اهل سنت

آنچه در این وبلاگ مخالف قرآن و سنت بود دور بندازید. الله در قرآن میفرماید:(پس بندگانم را بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اینانند که خردمندانند». زمر، آیه 17 و 18

اهل سنت

آنچه در این وبلاگ مخالف قرآن و سنت بود دور بندازید. الله در قرآن میفرماید:(پس بندگانم را بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می کنند. اینانند که خداوند هدایتشان کرده و اینانند که خردمندانند». زمر، آیه 17 و 18

239- باب: فضیلت عبادت در دوران آشفتگی و ظهور فتنه‌ها و نابسامانی‌ها

239- باب: فضیلت عبادت در دوران آشفتگی و ظهور فتنه‌ها و نابسامانی‌ها

1374- عن مَعْقِلِ بن یسارٍt قَالَ: قَالَ رسولُ اللهr: «العِبَادَةُ فی إلهرْجِ کَهِجْرَةٍ إلیَّ». [روایت مسلم]([1])

ترجمه: معقِل بن یسارt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «عبادت در هنگام هرج و مرج،([2]) مانند هجرت به‌سوی من است».




([1]) صحیح مسلم، ش: 2948.

([2]) نووی/ می‌گوید: منظور از دوران هرج و مرج، زمانی‌ست که فتنه‌ها و آشفتگی‌ها نمایان می‌شود و مردم، جز شمارِ اندکی از آنان، از عبادت، غافل می‌گردند. [مترجم]

238- باب: فضیلت برده‌ای که حقّ الله و حقّ مولایش را ادا می‌کند

238- باب: فضیلت برده‌ای که حقّ الله و حقّ مولایش را ادا می‌کند

1370- عن ابن عمرَ$: أنَّ رسولَ اللهr قَالَ: «إنَّ العَبْدَ إِذَا نَصَحَ لِسَیِّدِهِ، وَأَحْسَنَ عِبَادَةَ اللهِ، فَلَهُ أَجْرُهُ مَرَّتَیْنِ». [متفقٌ علیه]([1])

ترجمه: ابن عمر$ می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «اگر برده، خیرخواه آقایش باشد- و درست، انجام وظیفه کند- و عبادت الله متعال را به‌نیکی انجام دهد، پاداشِ او دو برابر است».

1371- وعن أَبی هریرةَt قَالَ: قَالَ رسول اللهr: «لِلْعَبْدِ المَمْلُوکِ المُصْلِحِ أجْرَانِ»، وَالَّذِی نَفْسُ أَبی هُرَیْرَةَ بِیَدِهِ لَوْلا الجِهَادُ فی سَبیلِ اللهِ وَالحَجُّ، وَبِرُّ أُمِّی، لأَحْبَبْتُ أنْ أَمُوتَ وَأنَا مَمْلُوکٌ. [متفقٌ علیه]([2])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: رسول اللهr فرمود: «برده‌ی زرخریدِ درست‌کار، دو پاداش دارد».- ابوهریرهt گفت:- سوگند به ذاتی که جان ابوهریره در دست اوست، اگر جهاد در راه الله، حج، و نیکی به مادرم نبود، دوست داشتم در حالِ بردگی بمیرم.

1372- وعن أَبی موسى الأشعریِّt قَالَ: قَالَ رسول اللهr: «المَمْلُوکُ الَّذِی یُحْسِنُ عِبَادَةَ رَبِّهِ، وَیُؤَدِّی إِلَى سَیِّدِهِ الَّذِی عَلَیْهِ مِنَ الحَقِّ، وَالنَّصِیحَةِ، وَالطَّاعَةِ، لَهُ أجْرَانِ». [روایت بخاری]([3])

ترجمه: ابوموسی اشعریt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «برده‌ای که عبادت پروردگارش را به‌نیکی انجام می‌دهد و حقّ آقای خویش و خیرخواهی و فرمان‌برداری از او را ادا می‌کند، دو پاداش دارد».

1373- وَعَنْهُ قَالَ: قَالَ رسولُ اللهِr: «ثَلاثَةٌ لَهُمْ أجْرَانِ: رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الکِتَابِ آمَنَ بِنَبِیِّهِ، وَآمَنَ بِمُحَمَّدٍr، وَالعَبْدُ المَمْلُوکُ إِذَا أدَّى حَقَّ الله، وَحَقَّ مَوَالِیهِ، وَرَجُلٌ کَانَتْ لَهُ أَمَةٌ فَأدَّبَهَا فَأَحْسَنَ تَأدِیبَهَا، وَعَلَّمَهَا فَأَحْسَنَ تَعْلِیمَهَا، ثُمَّ أعْتَقَهَا فَتَزَوَّجَهَا، فَلَهُ أَجْرَانِ». [متفقٌ علیه]([4])

ترجمه: ابوموسی اشعریt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «سه نفر هستند که- نزد الله- دو پاداش دارند: مردی از اهل کتاب که به پیامبر خود و سپس به محمدr ایمان آورده باشد؛ برده‌ی زرخریدی که حقّ الله و حقّ سرورانش را ادا کند؛ و نیز مردی که کنیزی داشته باشد و او را به‌نیکی تربیت نماید، سپس آزادش کند و آن‌گاه با او ازدواج نماید؛ او نیز دو پاداش دارد».

شرح

مؤلف/ با گشودن این باب بدین موضوع پرداخته است که هر برده‌ی زرخریدی که حقّ الله و حقّ سرورش را ادا کند، دو پاداش دارد؛ یک پاداش به‌خاطر ادای حقّ الاهی، و پاداش دیگر، به‌خاطر ادای حقّ سرورش؛ زیرا الله متعال بر او حقوقی مانند نماز و روزه و عبادت‌های دیگری دارد که مبتنی بر امری مالی نیست. و حقّ سرورش، این است که به او خدمت کند. هر برده یا خدمت‌کاری که این دو حق را ادا کند، دو پاداش دارد.

