1- ﴿بَثَّ مِنۡهُمَا﴾: از آدم و همسرش با ایجاد نسل، پراکنده ساخت.
1- ﴿ٱلۡأَرۡحَامَ﴾: از قطع پیوند و محبت خویشاوندان بپرهیزید.
1- ﴿رَقِیبٗا﴾: آگاه یا مراقب اعمال شماست.
2- ﴿حُوبٗا کَبِیرٗا﴾: گناهی بزرگ یا ستمی بزرگ است.
3- ﴿أَلَّا تُقۡسِطُواْ﴾: اینکه عدالت و انصاف نکنید.
3- ﴿مَا طَابَ لَکُم﴾: آنچه به شما حلال است.
3- ﴿رُبَٰعَ﴾: چهار زن، زیاد از چهار حرام است.
3- ﴿أَلَّا تَعۡدِلُواْ﴾: که در نفقه و حقوق دیگر نمیتوانید عدالت کنید.
3- ﴿ذَٰلِکَ أَدۡنَىٰٓ أَلَّا تَعُولُواْ﴾: این نزدیکتر به ترک ستمکاری است یا که زن و فرزندتان زیاد نگردد.
4- ﴿صَدُقَٰتِهِنَّ﴾: مهر آنها را.
4- ﴿نِحۡلَةٗ﴾: به عنوان فریضه یا بخشش.
4- ﴿هَنِیٓٔٗا مَّرِیٓٔٗا﴾: حلال و خوشگوار با فرجام نیکو.
5- ﴿قِیَٰمٗا﴾: مایه آراستگی اسباب زندگانی و خیر و صلاح امور شما.
6- ﴿وَٱبۡتَلُواْ ٱلۡیَتَٰمَىٰ﴾: یتیمان را قبل از بلوغ بیازمایید، آیا راه استفاده مناسب از اموال خود را میدانند.
6- ﴿ءَانَسۡتُم﴾: دریافتید.
6- ﴿رُشۡدٗا﴾: راه استفاده درست از اموال خود را.
6- ﴿بِدَارًا أَن یَکۡبَرُواْ﴾: به شتاب از ترس اینکه بزرگ شوند و به حد رشد برسند.
6﴿فَلۡیَسۡتَعۡفِفۡ﴾: از خوردن اموال آنها امتناع ورزد.
6- ﴿حَسِیبٗا﴾: محاسب یا شاهد اعمال شماست.
7- ﴿مَّفۡرُوضٗا﴾: واجب یا معین و قطعی.
9- ﴿قَوۡلٗا سَدِیدًا﴾: گفتار خوب یا درست و عادلانه.
10- ﴿سَیَصۡلَوۡنَ سَعِیرٗا﴾: به زودی به آتش شعلهور و هول انگیز درآیند.
11- ﴿یُوصِیکُمُ ٱللَّهُ﴾: خدا به شما دستور میدهد و معین میکند.
11- ﴿فَرِیضَةٗ﴾: بر شما فرض است.
12- ﴿کَلَٰلَةً﴾: متوَفَّایکه نه فرزند دارد و نه پدر.
13- ﴿حُدُودُ ٱللَّهِ﴾: احکام، شریعت و فرموده خداست.
17- ﴿بِجَهَٰلَةٖ﴾: از روی نادانی، هر نافرمان جاهل است.
19- ﴿کَرۡهٗا﴾: بدون خوشی و رضایتشان.
17- ﴿لَا تَعۡضُلُوهُنَّ﴾: به قصد ضرر رساندن به آنها، مانع ازدواجشان نشوید.
17- ﴿بِفَٰحِشَةٖ مُّبَیِّنَةٖ﴾: گناه آشکار، ناسازگاری، خوی بد یا زنا.
20- ﴿بُهۡتَٰنٗا﴾: به باطل و ستم.
21﴿أَفۡضَىٰ بَعۡضُکُمۡ...﴾: از یکدیگر کام گرفتهاید، به مقاربت جنسی یا خلوت صحیح.
21- ﴿مِّیثَٰقًا غَلِیظٗا﴾: عهد استوار.
22- ﴿مَقۡتٗا﴾: نهایت ناسپاسی و پستی است.
23- ﴿رَبَٰٓئِبُکُمُ﴾: دختران همسرتان از شوهر دیگر آنها.
23- ﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَیۡکُمۡ﴾: بر شما گناه محسوب نمیشود.
23- ﴿حَلَٰٓئِلُ أَبۡنَآئِکُمُ﴾: همسران پسرهاتان.
24- ﴿وَٱلۡمُحۡصَنَٰتُ﴾: زنان شوهردار.
24- ﴿مُّحۡصِنِینَ﴾: پاکدامنان.
24- ﴿غَیۡرَ مُسَٰفِحِینَ﴾: نه به زنا.
24- ﴿أُجُورَهُنَّ﴾: مهر آنها را.
25- ﴿طَوۡلًا﴾: ثروت و توان مالی.
25- ﴿ٱلۡمُحۡصَنَٰتِ﴾: زنان آزاد.
25- ﴿فَتَیَٰتِکُمُ﴾: کنیزان خود.
25- ﴿مُحۡصَنَٰتٍ﴾: پاکدامنان.
25- ﴿غَیۡرَ مُسَٰفِحَٰتٖ﴾: نه کنیزانیکه به طور آشکار دست به زنا میزنند.
25- ﴿لَا مُتَّخِذَٰتِ أَخۡدَانٖ﴾: نه کنیزانیکه دوستان نهانی برای زنا میگیرند.
25- ﴿خَشِیَ ٱلۡعَنَتَ﴾: از زنا و یا از ملوث شدن به این گناه بترسد.
26- ﴿سُنَنَ﴾: راهها و شیوههای.
29- ﴿بِٱلۡبَٰطِلِ﴾: به ناحق و مخالف حکم پروردگار.
30- ﴿نُصۡلِیهِ نَارٗا﴾: او را در دوزخ میافکنیم.
31- ﴿سَیَِّٔاتِکُمۡ﴾: گناهان صغیره شما را.
31- ﴿مُّدۡخَلٗا کَرِیمٗا﴾: جای خوب جنت.
33- ﴿جَعَلۡنَا مَوَٰلِیَ مِمَّا تَرَکَ﴾: عصبه و وارثانی قرار دادیم که از اموال متوَفَّا ارث بگیرند.
33- ﴿ٱلَّذِینَ عَقَدَتۡ أَیۡمَٰنُکُمۡ﴾: کسانیکه با آنها عهد بستهاید که از هم میراث بگیرید، این به نزد جمهور منسوخ است.
34﴿قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾: مدبر امور و سرپرست زنان هستند مثل حمایت و سرپرستی فرمانروایان مصلح از عامه مردم.
34- ﴿قَٰنِتَٰتٌ﴾: فروتن و فرمانبردار در برابر خدا و شوهر.
34- ﴿حَٰفِظَٰتٞ لِّلۡغَیۡبِ﴾: ناموس و ثروت شوهر را در غیاب او حفظ میکنند.
