولی ناگفته نماند که علما گفتهاند: ذکر الله متعال در مکانهای نامناسب و آلودهای چون توالت، شایسته نیست؛ زیرا ارزش و جایگاه ذکر الاهی، فراتر و برتر از این است که در چنین مکانهایی صورت بگیرد. این، دیدگاه برخی از علماست. والله اعلم.
***
([1]) آلبانی/ گوید: دربارهی این استثنا حدیث صحیحی وجود ندارد؛ از اینرو مؤلف نیز هیچ حدیثی در اینباره نیاورده است؛ بلکه حدیث عایشه& که در ادامه میآید و نیز سایر احادیث، خلافِ آنرا اثبات میکند.
([2]) صحیح مسلم، ش: 373.
([3]) صحیح بخاری، ش: (141، 5165)؛ و صحیح مسلم، ش: 1434.
([4]) ترجمهی دعا: «به نام الله؛ یا الله! شیطان را از ما و فرزندی که نصیبمان میکنی، دور بگردان».