هم‌چنین حدیثی بدین مضمون گذشت که پیامبرr فرموده است: «سه نفر هستند که- نزد الله- دو پاداش دارند: مردی از اهل کتاب که به پیامبر خود و سپس به محمدr ایمان آورده باشد؛ برده‌ی زرخریدی که حقّ الله و حقّ سرورانش را ادا کند؛ و نیز مردی که کنیزی داشته باشد و او را به‌نیکی تربیت نماید، سپس آزادش کند و آن‌گاه با او ازدواج نماید؛ او نیز دو پاداش دارد». لذا اگر کسی، یهودی یا نصرانی بوده و سپس به پیامبر اسلامr ایمان آورده باشد، دو پاداش دارد: یک پاداش به‌خاطر ایمان به پیامبر خود و پاداش دوم به‌خاطر ایمان به محمد مصطفیr. می‌دانید که هر یهودی یا نصرانی که رسالت محمدr به او برسد و به آن ایمان نیاورد، همه‌کارهایش تباه و برباد می‌شود؛ حتی کارهایی که در دین و آیین یهود و نصارا به آن تأکید شده است؛ بدین معنا که اگر به دین و آیین خود پای‌بند باشد، از او پذیرفته نمی‌گردد؛ زیرا الله متعال می‌فرماید:

﴿وَمَن یَبۡتَغِ غَیۡرَ ٱلۡإِسۡلَٰمِ دِینٗا فَلَن یُقۡبَلَ مِنۡهُ وَهُوَ فِی ٱلۡأٓخِرَةِ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِینَ ٨٥﴾

                                                                                     [آل عمران: ٨٥]

 و هر کس دینی جز اسلام بجوید، هرگز از او پذیرفته نمی­­شود و در آخرت جزو زیان­­کاران خواهد بود.

و اما دومین نفری که دو اجر دارد، برده‌ی زرخریدی‌ست که هم حقّ سرورش را ادا می‌کند و هم حقّ اللهU را. و سومین نفر، «مردی‌ست که کنیزی داشته باشد و او را به‌نیکی تربیت نماید، سپس آزادش کند و آن‌گاه با او ازدواج نماید؛ او نیز دو پاداش دارد»: پاداش نخست به‌خاطر نیکی‌ کردن به کنیزش و پاداش دوم بدین خاطر که پس از آزاد نمودن وی، او را بی‌سرپرست رها نمی‌کند؛ بلکه با او ازدواج می‌نماید و سایه‌ی حمایتش را از آبرو و عزتِ او دریغ نمی‌دارد.

***




([1]) صحیح بخاری، ش: 2546؛ و صحیح مسلم، ش: 1664.

([2]) صحیح بخاری، ش: 2548؛ و صحیح مسلم، ش: 1665.

([3]) صحیح بخاری، ش: 2551.

([4]) صحیح بخاری، ش: 97؛ و صحیح مسلم، ش: 154.

237- فضیلت نیکی کردن به بردگان (و خدمت‌کاران)

237- فضیلت نیکی کردن به بردگان (و خدمت‌کاران)

الله متعال می‌فرماید:

﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِکُواْ بِهِۦ شَیۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَیۡنِ إِحۡسَٰنٗا وَبِذِی ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡیَتَٰمَىٰ وَٱلۡمَسَٰکِینِ وَٱلۡجَارِ ذِی ٱلۡقُرۡبَىٰ وَٱلۡجَارِ ٱلۡجُنُبِ وَٱلصَّاحِبِ بِٱلۡجَنۢبِ وَٱبۡنِ ٱلسَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتۡ أَیۡمَٰنُکُمۡ﴾         [النساء : ٣٦]

  و الله را پرستش کنید و چیزی را با او شریک نگردانید و به پدر و مادر نیکی نمایید و نیز به خویشاوندان، و یتیمان، و بینوایان، و همسایه‌ای که خویشاوند است و به همسایه‌ی بیگانه، و یار هم‌نشین و مسافرِ در راه‌مانده و آن‌که مالکش شده‌اید.

1368- وعنِ المَعْرُورِ بن سُوَیْدٍ قَالَ: رَأیْتُ أَبَا ذَرٍt، وَعَلَیهِ حُلَّةٌ وَعَلَى غُلاَمِهِ مِثْلُهَا، فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِکَ، فَذَکَرَ أنَّهُ سَابَّ رَجُلاً عَلَى عَهْدِ رسول اللهr فَعَیَّرَهُ بِأُمِّهِ، فَقَالَ النَّبِیُّr: «إنَّکَ امْرُؤٌ فِیکَ جَاهِلیَّةٌ هُمْ إخْوَانُکُمْ وَخَوَلُکُمْ جَعَلَهُمُ الله تَحْتَ أیدیکُمْ، فَمَنْ کَانَ أَخُوهُ تَحْتَ یَدِهِ، فَلْیُطْعِمْهُ مِمَّا یَأکُلُ، وَلْیُلْبِسْهُ مِمَّا یَلْبَسُ، وَلا تُکَلِّفُوهُمْ مَا یَغْلِبُهُمْ، فَإنْ کَلَّفْتُمُوهُمْ فَأَعِینُوهُمْ». [متفقٌ علیه]([1])

ترجمه: مَعرور بن سُوَید می‌گو‌ید: ابوذرt را دیدم که لباسش، مانند جامه‌ای بود که غلامش بر تن داشت؛ علتش را از او پرسیدم. پاسخ داد: در دوران رسول‌اللهr غلامی داشتم که به او ناسزا گفتم و به مادرش طعنه زدم.([2]) پیامبرr فرمود: «انگار هنوز عادت‌های جاهلیت در توست؛ این‌ها، برادران و خدمت‌کاران شما هستند که الله متعال ایشان را زیردستِ شما قرار داده است؛ پس هرکه برادرش زیردستِ اوست، باید از همان غذایی که خود می‌خورَد، به او نیز بخوراند و از همان لباسی که خود می‌پوشد، به او نیز از همان لباس بپوشاند. آن‌ها را به کاری که در توانشان نیست،

مکلّف نسازید و اگر آنان را به کاری مکلّف ساختید، به آن‌ها کمک کنید».