34- ﴿بِمَا حَفِظَ ٱللَّهُ﴾: زنان نیز بالای شوهران خویش حقوقی دارند.
34- ﴿نُشُوزَهُنَّ﴾: ناسازگاری و برتری جویی آنها را.
36- ﴿ٱلۡجَارِ ٱلۡجُنُبِ﴾: همسایهایکه خویشاوند نزدیک نیست یا منزلش دورتر است.
36- ﴿ٱلصَّاحِبِ بِٱلۡجَنۢبِ﴾: همنشین نیکو.
36- ﴿ٱبۡنِ ٱلسَّبِیلِ﴾: مسافر یا مهمان.
36- ﴿مُخۡتَالٗا﴾: متکبر خود پسند.
36- ﴿فَخُورًا﴾: کسیکه به هنر و کارهای نیک خود افتخار و تکبر کند.
38- ﴿رِئَآءَ ٱلنَّاسِ﴾: برای اینکه مردم ببینند و بشنوند نه به رضای خدا.
40- ﴿مِثۡقَالَ ذَرَّةٖ﴾: به وزن کوچکترین مورچه یا گرد و غبار.
42- ﴿لَوۡ تُسَوَّىٰ بِهِمُ ٱلۡأَرۡضُ﴾: با خاک یکسان میبودند و مبعوث نمیشدند.
43- ﴿عَابِرِی سَبِیلٍ﴾: مسافرهاییکه آب نیابند تیمم میکنند.
43- ﴿ٱلۡغَآئِطِ﴾: جای قضای حاجت، کنایه از مدفوع است.
43- ﴿لَٰمَسۡتُمُ ٱلنِّسَآءَ﴾: با آنها مقاربت انجام دهید یا به بدن آنها دست بمالید.
43- ﴿صَعِیدٗا طَیِّبٗا﴾: خاک یا زمین پاک.
46- ﴿یُحَرِّفُونَ ٱلۡکَلِمَ﴾: سخنان را تغییر میدهند یا به باطل تأویل میکنند.
46- ﴿وَٱسۡمَعۡ غَیۡرَ مُسۡمَعٖ﴾: و بشنو که هیچ نشنویی، یهود به این سخن قصد نفرین او ج را داشت.
46- ﴿رَٰعِنَا﴾: یهود این جمله را به قصد دشنام و کم و کاست نشاندادن پیامبر میگفت.
46- ﴿لَیَّۢا بِأَلۡسِنَتِهِمۡ﴾: طوری به زبان میآوردند که معنی ناشایست میداد.
46- ﴿أَقۡوَمَ﴾: شایستهتر و درستتر.
47- ﴿نَّطۡمِسَ وُجُوهٗا﴾: آثار چهرهها را محو کنیم یا آنها را در گمراهی بگذاریم.
49- ﴿یُزَکُّونَ أَنفُسَهُم﴾: خود را میستایند که از گناه پاکند.
49- ﴿فَتِیلًا﴾: به اندازه رشته نازک روی هسته خرما.
51- ﴿بِٱلۡجِبۡتِ وَٱلطَّٰغُوتِ﴾: به بت و طاغوت، هر چه غیر از خدا مورد پرستش قرار گیرد.
53- ﴿نَقِیرًا﴾: به اندازه فرو رفتگی پشت هسته خرما.
56- ﴿نُصۡلِیهِمۡ نَارٗا﴾: آنها را در آتش هولانگیز داخل و بریان میکنیم.
56- ﴿نَضِجَتۡ جُلُودُهُم﴾: پوست تن آنها بسوزد و نابود گردد.
57- ﴿ظَلِیلًا﴾: سایه مداوم با هوای متعادل.
58- ﴿تُؤَدُّواْ ٱلۡأَمَٰنَٰتِ﴾: حقوق خدا و بندگان او را ادا کنید.
58- ﴿نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ﴾: خدا با این چیزها شما را چه نیکو اندرز میدهد.
59- ﴿أَحۡسَنُ تَأۡوِیلًا﴾: فرجامش نیکوتر و عاقبتش ستودهتر است.
60- ﴿ٱلطَّٰغُوتِ﴾: یهودیی گمراه، کعب بن اشرف.
61- ﴿یَصُدُّونَ عَنکَ﴾: منافقان از آمدن نزد تو اعراض میکنند.
65- ﴿شَجَرَ بَیۡنَهُمۡ﴾: در اختلافات خود که حکمش بر آنها پوشیده است.
65- ﴿حَرَجٗا﴾: دلتنگی یا شک.
66- ﴿أَشَدَّ تَثۡبِیتٗا﴾: موجب ثبات و پایداری ایمان آنها میشد.
71- ﴿خُذُواْ حِذۡرَکُمۡ﴾: مسلح شوید یا در برابر دشمن بیدار و هوشیار باشید.
71- ﴿فَٱنفِرُواْ ثُبَاتٍ﴾: به صورت گروهها و دستههای جداگانه و با ثبات به جهاد حرکت کنید.
72- ﴿لَّیُبَطِّئَنَّ﴾: سستی و تنبلی میکند یا روحیه جهاد را ضعیف مینماید.
74- ﴿یَشۡرُونَ﴾: میفروشند، مؤمنان.
76- ﴿ٱلطَّٰغُوتِ﴾: شیطان، راه آن کفر است.
77- ﴿فَتِیلًا﴾: به اندازه رشته نازک روی هسته خرما.
78- ﴿بُرُوجٖ﴾: پناهگاهها و قلعهها یا قصرها.
78- ﴿مُّشَیَّدَةٖ﴾: محکم یا بسیار بلند.
80- ﴿حَفِیظٗا﴾: حافظ، مراقب اعمال آنها.
81- ﴿بَرَزُواْ﴾: بیرون رفتند.
81- ﴿بَیَّتَ طَآئِفَةٞ﴾: گروهی در جلسات شبانه تصمیم مزورانه میگیرند.
83- ﴿أَذَاعُواْ بِهِ﴾: آن را فاش و شایع میسازند، این کار مایه زیان و فساد است.
83- ﴿یَسۡتَنۢبِطُونَهُ﴾: افشا گران تدبیر و تحلیل آن را به دست میآوردند که کدام خبر قابل نشر است یا از راست و دروغ بودن آن آگاه میشدند.
84- ﴿بَأۡس﴾: زور و قدرت.
84- ﴿أَشَدُّ بَأۡسٗا﴾: دارای بزرگترین قدرت است.
84- ﴿أَشَدُّ تَنکِیلٗا﴾: عذاب و انتقام او تعالی شدیدتر است.
85- ﴿کِفۡلٞ مِّنۡهَا﴾: سهمی از آن گناه.
85- ﴿مُّقِیتٗا﴾: توانا یا حافظ است.
86- ﴿حَسِیبًا﴾: محاسب، پاداش دهنده یا شاهد.
88- ﴿أَرۡکَسَهُم﴾: خدای متعال آنها را سرنگون ساخته و به حکم کفر برگردانده است.
90- ﴿حَصِرَتۡ صُدُورُهُمۡ﴾: دلتنگ شدهاند.
90- ﴿ٱلسَّلَمَ﴾: صلح را.
91- ﴿أُرۡکِسُواْ فِیهَا﴾: به زشتترین حالت در فتنه سرنگون میشوند.
91- ﴿ثَقِفۡتُمُوهُمۡ﴾: آنها را یافتید یا بر آنها تسلط پیدا کردید.
94- ﴿ضَرَبۡتُمۡ﴾: سفر کردید.
94- ﴿ٱلسَّلَٰمَ﴾: اظهار اسلام یا سلام مسلمانی.
95- ﴿عَرَضَ ٱلۡحَیَوٰةِ ٱلدُّنۡیَا﴾: غنیمت را که نعمت نابود شدنی است.
95- ﴿غَیۡرُ أُوْلِی ٱلضَّرَرِ﴾: بدون کسانیکه عذر خاصی، مانع رفتنشان به جهاد میگردد.
100- ﴿مُرَٰغَمٗا﴾: اقامتگاهیکه در آنجا رود.
101- ﴿یَفۡتِنَکُمُ﴾: به شما رنج و اندوه برساند.
102- ﴿حِذۡرَهُمۡ﴾: خود را از دشمن حفظ نمایند.
102- ﴿تَغۡفُلُونَ﴾: غافل شوید.
103- ﴿کِتَٰبٗا مَّوۡقُوتٗا﴾: فرض است، اوقات معینی دارد.
104- ﴿لَا تَهِنُواْ﴾: سستی و ناتوانی نکنید.
105- ﴿خَصِیمٗا﴾: مدافع آنها.
107- ﴿یَخۡتَانُونَ أَنفُسَهُمۡ﴾: با ارتکاب گناه به خود خیانت میکنند.
108- ﴿یُبَیِّتُون﴾: در دل شب توطئه میکنند.
109- ﴿وَکِیلٗا﴾: حافظ و نجات دهنده از عذاب خدا.
112- ﴿بُهۡتَٰنٗا﴾: دروغ بسیار زشت.
114- ﴿نَّجۡوَىٰهُمۡ﴾: سخنانیکه پنهانی و سری به یکدیگر میگویند.
115- ﴿یُشَاقِقِ ٱلرَّسُولَ﴾: با پیامبر مخالفت میکند.
115- ﴿نُوَلِّهِۦ مَا تَوَلَّىٰ﴾: او را به روشیکه اختیار کرده است رها میسازیم.
115- ﴿نُصۡلِهِۦ جَهَنَّمَ﴾: او را به دوزخ وارد میکنیم، در آن جا کباب میشود.
117- ﴿إِنَٰثٗا﴾: بتهای را که مانند زنان زینت میکنند.
117- ﴿شَیۡطَٰنٗا مَّرِیدٗا﴾: شیطان سرکش و عاری از خیر.
118- ﴿مَّفۡرُوضٗا﴾: تعداد معینی را به گمراهی و کفر میکشانم.
119- ﴿فَلَیُبَتِّکُنَّ﴾: تا قطع کنند یا بشکافند.
119- ﴿خَلۡقَ ٱللَّهِ﴾: آفرینش خدا را، مراد دین خداست.
120- ﴿غُرُورًا﴾: فریب و ناچیز.
121- ﴿مَحِیصٗا﴾: جای فرار، پناهگاهی و جای برگشتی.
122- ﴿قِیلٗا﴾: سخن.
124- ﴿نَقِیرٗا﴾: اندازه فرورفتگی کوچک در پشت هسته خرما.
125- ﴿أَسۡلَمَ وَجۡهَهُۥ لِلَّهِ﴾: بدون ریا تسلیم امر خدا شده یا به اخلاص به عبادت خدا روی آورده است.
125- ﴿حَنِیفٗا﴾: از باطل روگردان و متمایل به دین حق.
127- ﴿بِٱلۡقِسۡطِ﴾: به عدالت در میراث و اموال.
128- ﴿بَعۡلِهَا﴾: شوهرش.
128- ﴿نُشُوزًا﴾: به ستم از او دوری گزیند.
128- ﴿ٱلشُّحَّ﴾: بخل آمیخته به حرص.
129- ﴿أَن تَعۡدِلُوا﴾: که در محبت و میل خاطر عدالت کنید.
130- ﴿مِّن سَعَتِهِۦ﴾: از فضل و از ثروت بیپایانش.
132- ﴿وَکِیلًا﴾: آگاه یا مدافع یا برپادارنده جهان است.
135- ﴿أَن تَعۡدِلُواْۚ﴾: تا زشتیهای عدول از حق دامنگیرتان نشود.
135- ﴿تَلۡوُۥٓا﴾: در ادای شهادت از حق انحراف نمایید.
135- ﴿تُعۡرِضُوا﴾: شخصاً شهادت ادا نکنید.
139- ﴿ٱلۡعِزَّةَ﴾: نیروی دفاعی، قدرت و پیروزی.
141- ﴿یَتَرَبَّصُونَ بِکُمۡ﴾: مراقب هستند چه حوادثی به شما پیش میآید.
141- ﴿فَتۡحٞ﴾: پیروزی و غنیمت.
141- ﴿أَلَمۡ نَسۡتَحۡوِذۡ عَلَیۡکُمۡ﴾: آیا ما نمیتوانستیم با مسلمانها همدست شویم و بر شما تسلت یابیم اما ما شما را نجات دادیم.
143- ﴿مُّذَبۡذَبِینَ بَیۡنَ ذَٰلِکَ﴾: متردد بین کفر و ایمان.
144- ﴿سُلۡطَٰنٗا مُّبِینًا﴾: دلیل آشکار برای تعذیب خود.
145- ﴿ٱلدَّرۡکِ ٱلۡأَسۡفَلِ﴾: طبقهایکه در عمق جهنم است.
153- ﴿جَهۡرَةٗ﴾: آشکار به چشم.
153- ﴿ٱلصَّٰعِقَةُ﴾: آتش یا آوازی از آسمان.
154- ﴿لَا تَعۡدُواْ فِی ٱلسَّبۡتِ﴾: با شکار ماهی در روز شنبه، دست به تجاوز نزنید.
154- ﴿مِّیثَٰقًا غَلِیظٗا﴾: عهد و پیمان محکم به اطاعت از خدا.
155- ﴿قُلُوبُنَا غُلۡفُۢۚ﴾: دلهای ما از آفرینش در غلاف و پردهاند سخنان تو را نمیفهمند.
155- ﴿طَبَعَ ٱللَّهُ عَلَیۡهَا﴾: خدا بر دلهای آنها مهر زده و از درک حقایق مانع شده است.
156- ﴿بُهۡتَٰنًا عَظِیمٗا﴾: دروغ و تهمتی بسیار زشت.
157- ﴿شُبِّهَ لَهُمۡۚ﴾: مقتول شبیه عیسی شد.