1369- وعن أَبی هریرةَt عَنِ النَّبِیِّr قَالَ: «إِذَا أَتَى أحَدَکُمْ خَادِمُهُ بِطَعَامِهِ، فَإنْ لَمْ یُجْلِسْهُ مَعَهُ، فَلْیُنَاوِلْهُ لُقْمَةً أَوْ لُقْمَتَیْنِ أَوْ أُکْلَةً أَوْ أُکْلَتَیْنِ؛ فَإنَّهُ وَلِیَ عِلاَجَهُ». [روایت بخاری]([3])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: پیامبرr فرمود: «هرگاه خدمت‌کارِ یکی از شما برایش غذا آورد، اگر او را با خود- سرِ سفره- ننشاند، لااقل یکی‌دو لقمه به او بدهد؛ زیرا او، زحمت تهیه‌ی غذا را کشیده است».

شرح

مؤلف/ می‌گوید: «باب: فضیلت آزاد کردن برده»؛ یعنی: اگر کسی، پول بدهد و برده‌ای را خریداری و آزاد کند، کارِ بسیار بزرگی انجام داده است. الله متعال می‌فرماید:

﴿فَلَا ٱقۡتَحَمَ ٱلۡعَقَبَةَ ١١ وَمَآ أَدۡرَىٰکَ مَا ٱلۡعَقَبَةُ ١٢ فَکُّ رَقَبَةٍ ١٣ أَوۡ إِطۡعَٰمٞ فِی یَوۡمٖ ذِی مَسۡغَبَةٖ ١٤ یَتِیمٗا ذَا مَقۡرَبَةٍ ١٥ أَوۡ مِسۡکِینٗا ذَا مَتۡرَبَةٖ ١٦﴾     [البلد: ١١،  ١٦] 

پس او به گردنه (و مسیر دشوار نیکی‌ها) وارد نشد؛ و تو چه می‌دانی که آن گردنه (گذرگاه سخت) چیست؟ آزاد کردن برده‌ای‌، یا غذا دادن در روز گرسنگی به یتیم خویشاوند یا (غذا دادن) به بینوایی خاک‌نشین است.

در این آیه، نیکی‌هایی چون آزاد کردن برده به بالا رفتن از گردنه یا عبور از گذرگاه سخت، تشبیه شده است؛ زیرا انجام چنین کارهایی، برای نفسِ انسان دشوار است و انسان باید از مالِ خود، مایه بگذارد. ﴿فَکُّ رَقَبَةٍ﴾ ، یعنی: «آزاد کردن کسی که دربند است» که هم شاملِ آزاد کردن برده می‌شود و هم شامل آزاد کردن اسیرِ مسلمان از اسارت دشمن. این آیه بیان‌گر فضیلت آزاد کردن اسیر و برده می‌باشد. سپس مؤلف/ حدیثی بدین مضمون آورده که پیامبرr فرموده است: «هرکس برده- یا کنیز- مسلمانی را آزاد کند، الله متعال در برابر هر عضو آن برده، عضوی از آزادکننده را از آتش دوزخ، رهایی می‌بخشد؛ حتی شرمگاه آزاد‌کننده را در برابر شرمگاه برده، از آتش دوزخ نجات می‌دهد».

آن‌گاه مؤلف/ به موضوع نیکی کردن به بردگان و خدمت‌کاران پرداخته و در ابتدای این باب، این آیه را یادآوری کرده است که الله متعال می‌فرماید:

﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِکُواْ بِهِۦ شَیۡ‍ٔٗا﴾                                      [النساء : ٣٦]

 و الله را پرستش کنید و هیچ چیز و هیچ‌کس را با او شریک نگردانید.

﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ﴾، یعنی: الله را پرستش کنید و از او اطاعت و فرمان‌برداری نمایید. عبادت و پرستش الله متعال، به معنای اطاعت و فرمان‌برداری از اوست؛ بدین‌سان که انسان از فرامین او اطاعت کند و از آن‌چه که اللهU نهی فرموده است، دوری نماید. این، همان هدفی‌ست که الله متعال بندگانش را به‌خاطرِ آن آفریده است؛ همان‌گونه که می‌فرماید:

﴿وَمَا خَلَقۡتُ ٱلۡجِنَّ وَٱلۡإِنسَ إِلَّا لِیَعۡبُدُونِ ٥٦﴾                          [الذاریات: ٥٦]   

و انسان‌ها و جن‌ها را تنها برای این آفریدم که مرا عبادت و پرستش نمایند.