162- ﴿وَٱلۡمُقِیمِینَ ٱلصَّلَوٰةَۚ﴾: و نمازگزاران را به نیکویی یاد میکنیم.
163- ﴿ٱلۡأَسۡبَاط﴾: فرزندان و نبیرگان یعقوب ÷.
163- ﴿زَبُورٗا﴾: کتابیکه سراسر پند و حکمت است.
171- ﴿لَا تَغۡلُواْ﴾: افراط نکنید و از حد تجاوز ننمایید.
171- ﴿ٱلۡمَلَٰٓئِکَةُ﴾: کلمه اوست، به کلمه «کن: ایجاد شو» بدون پدر و نطفه خلق شد.
171- ﴿وَرُوحٞ مِّنۡهُ﴾: دارای روح از امر خدا، مانند سایر ارواح مخلوق اوست.
172- ﴿لَّن یَسۡتَنکِفَ﴾: مسیح هرگز از بندگی خدا ننگ ندارد، برتری نمیجوید و تکبر نمیورزد.
174- ﴿بُرۡهَٰنٞ﴾: رسول خدا.
174- ﴿نُورٗا مُّبِینٗا﴾: قرآن کریم.
176- ﴿ٱلۡکَلَٰلَةِ﴾: متوفاییکه پدر و فرزند ندارد.
2- ﴿ذَٰلِکَ ٱلۡکِتَٰبُ﴾: قرآنکریم.
2- ﴿لَا رَیۡبَۛ فِیهِۛ﴾: بدون شک این قرآن حق و از جانب پروردگار نازل شده است.
2- ﴿هُدٗى﴾: از گمراهی و ضلالت به راه راست هدایت میکند.
2- ﴿لِّلۡمُتَّقِینَ﴾: برای آنهاییکه از گناه اجتناب و اوامر او تعالی را به جا کردند و خود را از عذاب آخرت نگاه داشتند.
5- ﴿عَلَىٰ هُدٗى﴾: با قلب مطمئن به راه راست و روشن قرار دارند.
7- ﴿خَتَمَ ٱللَّهُ﴾: خدا مهر نهاده است.
7- ﴿غِشَٰوَةٞ﴾: پوشش و پردهای است.
9- ﴿یُخَٰدِعُونَ﴾: منافقان مکارانه با فریب و نیرنگ رفتار میکنند.
10- ﴿مَّرَضٞ﴾: شک و نفاق یا تکذیب و انکار است.
14- ﴿خَلَوۡاْ إِلَىٰ شَیَٰطِینِهِمۡ﴾: اهل نفاق نزد بزرگانشان بروند یا با آنها تنها شوند.
15- ﴿یَمُدُّهُمۡ﴾: خدا آنها را زیادت میبخشد یا مهلت میدهد.
15- ﴿طُغۡیَٰنِهِم﴾: پافشاری در کفر و تجاوز از حد خویش.
15- ﴿یَعۡمَهُونَ﴾: منافقان در جهالت باقی میمانند و راه راست را نمییابند یا متحیر و سرگردان میشوند.
17- ﴿مَثَلُهُم﴾: حالت شگفتانگیز یا صفت آنها.
17- ﴿ٱسۡتَوۡقَدَ نَارٗا﴾: آتش افروخت.
18- ﴿بُکۡمٌ﴾: از بیان حق گنگ هستند.
19- ﴿کَصَیِّب﴾: مانند کسانی هستند که بارانی تند و شدید بر آنها ببارد. صیب: باران در حال باریدن از آسمان، یا ابر بارنده است.
20- ﴿یَخۡطَفُ أَبۡصَٰرَهُمۡ﴾: نور برق بینایی آنها را به سرعت ببرد.
20- ﴿قَامُواْ﴾: متحیر و سرگردان در جای خود متوقف شوند.
22- ﴿ٱلۡأَرۡضَ فِرَٰشٗا﴾: زمین را بستر و فرش جهت استقرار در آن.
22- ﴿ٱلسَّمَآءَ بِنَآءٗ﴾: آسمان را سقف برافراشته یا مانند گنبد مستحکم.
22- ﴿أَندَادٗا﴾: امثال و همتا، از بتها که پرستش میکنید.
23- ﴿ٱدۡعُواْ شُهَدَآءَکُم﴾: خدایان یا یاران و یاوران خود را حاضر کنید.
25- ﴿مُتَشَٰبِهٗا﴾: مانند هم، در رنگ و ظاهر با هم شباهت دارند نه در طعم و لذت.
29- ﴿ٱسۡتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ﴾: خدا قصد و اراده آفرینش آسمان را کرد، قصد راست و درست.
29- ﴿فَسَوَّىٰهُنَّ﴾: پس خلقت آسمانها را به اتمام رساند و آنها را استوار و مستحکم ساخت.
30- ﴿یَسۡفِکُ ٱلدِّمَآءَ﴾: از دشمنی و عداوت دست به خونریزی و ستم میزند.
30- ﴿نُسَبِّحُ بِحَمۡدِکَ﴾: تو را از همه بدیها پاک و پاکیزه میشماریم و تو را ثنا و ستایش میکنیم.
30- ﴿نُقَدِّسُ لَکَ﴾: تو را به بزرگی یاد میکنیم و یاد تو را از آنچه سزاوار عظمت و شرفت نیست پاک میدانیم.
34- ﴿ٱسۡجُدُواْ لِأٓدَمَ﴾: به آدم فروتنی کنید، یا سجده تعظیم و احترام نمایید.
35- ﴿رَغَدًا﴾: غذای فراوان یا گوارا و بیزحمت.
36- ﴿فَأَزَلَّهُمَا ٱلشَّیۡطَٰنُ﴾: شیطان آدم و همسرش را فریب داد و از آن مقام رفیع دور ساخت.
40- ﴿إِسۡرَٰٓءِیلَ﴾: لقب یعقوب.
40- ﴿فَٱرۡهَبُونِ﴾: در پیمان شکنیهاتان تنها از من بترسید.
42- ﴿لَا تَلۡبِسُواْ﴾: مخلوط ننمایید یا پنهان نکنید.
44- ﴿بِٱلۡبِرِّ﴾: به طاعت و عبادت بسیار و کارهای نیک.
45- ﴿إِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ﴾: به درستی نماز خیلی دشوار، سخت و سنگین است.
45- ﴿ٱلۡخَٰشِعِینَ﴾: انسانهای متواضع و با تمکین.
46- ﴿یَظُنُّونَ﴾: یقین میدانند.
47- ﴿ٱلۡعَٰلَمِینَ﴾: جهانیان دوران خود شما.
48- ﴿لَّا تَجۡزِی نَفۡسٌ عَن نَّفۡسٖ شَیۡٔٗا﴾: هیچ کس نمیتواند برای دیگری کاری انجام دهد.
48- ﴿عَدۡلٞ﴾: بدیل و جایگزین.