الله متعال، ما را برای خوردن و آشامیدن یا برای تن‌آسایی و کام‌جویی نیافریده است؛ همه‌ی این‌ها، اسباب آسایش است و هدف، عبادت و پرستش الله متعال می‌باشد؛ لذا هرکه الله را عبادت نکند، یا کسی یا چیزی را در عبادت اللهU شریک بگرداند، دین و دنیای خویش را تباه کرده است؛ زیرا هدف آفرینش خود را به تباهی کشانده است. می‌فرماید: ﴿وَلَا تُشۡرِکُواْ بِهِۦ شَیۡ‍ٔٗا﴾؛ یعنی: «هیچ چیز و هیچک‌س را شریکش نگردانید». در این آیه، واژه‌ی ﴿شَیۡ‍ٔٗا﴾ آمده است که شامل همه چیز و همه‌کس می‌شود؛ لذا مفهوم آیه، این است که پیامبر، جبرئیل، و هیچ‌یک از دوستان و اولیای الاهی را با اللهU شریک نگردانید؛ هرکه، کسی یا چیزی را با الله شریک بسازد، مرتکب شرک اکبر شده است و اللهU درباره‌اش می‌فرماید:

﴿إِنَّهُۥ مَن یُشۡرِکۡ بِٱللَّهِ فَقَدۡ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَیۡهِ ٱلۡجَنَّةَ وَمَأۡوَىٰهُ ٱلنَّارُۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِینَ مِنۡ أَنصَارٖ ٧٢﴾    [المائ‍دة: ٧٢]

  به‌راستی که هرکس به الله شرک ورزد، الله بهشت را بر او حرام نموده و جایگاهش دوزخ است و ستم‌کاران هیچ یاوری ندارند.

مثلاً اگر کسی سرِ قبری برود و برایش سجده کند یا صاحب قبر را به‌فریاد بخواند و بگوید: «ای آقای من! به من کمک کن»، «به من فرزندی بده» یا «کمکم کن که ازدواج کنم» یا فقر و تنگ دستی‌ام را برطرف ساز»، این، شرک اکبر می‌باشد و کسی که چنین عملی انجام می‌دهد، از دایره‌ی اسلام خارج است؛ حتی اگر آن‌شخص روزه بگیرد، صدقه و زکات بدهد، نماز بگزارد، قرآن بخواند و حج نماید. یعنی اگر بر چنین وضعیتی بمیرد، وارد بهشت نمی‌شود و بهشت، بر او حرام است و جایگاهش دوزخ می‌باشد؛ زیرا شرک ورزیده است و همان‌گونه که اللهU می‌فرماید: ﴿وَمَا لِلظَّٰلِمِینَ مِنۡ أَنصَارٖ ٧٢﴾: «ستم‌کاران هیچ یاوری ندارند».

الله متعال می‌فرماید:

﴿وَٱعۡبُدُواْ ٱللَّهَ وَلَا تُشۡرِکُواْ بِهِۦ شَیۡ‍ٔٗاۖ وَبِٱلۡوَٰلِدَیۡنِ إِحۡسَٰنٗا وَبِذِی ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾

                                                                       [النساء : ٣٦]

 و الله را پرستش کنید و چیزی را با او شریک نگردانید و به پدر و مادر نیکی نمایید و نیز به خویشاوندان....

اللهU در این آیه، حقّ پیامبرr را ذکر نفرموده است؛ اگر چه حقّ پیامبرr از حقّ پدر و مادر نیز بزرگ‌تر و بیش‌تر می‌باشد و بر انسان، واجب است که پیامبرr را از خویشتن و از پدر و مادر خود و نیز از فرزندانش، بیش‌تر دوست بدارد و توجه داشته باشد که حق پیامبرr، فراتر از حق و حقوقِ همه‌ی آفریده‌هاست؛ زیرا به‌گفته‌ی علما رحمهم‌الله، حق پیامبرr، بخشی از حق الله متعال می‌باشد و هیچ عبادتی بدون پیروی از رسول‌اللهr پذیرفته نمی‌شود؛ از این‌رو حق پیامبرr در ضمنِ حقوق اللهU می‌گنجد و هرکس، عبادت خالصانه‌ی اللهU را از پیرویِ پیامبرr جدا کند، عبادتش قبول نمی‌گردد؛ لذا اللهU در این آیه، حقّ پیامبرش را ذکر نفرمود. ﴿وَبِٱلۡوَٰلِدَیۡنِ إِحۡسَٰنٗا وَبِذِی ٱلۡقُرۡبَىٰ﴾ یعنی: و به پدر و مادر نیکی کنید» و این، شامل بذل و بخشش مال به آنان یا کمک مالی به آن‌هاست؛ به عبارت دیگر: اگر فقیر و تهید‌ست هستند، برای رفع نیاز‌هایشان بکوش و اگر از عهده‌ی نیازهای اولیه‌ی خود برمی‌آیند، برای رفاه و آسایش آنان بکوش. خدمت کردن به آن‌ها نیز جزو نیکی کردن به آن‌هاست؛ یعنی اگر پدرت تو را به دنبال کاری فرستاد، انجام بده؛ لذا خدمت به پدر و مادر، ابعاد و جنبه‌های گوناگونی دارد که شاملِ موقعیتِ اجتماعیِ انسان نیز می‌شود؛ یعنی اگر کسی دارای موقعیتی اجتماعی یا اداری باشد، باید در چارچوب شریعت و بدون ضایع کردن حقّ کسی، به پدر و مادرش نیکی کند.




([1]) صحیح بخاری، ش: (30، 6050)؛ و صحیح مسلم، ش: 1661.

([2]) ابوذرt به غلامش گفته بود: «ای پسرِ زنِ سیاه!» البته همان‌گونه که می‌دانید، صحابهy دوران پرورشِ ایمانی و اخلاقی خود را سپری می‌کردند و روی دادن چنین مسایلی، به حکمت باری‌تعالی بود تا ابعاد و جنبه‌های گوناگون زندگیِ آنان، بر اساس رهنمودهای الاهی و نبوی، اصلاح گردد؛ لذا چنین مسایلی نمی‌تواند دست‌آویزی برای خرده‌گیری بر اصحابy باشد. [مترجم]

([3]) صحیح بخاری، ش: 2557؛ و صحیح مسلم، ش: 1663.

236- باب: فضیلت آزاد کردن برده

236- باب: فضیلت آزاد کردن برده

الله متعال می‌فرماید:

﴿فَلَا ٱقۡتَحَمَ ٱلۡعَقَبَةَ ١١ وَمَآ أَدۡرَىٰکَ مَا ٱلۡعَقَبَةُ ١٢ فَکُّ رَقَبَةٍ ١٣﴾[البلد: ١١،  ١٣] 

پس او به گردنه (و مسیر دشوار نیکی‌ها) وارد نشد؛ و تو چه می‌دانی که آن گردنه (گذرگاه سخت) چیست؟ آزاد کردن برده‌ای‌ست.

1366- وعن أَبی هریرةَt قَالَ: قَالَ رسول اللهr: «مَنْ أَعْتَقَ رَقَبَةً مُسْلِمَةً أعْتَقَ اللهُ بِکُلِّ عُضْوٍ مِنْها، عُضْواً مِنْهُ فی النَّارِ، حَتَّى فَرْجَهُ بِفَرْجِهِ». [متفقٌ علیه]([1])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «هرکس برده- یا کنیز- مسلمانی را آزاد کند، الله متعال در برابر هر عضو آن برده، عضوی از آزادکننده را از آتش دوزخ، رهایی می‌بخشد؛ حتی شرمگاه آزاد‌کننده را در برابر شرمگاه برده، از آتش دوزخ نجات می‌دهد».

1367- وَعَنْ أَبِی ذرٍّt قال: قلتُ: یا رسولَ الله، أیُّ الأعْمالِ أفْضَل؟ قال: «الإِیمانُ بِالله، وَالجِهَادُ فِی سَبِیلِ الله». قُلْت: أیُّ الرِّقَابِ أفْضَل؟ قال: «أنْفَسُهَا عِنْد أهْلِهَا، وأکثَرُهَا ثَمَناً». [متفقٌ علیه]([2])

ترجمه: ابوذرt می‌گوید: گفتم: ای رسول‌خدا! چه عملی، بهتر است؟ فرمود: «ایمان به الله و جهاد در راه او». پرسیدم: آزاد کردن چه برده‌ای بهتر است؟ فرمود: «برده‌ای که نزد صاحبش پسندیده‌تر، و قیمتش، بیش‌تر باشد».

***




([1]) صحیح بخاری، ش: 6715؛ و صحیح مسلم، ش: 1509.

([2]) صحیح بخاری، ش: 2518؛ و صحیح مسلم، ش: 84. این حدیث پیش‌تر به‌شماره‌ی 119 [و بخشی از آن نیز به‌شماره‌ی 1295] آمده است.

235- باب: بیان گروهی از مردگان یا کشته‌هایی که در آخرت، ثواب شهید را دارند؛ اما بر خلافِ کشته‌های جنگ با کفار، غُسل داده می‌شوند

235- باب: بیان گروهی از مردگان یا کشته‌هایی که در آخرت، ثواب شهید را دارند؛ اما بر خلافِ کشته‌های جنگ با کفار، غُسل داده می‌شوند

1361- عن أَبی هریرةَt قالَ: قَالَ رسول اللهr: «الشُّهَدَاءُ خَمْسَةٌ: المَطْعُونُ وَالمَبْطُونُ، وَالغَرِیقُ، وَصَاحِبُ إلهدْمِ، وَالشَّهِیدُ فی سَبِیلِ اللهِ». [متفقٌ علیه]([1])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «شهدا، پنج گروه‌اند: طاعون‌زده (=کسی که در اثر وبا بمیرد)، آن‌که به درد شکم بمیرد، کسی که در آب غرق شود، کسی که زیر آوار فوت نماید، و کسی که در راه الله- در میدان جهاد- کشته شود».

1362- وعنه قَالَ: قَالَ رسول اللهr: «مَا تَعُدُّونَ الشُّهَدَاءَ فِیکُمْ؟» قالوا: یَا رسولَ اللهِ، مَنْ قُتِلَ فی سَبیلِ اللهِ فَهُوَ شَهِیدٌ. قَالَ: «إنَّ شهَدَاءَ أُمَّتِی إِذَاً لَقَلیلٌ»! قالوا: فَمَنْ هُمْ یَا رسول الله؟ قَالَ: «مَنْ قُتِلَ فی سَبیلِ الله فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ مَاتَ فِی سَبیلِ الله فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ مَاتَ فی الطَّاعُونِ فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ مَاتَ فی البَطْنِ فَهُوَ شَهِیدٌ، وَالغَرِیقُ شَهِیدٌ». [روایت مسلم]([2])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «شما چه کسانی را شهید به‌شمار می‌آورید؟» گفتند: ای رسول‌خدا! هرکه در راه الله کشته شود، شهید است. فرمود: «در این صورت شهیدان امتم، اندک‌اند». پرسیدند: ای رسول‌خدا! پس چه کسانی شهید هستند؟ فرمود: «هرکه در راه الله کشته شود، شهید است؛ هر که در راه الله بمیرد، شهید است؛ هرکه در اثر طاعون (=وبا) بمیرد، شهید است؛ هرکس به دردِ شکم بمیرد، شهید است؛ و آن‌که در آب غرق شود، شهید است».