49- ﴿یَسُومُونَکُمۡ﴾: به شما میچشاندند و شما را به کارهای دشوار میگماشتند. ﴿یَسۡتَحۡیُونَ نِسَآءَکُمۡ﴾: دختران شما را بخاطر خدمت زنده میگذاشتند.
49- ﴿بَلَآءٞ﴾: آزمون و امتحانی بود با اعطای نعمتها و گرفتاری به شکنجه و عذاب.
50- ﴿فَرَقۡنَا﴾: شکافتیم.
51- ﴿ٱتَّخَذۡتُمُ ٱلۡعِجۡلَ﴾: گوساله را خدا و معبود قرار دادید.
53- ﴿ٱلۡفُرۡقَان﴾: شریعت را که ممیز حلال و حرام است.
54- ﴿بَارِئِکُمۡ﴾: خالقتان.
54- ﴿فَٱقۡتُلُوٓاْ أَنفُسَکُمۡ﴾: در میان خود شما نیکوکار باید گناهکار را بکشند.
55- ﴿جَهۡرَةٗ﴾: آشکار.
55- ﴿ٱلصَّٰعِقَةُ﴾: آتش و یا آواز شدید که از سوی آسمان آمد.
57- ﴿ٱلۡغَمَام﴾: ابر سفید نازک.
57- ﴿ٱلۡمَنَّ﴾: ماده صمغیکه مثل عسل شیرین است.
57- ﴿وَٱلسَّلۡوَىٰ﴾: مرغ مشهور به سمانی.
58- ﴿رَغَدٗا﴾: غذای فراوان یا گوارا و بیزحمت.
58- ﴿قُولُواْ حِطَّةٞ﴾: بگویید: پروردگارا، گناهان ما را ببخش.
59- ﴿رِجۡزٗا﴾: عذابی را، گفته شده طاعون است.
60- ﴿فَٱنفَجَرَت﴾: شکافت و فوران کرد.
60- ﴿مَّشۡرَبَهُمۡ﴾: جای آشامیدن خود را.
60- ﴿لَا تَعۡثَوۡاْ فِی ٱلۡأَرۡضِ﴾: در زمین دست به فساد نزنید.
60- ﴿مُفۡسِدِینَ﴾: فساد همیشگی.
61- ﴿فُومِهَا﴾: گندم و یا سیر.
61- ﴿ضُرِبَتۡ عَلَیۡهِمُ﴾: آنها را احاطه کرده یا به آنها چسبیده است.
61- ﴿ٱلذِّلَّةُ﴾: خواری، بیعزتی و پستی.
61- ﴿ٱلۡمَسۡکَنَةُ﴾: ناداری و بخل ذاتی.
61- ﴿بَآءُو بِغَضَبٖ﴾: باز هم به قهر و غضب خدا دچار شدند که مستحق آن بودند.
62- ﴿هَادُواْ﴾: یهودی شدند.
62- ﴿ٱلصَّٰبِِٔینَ﴾: پرستندگان فرشتهها یا ستاره پرستان.
63- ﴿مِیثَٰقَکُمۡ﴾: عهد و پیمان شما را به اینکه به تورات عمل میکنید.
65- ﴿خَٰسِِٔینَ﴾: رانده شدگان پست و بیارزش.
66- ﴿فَجَعَلۡنَٰهَا نَکَٰلٗا﴾: این کیفر را شکنجه و عذاب قرار دادیم.
67- ﴿هُزُوٗا﴾: مسخره و ریشخند.
68- ﴿لَّا فَارِضٞ وَلَا بِکۡرٌ﴾: نه کلان سال است و نه جوان نورس.
68- ﴿عَوَانُۢ بَیۡنَ ذَٰلِکَ﴾: میانه سال است.
69- ﴿فَاقِعٞ لَّوۡنُهَا﴾: رنگ آن گاو بسیار زرد است.
71- ﴿لَّا ذَلُولٞ﴾: رام نیست.
71- ﴿تُثِیرُ ٱلۡأَرۡضَ﴾: تا زمین را شخم زند.
71- ﴿ٱلۡحَرۡثَ﴾: کشت یا زمین آماده برای زراعت را.
71- ﴿مُسَلَّمَةٞ﴾: بیعیب است.
71- ﴿لَّا شِیَةَ فِیهَا﴾: رنگ دیگری غیر از رنگ زرد در آن وجود ندارد.
72- ﴿فَٱدَّٰرَٰٔتُمۡ فِیهَا﴾: و در باره او به دشمنی و ستیز پرداختید.
74- ﴿یَتَفَجَّرُ﴾: به وفرت جاری میشود.
74- ﴿یَشَّقَّقُ﴾: شکاف میشود به طول و یا عرض.
75- ﴿یُحَرِّفُونَهُ﴾: گروهی از یهودیان تورات را تحریف یا به باطل تأویل میکنند.
76- ﴿خَلَا بَعۡضُهُم...﴾: نزد بزرگانشان بروند یا با آنها تنها بنشینند.
76- ﴿فَتَحَ ٱللَّهُ عَلَیۡکُمۡ﴾: خدا بر شما حکم کرده است یا آن را به شما بیان داشته است.
78- ﴿أُمِّیُّونَ﴾: جاهلند، نمیتوانند تورات را بخوانند.
78- ﴿أَمَانِیَّ﴾: دروغهایکه از دانشمندان خود آموختند.
79- ﴿فَوَیۡلٞ﴾: نابودی یا حسرت، یا عذاب شدید، یا وادی است در جهنم.
81- ﴿کَسَبَ سَیِّئَةٗ﴾: کفر ورزید.
81- ﴿أَحَٰطَتۡ بِهِ﴾: گناه او را محاصره کرد و بر حسناتش چیره شد.
85- ﴿تَظَٰهَرُونَ عَلَیۡهِم﴾: در ظلم و ستم به آنها، با یکدیگر همکاری میکنید.
85- ﴿أُسَٰرَىٰ﴾ : اسیران.
85- ﴿تُفَٰدُوهُمۡ﴾: فدیه آنها را میدهید و از اسارت رهاشان میسازید.
85- ﴿خِزۡیٞ﴾: ذلت، فضیحت، عذاب و شکنجه.
87- ﴿قَفَّیۡنَا مِنۢ بَعۡدِهِۦ بِٱلرُّسُلِ﴾: پس از او پیامبرانی را پیدرپی فرستادیم که به شریعت او حکم میکردند.
87- ﴿بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِ﴾: به روح پاکیزه، جبرئیل÷
88- ﴿قُلُوبُنَا غُلۡفُ﴾: دلهای ما از آفرینش در پرده است.
89- ﴿یَسۡتَفۡتِحُون﴾: به وسیله بعثت او ج یاری و کمک میخواستند.
90- ﴿ٱشۡتَرَوۡاْ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمۡ﴾: خود را به آن فروختند.
90- ﴿بَغۡیًا﴾: از حسادت.
90- ﴿فَبَآءُو بِغَضَبٍ﴾: به غضب دیگر خدا گرفتار شدند که مستحق آن بودند.
92- ﴿ٱتَّخَذۡتُمُ ٱلۡعِجۡلَ﴾: به پرستش گوساله پرداختید.
93- ﴿ٱلۡعِجۡل﴾: محبت گوسالهایکه پرستش کردند.
96- ﴿لَوۡ یُعَمَّرُ﴾: کاش عمرش دراز میشد.
100- ﴿نَّبَذَهُ﴾: عهد را نقض کرد و بدور انداخت.
102- ﴿تَتۡلُواْ ٱلشَّیَٰطِینُ﴾: شیطانها سحر و جادو را میخواندند، یا به دروغ میگفتند.
100- ﴿نَحۡنُ فِتۡنَةٞ﴾: ما از جانب پروردگار برای امتحان شما هستیم.
100- ﴿خَلَٰقٖ﴾: بهره از خیر یا قدر و مرتبت.
100- ﴿شَرَوۡاْ بِهِ﴾: خود را به آن فروختند.
104- ﴿لَا تَقُولُواْ رَٰعِنَا﴾: شما مسلمانان «راعنا» نگویید، این کلمه در زبان یهود دشنام زشت و تحقیر است.
104- ﴿قُولُواْ ٱنظُرۡنَا﴾: بگویید: به سوی ما بنگر یا بر ما مهلت بده و به تأنی سخن بگو تا معانی آیات را درک نماییم.
106- ﴿مَا نَنسَخۡ مِنۡ ءَایَةٍ﴾: حکم هر آیه یا تعبد به تلاوت آن را که بر داریم.
106- ﴿نُنسِهَا﴾: آن را از دلها و حافظهها محو کنیم.
107- ﴿وَلِیّٖ﴾: مالک یا سرپرست و ناظر کارهای شما.
108- ﴿سَوَآءَ ٱلسَّبِیلِ﴾: راه مستقیم.
111- ﴿أَمَانِیُّهُمۡ﴾: خیالات و آرزوهای باطل آنهاست.
112- ﴿أَسۡلَمَ وَجۡهَهُۥ لِلَّهِ﴾: به خلوص نیت، خود و طاعت و عباداتش را به خدا تسلیم نماید.
114- ﴿خِزۡیٞ﴾: خفت، پستی، مرگ و اسارت.
115- ﴿فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَّهِ﴾: همان جهت قبله مورد رضای اوست که شما را به آن امر کرده.
116- ﴿سُبۡحَٰنَهُ﴾: خدا از انتخاب فرزند پاک و منزه است.
116- ﴿لَّهُۥ قَٰنِتُونَ﴾: فرمانبردار او هستند.
117- ﴿بَدِیعُ...﴾: ایجاد کننده.
117- ﴿قَضَىٰٓ أَمۡرٗا﴾: اراده ایجاد چیزی را بخواهد یا حتمی و قطعی گرداند.
117- ﴿کُن فَیَکُون﴾: ایجاد شو، او فوراً ایجاد میشود.
122- ﴿ٱلۡعَٰلَمِینَ﴾: ملتهای دوران خودتان.
123- ﴿لَّا تَجۡزِی نَفۡسٌ﴾: هیچ کس انجام نمیدهد.123- عَدْلٌ: بدل و فدیهای.
124- ﴿ٱبۡتَلَىٰٓ﴾ : آزمود.
124- ﴿بِکَلِمَٰتٖ﴾: تکالیف شرعی، اوامر و نواهی.
124- ﴿فَأَتَمَّهُنَّ﴾: و او خاص برای خدا همه را انجام داد.
125- ﴿مَثَابَةٗ لِّلنَّاسِ﴾: پناهگاه یا محل اجتماع یا موضع کسب ثواب انسان.
125- ﴿عَهِدۡنَآ﴾: سفارش کردیم یا امر کردیم یا وحی فرستادیم.
125- ﴿بَیۡتِیَ﴾: کعبه شریف به مکه.
126- ﴿أَضۡطَرُّهُۥ﴾: او را روانه میکنیم.
128- ﴿مُسۡلِمَیۡنِ لَکَ﴾: فرمانبردار، فروتن و مخلص به خودت.
128- ﴿أَرِنَا مَنَاسِکَنَا﴾: مقررات اعمال و افعال حج را به ما بیاموز.
129- ﴿یُزَکِّیهِمۡ﴾: آنها را از ناپاکی شرک و گناه پاک نماید.
130- ﴿مَن یَرۡغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبۡرَٰهِۧمَ﴾: کیست که از دین روشن ابراهیم روگردان شود.
130- ﴿سَفِهَ نَفۡسَهُ﴾: خود را به جهالت افکنده یا سبک و خوار کرده یا خود را تباه نموده است.
131- ﴿أَسۡلِمۡ﴾: فرمانبردار باش یا خالص و بیریا مرا عبادت کن.
132- ﴿ٱلدِّینَ﴾: اسلام، برگزیده ادیان را.
134- ﴿خَلَت﴾: گذشتند و رفتند.
135- ﴿حَنِیفٗا﴾: از باطل روگردان مایل به دین حق.
136- ﴿ٱلۡأَسۡبَاطِ﴾: فرزندان یا نبیرگان یعقوب ÷.
138- ﴿صِبۡغَةَ ٱللَّهِ﴾: از دین یا فطرت خدا حتماً پیروی کنید.
142- ﴿ٱلسُّفَهَآءُ﴾: افراد کم عقل، یهود و امثال ایشان در انکار از تحویل قبله.
142- ﴿مَا وَلَّىٰهُمۡ﴾: چه چیز آنها را برگردانید؟
142- ﴿عَن قِبۡلَتِهِمُ﴾: از بیت المقدس.
143- ﴿أُمَّةٗ وَسَطٗا﴾: ملت برگزیده یا ملت عادل.
143- ﴿یَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَیۡهِ﴾: هنگام تحویل قبله بهسوی کعبه، از اسلام بر میگردد.
143- ﴿لَکَبِیرَةً﴾: بر اشخاص سخت و دشوار است.
143- ﴿لِیُضِیعَ إِیمَٰنَکُمۡ﴾: خدا هرگز نمازهای شما را که به سوی بیت المقدس ادا کردهاید، باطل نمیکند.
144- ﴿شَطۡرَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ﴾: بهسوی کعبه.
147- ﴿ٱلۡمُمۡتَرِینَ﴾: شک کنندگانیکه با آگاهی از حق آن را میپوشانند.
151- ﴿یُزَکِّیکُم﴾: شما را از شرک و گناه پاک میسازد.
151- ﴿ٱلۡکِتَٰبَ وَٱلۡحِکۡمَةَ﴾: قرآن، سنت و دانش در امور دین را.
155- ﴿لَنَبۡلُوَنَّکُم﴾: شما را آزمایش میکنیم با این که از همه احوالتان آگاهیم.
157- ﴿صَلَوَٰتٞ مِّن رَّبِّهِمۡ﴾: رحمت یا مغفرت و آمرزش از سوی پروردگارشان.