شرح

مؤلف/ در این باب، گروهی از شهدا را برشمرده است که اگرچه در میدان نبرد کشته نشده‌اند، اما در آخرت ثواب شهید را می‌برند؛ می‌دانید که برترین شهید، کسی‌ست که در راه الله و در میدان جهاد کشته می‌شود؛ ولی همان‌گونه که مؤلف/ اشاره کرده است، شماری از مسلمانان در آخرت، ثواب شهید را می‌یابند؛ اما در دنیا حُکم سایر مردگان را دارند؛ زیرا کسی که در میدان نبرد به شهادت می‌رسد، غسل داده نمی‌شود و او را کفن نمی‌کنند؛ بلکه بدون این‌که بر او نماز بخوانند، او را در همان لباسی که در آن به شهادت رسیده است، دفن می‌کنند؛ و در قبر نیز دو فرشته به سراغش نمی‌آیند و از او درباره‌ی پروردگار، دین و پیامبرش نمی‌پرسند. لذا شهید را غسل نمی‌دهند تا اثر خون در پیکرش بماند؛ زیرا کسی که در راه الله به شهادت می‌رسد، روز قیامت در حالی حشر می‌شود که خونش تازه است؛ رنگ، رنگ خون است و بو، بوی مشک. از این‌رو علما گفته‌اند: غسل دادنِ شهید و شستن خونش، حرام است؛ بلکه باید شهید را در همان وضعیتی که در آن به شهادت رسیده است، در قبر بگذارند. به عبارت دیگر: شهید در لباسی که در آن کشته شده است، دفن می‌گردد تا روز قیامت با همان لباس حاضر شود. هم‌چنین بر او نماز نمی‌خوانند؛ رسول‌اللهr فرموده است: «هر مسلمانی که بمیرد و چهل مَرد که چیزی را با الله شریک نمی‌سازند، بر جنازه‌اش نماز بخوانند، الله شفاعتشان را درباره‌ی او می‌پذیرد»([3]) و شهید به شفاعتِ کسی، نیاز ندارد؛ زیرا همین‌که برای اعلای کلمۀ‌الله خود را به خطر انداخته است، او را از آزمون قبر بی‌نیاز می‌گرداند؛ چنان‌که رسول‌اللهr فرموده است: «کَفَى بِبَارِقَةِ السُّیُوفِ عَلَى رَأْسِهِ فِتْنَةً»؛([4]) «(چکاچک و) درخشش شمشیرها در بالای سرِ مجاهد، به‌عنوان فتنه و آزمونی بزرگ، کافی‌ست» و او را از فتنه و آزمون قبر بی‌نیاز می‌کند. لذا شهید را در لباسش به خاک می‌سپارند تا روز قیامت در همین لباس به میدان حشر بیاید. و بر او نماز نیز نمی‌گزارند. خاک‌سپاریِ کسی که در حالِ احرام بمیرد، در پاره‌ای از موارد، همانند خاک‌سپاریِ شهید است؛ با این توضیح که اگر کسی در لباس احرام فوت نماید، او را با آب و سدر غسل می‌دهند، اما کافور و خوش‌بوکننده به او نمی‌زنند و سرش را نمی‌پوشانند و او را در لباس احرام، یعنی همان پارچه‌ای که در حالِ احرام به‌تن داشته است، کفن می‌کنند؛ زیرا روز قیامت در حال تلبیه گفتن، حشر می‌شود؛ یعنی: در حالی که می‌گوید: «لَبَّیْکَ اللهمَّ لَبَّیْکَ...».

شهید در روز قیامت در حالی حشر می‌شود که خونش تازه است؛ رنگش، رنگ خون و بویش، بوی مشک می‌باشد؛ کسی که در راه الله کشته می‌شود، در دنیا احکام ویژه‌ای دارد که بیان شد؛ یعنی غسل داده نمی‌شود، بر او نماز نمی‌خوانند، کفن جدیدی به او نمی‌پوشانند؛ بلکه او را در لباسی که در آن به شهادت رسیده است، کفن می‌کنند و نیز هنگامی‌که او را در قبر می‌گذارند، دو فرشته به سراغش نمی‌آیند و از او درباره‌ی پروردگار، دین و پیامبرش نمی‌پرسند و بدین‌سان شهید راه الله، از آزمون قبر در امان می‌مانَد؛ زیرا نفس پیکار در راه الله، مهم‌ترین و روشن‌ترین دلیل بر ایمان او می‌باشد. شهید در آخرت نیز ویژگی‌های منحصر به فردی دارد؛ همان‌گونه که الله متعال می‌فرماید:

﴿وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ یُرۡزَقُونَ ١٦٩ فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضۡلِهِۦ وَیَسۡتَبۡشِرُونَ بِٱلَّذِینَ لَمۡ یَلۡحَقُواْ بِهِم مِّنۡ خَلۡفِهِمۡ أَلَّا خَوۡفٌ عَلَیۡهِمۡ وَلَا هُمۡ یَحۡزَنُونَ ١٧٠ یَسۡتَبۡشِرُونَ بِنِعۡمَةٖ مِّنَ ٱللَّهِ وَفَضۡلٖ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَا یُضِیعُ أَجۡرَ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ ١٧١﴾                                                     [آل عمران: ١٦٩،  ١٧١] 

هرگز کسانی را که در راه الله کشته شدند، مرده مپندار؛ بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی می‌یابند. به آن‌چه الله از فضل خویش به آنان داده است، شادمانند و در حق کسانی که هنوز به آنان نپیوسته‌اند و به دنبال ایشان (شهید مى‏شوند) شادی می‌کنند؛ چراکه نه ترس و هراسی بر آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند. آنان، به نعمت و فضل پروردگار و از این‌که الله، پاداش مؤمنان را از میان نمی‌برد، شادمانند.

اما سایر شهیدانی که در حدیث ذکر شده‌اند، شهیدان آخرت هستند، نه شهدای دنیا؛ بدین معنا که در آخرت، ثواب شهدا را می‌برند، اما در دنیا احکام سایر مردگان درباره‌ی آن‌ها انجام می‌شود؛ البته گفتنی‌ست که هرکس، درجه و جایگاهِ خودش را دارد و شهید راهِ الله، برترین شهید می‌باشد؛ و اما سایر شهدا: «طاعون‌زده (=کسی که در اثر وبا بمیرد)، آن‌که به درد شکم بمیرد، کسی که در آب غرق شود، کسی که زیر آوار فوت نماید، و هر که در راه الله بمیرد».