158- ﴿شَعَآئِرِ ٱللَّهِ﴾: نشانههای دین خداست در حج و عمره.
158- ﴿ٱعۡتَمَرَ﴾: کعبه معظمه را به وجه مشروع زیارت کند.
158- ﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَیۡهِ﴾: هیچ گناهی بر او نیست.
158- ﴿یَطَّوَّفَ بِهِمَاۚ﴾: سعی بین آن دو را انجام دهد.
159- ﴿یَلۡعَنُهُمُ ٱللَّهُ﴾: پروردگار آنها را از رحمت خود دور میکند.
162- ﴿لَا هُمۡ یُنظَرُونَ﴾: عذاب آنها به تأخیر نمیافتد.
164- ﴿بَثَّ فِیهَا﴾: با تولید مثل در زمین پراکنده ساخت.
164- ﴿تَصۡرِیفِ ٱلرِّیَٰحِ﴾: در تغییر جهت دادن وزش و احوال بادها از سردی، گرمی، تندی و ملایمت.
165- ﴿أَندَادٗا﴾: همتا که او را پرستش میکنند.
166- ﴿تَقَطَّعَتۡ بِهِمُ ٱلۡأَسۡبَابُ﴾: پیوندهای نژادی، دوستی و تعهداتیکه در دنیا بین آنها وجود داشت از هم بپاشد.
167- ﴿کَرَّةٗ﴾: باز گشتی به دنیا.
167- ﴿حَسَرَٰت﴾: پشیمانیهای شدید.
168- ﴿خُطُوَٰتِ ٱلشَّیۡطَٰنِ﴾: راههای شیطان، آثار و اعمال او.
169- ﴿یَأۡمُرُکُم بِٱلسُّوٓءِ﴾: شیطان شما را به گناه دستور میدهد.
169-﴿ٱلۡفَحۡشَآء﴾: گناه بسیار زشت.
170- ﴿أَلۡفَیۡنَا﴾: یافتیم.
171- ﴿یَنۡعِقُ﴾: صدا میکند. ﴿بُکۡمٌ﴾: از بیان حق گنگ هستند.
173- ﴿أُهِلَّ بِهِۦ لِغَیۡرِ ٱللَّهِ﴾: حیوانیکه هنگام ذبح آن نام غیر خدا ذکر شود.
173- ﴿ٱضۡطُرَّ﴾: نیازمندی او را ناچار ساخت تا از چیزهای حرام بخورد.
173- ﴿غَیۡرَ بَاغٖ﴾: برای کسب لذت در پی حرام نباشد و حالت اضطرار را بارها اختیار نکند.
173- ﴿لَا عَادٖ﴾: از حدی که مانع مرگ است تجاوز نکند.
174- ﴿ثَمَنٗا قَلِیلًا﴾: بهای اندک.
174- ﴿لَا یُزَکِّیهِمۡ﴾: آنها را از پلیدی گناه پاک نمیکند.
176- ﴿لَفِی شِقَاقِۢ بَعِیدٖ﴾: در نزاع و اختلاف دور از حقیقت قرار دارند.
177- ﴿ٱلۡبِرّ﴾: طاعت و کارهای نیک گسترده.
177- ﴿وَٱبۡنَ ٱلسَّبِیلِ﴾: مسافریکه از خانوادهاش جدا و توان رسیدن به مال خود را نداشته باشد.
177- ﴿فِی ٱلرِّقَابِ﴾: در آزاد کردن بردگان و اسراء.
177- ﴿ٱلصَّٰبِرِینَ﴾: اشخاص شکیبا تخصیص صابرین جهت فضیلت بیشتر آنهاست.
177- ﴿ٱلۡبَأۡسَآءِ﴾: سختی، بلا، بیماری و رنج.
177- ﴿حِینَ ٱلۡبَأۡسِ﴾: وقت شدت جنگ با دشمن.
178- ﴿کُتِبَ عَلَیۡکُمُ﴾: بر شما فرض شده است.
178- ﴿عُفِیَ لَهُۥ مِنۡ أَخِیهِ﴾: ولی مقتول قصاص را رها کند.
180- ﴿تَرَکَ خَیۡرًا﴾: مال فراوان بجا گذاشت.
182- ﴿جَنَفًا﴾: عدول از حق ناآگاهانه.
182- ﴿إِثۡمٗا﴾: آگاهانه ستمی را مرتکب شده است.
184- ﴿یُطِیقُونَه﴾: توانش را دارند، این حکم به اثر آیه 185 بقره منسوخ است.
184﴿تَطَوَّعَ خَیۡرٗا﴾: به دلخواه خویش خیری افزون انجام دهد، یعنی به فدیه بیفزاید.
185- ﴿لِتُکَبِّرُواْ ٱللَّهَ﴾: تا خدا را حمد و ستایش کنید.
187- ﴿ٱلرَّفَثُ﴾: آمیزیش جنسی.
187- ﴿هُنَّ لِبَاسٞ لَّکُمۡ﴾: زنها برای شما مایه آرامش یا مانع از حرامند.
187- ﴿حُدُودُ ٱللَّهِ﴾: ممنوعات و محرمات الهی است.
191- ﴿ثَقِفۡتُمُوهُم﴾: مشرکان را یافتید.
191- ﴿ٱلۡفِتۡنَةُ﴾: شرک به خدا در حالیکه در حرم قرار دارند.
191- ﴿عِندَ ٱلۡمَسۡجِدِ ٱلۡحَرَامِ﴾: در همه جای حرم.
194- ﴿ٱلۡحُرُمَٰتُ﴾: آنچه حفظ حرمتش واجب است.
195- ﴿ٱلتَّهۡلُکَة﴾: ترک جهاد و عدم مصرف مال در آن راه مایه هلاکت و تباهی است.
196- ﴿أُحۡصِرۡتُمۡ﴾: بعد از احرام مانعی شما را از اتمام حج جلو گیری کرد.
196- ﴿فَمَا ٱسۡتَیۡسَرَ﴾: آنچه به آسانی آماده شود.
196- ﴿مِنَ ٱلۡهَدۡیِ﴾: چارپاییکه برای قربانی به کعبه برند.
196- ﴿لَا تَحۡلِقُواْ رُءُوسَکُمۡ﴾: با تراشیدن سر از احرام خارج نشوید.
196- ﴿یَبۡلُغَ ٱلۡهَدۡیُ مَحِلَّهُ﴾: قربانی به جای وجوب ذبحش، حرم برسد یا هر جا که از رفتن به کعبه منع شوید، حرم یا بیرون حرم.
196- ﴿فَفِدۡیَةٞ﴾: هرکه سر خود را بتراشد باید فدیه بدهد.
196- ﴿نُسُکٖ﴾: قربانی و اینجا گوسفند مراد است.
196- ﴿مِنَ ٱلۡهَدۡیِ﴾: مراد قربانی حج تمتع است.
197- ﴿فَرَضَ﴾: با گرفتن احرام بر خود فرض کرد.