لذا علاوه بر کسی که در میدان جهاد کشته می‌شود، چهار شخص دیگر نیز در آخرت، ثواب شهید را می‌برند:

یکم: طاعون‌زده؛ یعنی کسی که در اثر وبا بمیرد. وبا، بیماری مُسری و خطرناکی‌ست که وقتی در جایی شیوع پیدا کند، مرگ و میر و تلفات زیادی در پی دارد؛ از این‌رو رسول‌اللهr فرموده است: «إِذَا سَمِعْتُمْ بِهِ فِی أَرْضٍ فَلاَ تَقْدَمُوا عَلَیْهِ وَإِذَا وَقَعَ بِأَرْضٍ وَأَنْتُمْ بِهَا فَلاَ تَخْرُجُوا فِرَارًا مِنْهُ»؛([5]) یعنی: «هرگاه شنیدید که در جایی، وبا آمده به آن‌جا نروید و هرگاه در جایی بودید که وبا، آمد، به‌خاطر گریز از آن، آن‌جا را ترک نکنید»؛ زیرا مگر می‌توان از تقدیر الاهی گریخت؟ داستان آن چندهزار نفر را به‌خاطر بیاورید که از ترس مرگ و به‌قصد فرار از جهاد، بیماری طاعون را بهانه قرار دادند؛ ولی الله متعال آنان را با بیماری طاعون به هلاکت رساند تا برایشان روشن شود که هیچ راه گریزی از تقدیر الاهی وجود ندارد. البته باید از اسبابی که الله متعال به ما دستور داده است، استفاده کنیم و از آن‌چه که ما را منع فرموده، دوری نمایم؛ از این‌رو همان‌گونه که فرار از سرزمین طاعون‌زده یا سرزمینی که در آن، وبا شیوع پیدا کرده است، جایز نمی‌باشد، ورود به چنین سرزمینی نیز درست نیست. خلاصه این‌که هرکس در اثر طاعون (=وبا) بمیرد، در آخرت، ثواب شهید را می‌برد.

دوم: کسی که به درد شکم بمیرد، در آخرت، ثواب شهید را می‌برد.

سوم: غرق‌شده؛ یعنی کسی که در رودخانه یا دریا غرق شود. از این‌رو انسان باید شنا کردن را فرا بگیرد تا اگر در رودخانه یا دریا و امثالِ آن افتاد، غرق نشود.

چهارم: کسی که زیرِ آوار فوت نماید؛ مثلاً خانه یا دیواریِ روی او خراب شود؛ چنین شخصی نیز در آخرت، ثواب شهید را می‌بَرَد. چهار گروهی که ذکر شدند، از آن جهت که در اثر حوادث مرگ‌بار می‌میرند، اجر و ثواب شهید را می‌یابند؛ اما آیا کسی که در اثر حوداث رانندگی جان می‌بازد، مانندِ کسی‌ست که زیر آوار می‌میرد و در آخرت، ثواب شهید را می‌برد؟ اللهU بهتر می‌داند؛ اما برخی با قیاس بر این حدیث، گفته‌اند: هرکه در اثر حوادث رانندگی یا واژگونی ماشینش کشته شود، مانند کسی‌ست که زیر آوار می‌میرد؛ یعنی در آخرت ثواب شهید را می‌برد؛ اما این را نمی‌توانیم به‌طور قطعی بگوییم؛ زیرا قیاس در مسایلی که به مجازات یا پاداش اخروی مربوط می‌شود، اعتبار ندارد. آن‌چه مهم است، این‌که علاوه بر شهیدِ راه الله، هرکس به علت هر یک از موارد یادشده بمیرد، در آخرت، حُکم شهید را دارد. و همین‌طور کسی که در راه الله بمیرد؛ یعنی کسی در جهاد با کافران شرکت کند، اما در میدان نبرد کشته نشود و هنگام بازگشت یا در میانه‌ی راه به مرگ طبیعی بمیرد، جزو شهداست؛ البته جزو کسانی که در آخرت، حکم شهید را دارند و مانند چهار موردی که پیش‌تر ذکر شد، غسل داده می‌شود، کفن می‌گردد، بر او نماز می‌خوانند و او را همانند سایر مردگان دفن می‌کنند.

***

1363- وعن عبد الله بن عمرو بن العاص$ قَالَ: قَالَ رسول اللهr: «مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ». [متفقٌ علیه]([6])

ترجمه: عبدالله بن عمرو بن عاص$ می‌گوید: رسول‌اللهr فرمود: «هرکس برای دفاع از مالَش کشته شود، شهید است».

1364- وعن أَبی الأعْوَر سعید بن زید بن عَمْرو بن نُفَیْل، أحَدِ العَشَرَةِ المَشْهُودِ لَهُمْ بِالجَنَّةِy قال: سَمِعْتُ رسول اللهr یَقُولُ: «مَنْ قُتِلَ دُونَ مَالِهِ فَهُوَ شَهیدٌ، وَمَنْ قُتِلَ دُونَ دَمِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ قتِلَ دُونَ دِینهِ فَهُوَ شَهِیدٌ، وَمَنْ قُتِلَ دُونَ أهْلِهِ فَهُوَ شَهِیدٌ». [روایت ابوداود و ترمذی؛ ترمذی، این حدیث را حسن صحیح دانسته است.]([7])

ترجمه: ابوالاعور، سعید بن زیدt که یکی از ده نفری‌ست که رسول اللهr آنان را به بهشت نوید داد، می‌گوید: «هرکس برای دفاع از مالش کشته شود، شهید است؛ هرکه برای دفاع از دینش کشته شود شهید است؛ و هرکس برای دفاع از- ناموس و- خانواده‌اش کشته شود، شهید است».

1365- عن أَبی هریرةَt قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رسول اللهr فَقَالَ: یَا رسولَ اللهِ، أرَأیتَ إنْ جَاءَ رجلٌ یُرِیدُ أخْذَ مَالِی؟ قَالَ: «فَلا تُعْطِهِ مَالَکَ»؛ قَالَ: أَرَأَیْتَ إنْ قَاتَلَنِی؟ قَالَ: «قَاتِلْهُ»؛ قَالَ: أرَأَیْتَ إنْ قَتَلَنِی؟ قَالَ: «فَأنْتَ شَهِیدٌ»؛ قَالَ: أَرَأیْتَ إنْ قَتَلْتُهُ؟ قَالَ: «هُوَ فِی النَّارِ». [روایت مسلم]([8])

ترجمه: ابوهریرهt می‌گوید: مردی نزد رسول‌اللهr آمد و گفت: به من بگویید: اگر کسی می‌خواست مال مرا- به‌زور- بگیرد، چه کنم؟ فرمود: «مال خود را به او نده». پرسید: اگر با من جنگید، چه کنم؟ فرمود: «با او پیکار و مقابله کن». عرض کرد: به من بگویید: اگر مرا کُشت، چه؟ فرمود: «در این صورت، تو شهید هستی». پرسید: بفرمایید که اگر من، او را بکشم، چه؟ فرمود: «او، دوزخی‌ست».

شرح

این، باقی‌مانده‌ی احادیثی‌ست که مؤلف در این باب ذکر کرده است و درباره‌ی مرده‌ها یا کشته‌هایی‌ست که در آخرت، ثواب شهید را می‌برند؛ از آن جمله، حدیثی بدین مضمون است که عبدالله بن عمرو بن عاص$ می‌گوید: «هرکس برای دفاع از مالَش کشته شود، شهید است»؛ یعنی: اگر کسی می‌خواست اموال تو را به‌زور تصاحب کند و تو برای دفاع از اموال خویش کشته شوی، شهید هستی. چنان‌که ابوهریرهt می‌گوید: مردی نزد رسول‌اللهr آمد و گفت: به من بگویید: اگر کسی می‌خواست مال مرا- به‌زور- بگیرد، چه کنم؟ فرمود: «مال خود را به او نده». پرسید: اگر با من جنگید، چه کنم؟ فرمود: «با او پیکار و مقابله کن». عرض کرد: به من بگویید: اگر مرا کُشت، چه؟ فرمود: «در این صورت، تو شهید هستی». پرسید: بفرمایید که اگر من، او را بکشم، چه؟ فرمود: «او، دوزخی‌ست».

از این دو حدیث چنین برداشت می‌شود که انسان باید از اموال خود در برابر افراد تجاوزگری که قصد تصاحب اموالش را دارند، دفاع کند و اگر برای دفاع از اموال، چاره‌ای جز کُشتن متجاوز نباشد، او را بکشد؛ اما اگر امکان دور کردن تجاوزگر از طریق دیگری وجود داشت، او را نکُشد. لذا اگر آن‌قدر نیرومند بودید که می‌توانستید دست و پایش را ببندید یا او را اسیر و دربند نمایید، او را به‌قتل نرسانید؛ زیرا در این صورت، نیازی به کُشتن او نیست و اگر چاره‌ای جز این وجود نداشت و بیم آن می‌رفت که شما را بکُشد، نسبت به کشتن او پیش‌دستی کنید؛ اگر او را بکشید، دوزخی‌ست و چنان‌چه او، شما را به قتل برساند، شما به شهادت رسیده‌اید و شهید به‌شمار می‌آیید.

هم‌چنین در حدیث سعید بن زیدt آمده است که پیامبرr فرمود: «هرکس برای دفاع از مالش کشته شود، شهید است؛ هرکه برای دفاع از دینش کشته شود شهید است؛ و هرکس برای دفاع از- ناموس و- خانواده‌اش کشته شود، شهید است». لذا اگر کسی به تو حمله‌ور شد و می‌خواست مالت را به یغما ببرد و یا به خانواده‌ات، بی‌آبرویی کند، یا این‌که دین و ایمانت تو را مورد یورش و آزمایش قرار دهد، باید به مقابله با او برخیزی؛ اگر هنگامی‌که با او مقابله می‌کنی، کشته شوی، شهید هستی و چنان‌چه تو، او را بکشی، او دوزخی‌ست. از این‌رو علما گفته‌اند: دفع تجاوزگر، حتی اگر به مرگ او بینجامد، جایز است؛ زیرا به سبب تجاوز، هیچ حرمتی ندارد؛ اما اگر دفع او به روشی غیر از کشتنش امکان‌پذیر بود، از کشتن او خودداری کنید.

از الله متعال می‌خواهیم که همه‌ی ما را از فتنه‌ها و آزمون‌های نهان و آشکار، در پناه خویش قرار دهد.

***




([1]) صحیح بخاری، ش: (653، 2829)؛ و صحیح مسلم، ش: 1914.

([2]) صحیح مسلم، ش: 1915.

([3]) ر.ک: حدیث شماره‌ی 938. [مترجم]

([4]) صحیح است؛ صحیح الجامع، ش: 4483.

([5]) صحیح بخاری، ش: (3473، 5728)؛ و مسلم، ش: 2218 به‌نقل از اسامه بن زید$؛ و نیز روایت بخاری، ش: (5729، 5730، 6773)، و مسلم، ش: 2219 به‌نقل از عبدالرحمن بن عوفt.

([6]) صحیح بخاری، ش: 2480؛ و صحیح مسلم، ش: 141.

([7]) صحیح الجامع، ش: 6445؛ صحیح أبی داود، از آلبانی/ ش: 3993؛ و صحیح الترمذی، ش: 1148.

([8]) صحیح مسلم، ش: 140.