197- ﴿فَلَا رَفَثَ﴾: آمیزش جنسی یا گفتار زشت جایز نیست.
197- ﴿لَا جِدَالَ فِی ٱلۡحَجِّ﴾: خصومت، ستیز و جدال در حج جایز نیست.
198- ﴿جُنَاحٌ﴾: گناهی.
198- ﴿فَضۡلٗا﴾: منافع تجارتی و کسب در موسم حج.
198- ﴿أَفَضۡتُم﴾: دسته جمعی کوچ کردید و رفتید.
198- ﴿ٱلۡمَشۡعَرِ ٱلۡحَرَامِ﴾: همه جای مزدلفه یا کوه قزح.
200﴿مَّنَٰسِکَکُمۡ﴾: اعمال حج را.
200- ﴿خَلَٰق﴾: سهمی از خیر یا قدر و عزت.
200- ﴿فِی ٱلدُّنۡیَا حَسَنَةٗ﴾: نعمت، عافیت و توفیق در دنیا.
200- ﴿فِی ٱلۡأٓخِرَةِ حَسَنَةٗ﴾: رحمت، احسان و نجات در آخرت.
204- ﴿أَلَدُّ ٱلۡخِصَامِ﴾: سرسختترین دشمنان، در راه باطل مجادله میکند.
205- ﴿ٱلۡحَرۡثَ﴾: کشت را.
206- ﴿أَخَذَتۡهُ ٱلۡعِزَّةُ بِٱلۡإِثۡمِ﴾: تکبر و نخوت او را به گناه میکشاند.
206- ﴿فَحَسۡبُهُۥ جَهَنَّمُ﴾: دوزخ برای او جزای کافی است.
206- ﴿لَبِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾: جهنم جایگاه بدی است.
207- ﴿یَشۡرِی نَفۡسَهُ﴾: با بذل جان در طاعت و عبادت خود را به خدا فروختهاند.
208- ﴿فِی ٱلسِّلۡمِ کَآفَّةٗ﴾: در اسلام و همه احکام آن.
208- ﴿خُطُوَٰتِ ٱلشَّیۡطَٰنِ﴾: راهها، آثار و کارهای شیطان.
209- ﴿زَلَلۡتُم﴾: منحرف شدید و حقیقت را گم کردید.
210- ﴿ظُلَلٖ مِّنَ ٱلۡغَمَامِ﴾: سایه بانهایی از ابرهای سفید نازک.
212- ﴿بِغَیۡرِ حِسَابٖ﴾: آنچه او تعالی میبخشد پایان ناپذیر و سخاوتمندانه است.
213- ﴿بَغۡیَۢا﴾: از حسادت، حرص به دنیا و انحراف از حق.
214- ﴿مَّثَلُ ٱلَّذِینَ خَلَوۡاْ﴾: حالت مؤمنانیکه درگذشتهاند.
214- ﴿ٱلۡبَأۡسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ﴾: سختی، بلا، تنگدستی، بیماری و رنج.
214- ﴿زُلۡزِلُواْ﴾: از بسیاریی بلاها شدیداً مضطرب شدند.
216- ﴿کُرۡهٞ لَّکُمۡ﴾: در حالیکه بر شما دشوار است.
217- ﴿کَبِیرٞ﴾: گناهی بزرگ است.
217- ﴿ٱلۡفِتۡنَةُ﴾: تشویق مردم به کفر و شرک به خدا.
217- ﴿حَبِطَتۡ﴾: باطل و بر باد میرود.
219- ﴿ٱلۡمَیۡسِرِ﴾: قمار.
219- ﴿ٱلۡعَفۡوَ﴾: آنچه افزون بر نیاز شماست.
220- ﴿لَأَعۡنَتَکُمۡ﴾: همانا کارهای دشوار را به شما میسپرد.
222- ﴿أَذٗى﴾: آلوده و زیانآور است.
223- ﴿حَرۡثٞ لَّکُمۡ﴾: محل کشت نسل شما هستند.
223- ﴿أَنَّىٰ شِئۡتُمۡ﴾: به هر روش که خواستید، در محل تناسل.
224- ﴿عُرۡضَةٗ لِّأَیۡمَٰنِکُمۡ﴾: مانع از خیر، قسم بخورید که کار نیک انجام نمیدهید.
225- ﴿بِٱللَّغۡوِ فِیٓ أَیۡمَٰنِکُمۡ﴾: قسم لغو آن است که شخص بر چیزی قسم بخورد به باور اینکه آن چیز راست است، در حالیکه حقیقت خلاف آن باشد یا بدون اینکه قصد سوگند داشته باشد، کلمات سوگند بر زبانش بیاید.
226- ﴿یُؤۡلُونَ مِن نِّسَآئِهِمۡ﴾: قسم میخورند که با همسران خود مقاربت نمیکنند.
226﴿تَرَبُّصُ﴾...: انتظار بکشند...
226- ﴿فَآءُو﴾: در مدتیکه قسم خوردهاند، رجوع کنند.
228- ﴿ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٖ﴾: سه حیض، گفته شده سه پاکی است.
228- ﴿بُعُولَتُهُنَّ﴾: شوهرهاشان.
228- ﴿دَرَجَة﴾: منزلت و برتری به سبب اینکه مرد عهدهدار اداره خانواده و نفقه است.
229- ﴿ٱلطَّلَٰقُ مَرَّتَانِ﴾: طلاق رجعی دو بار است.
229- ﴿تَسۡرِیحُۢ بِإِحۡسَٰن﴾: جدایی با ادای حقوق و بدون زیان و ضرر.
229- ﴿تِلۡکَ حُدُودُ ٱللَّهِ﴾: اینها احکام و فرایض الهی هستند.
231- ﴿فَبَلَغۡنَ أَجَلَهُنَّ﴾: به آخرین روزهای عده خود رسیدند.
231- ﴿لَا تُمۡسِکُوهُنَّ ضِرَارٗا﴾: به قصد آزار، به آنها رجوع نکنید.
231- ﴿لَا تَتَّخِذُوٓاْ ءَایَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوٗا﴾: احکام خدا را مسخره نکنید با سهل انگاری و مخالفت.
231- ﴿ٱلۡکِتَٰبِ وَٱلۡحِکۡمَةِ﴾: قرآن و سنت.
232- ﴿فَلَا تَعۡضُلُوهُنَّ﴾: مانع آنها نشوید.
232- ﴿أَزۡکَىٰ لَکُمۡ﴾: برای شما بهتر و مفیدتر است.
233- ﴿وُسۡعَهَا﴾: به اندازه توانایی خود.
233- ﴿عَلَى ٱلۡوَارِثِ﴾: بر وارث کودک یتیم.
233- ﴿أَرَادَا فِصَالًا﴾: پدر و مادر بخواهند کودک را پیش از دو سالگی از شیر بگیرند.
235- ﴿عَرَّضۡتُم﴾: به اشاره و کنایه وانمود کنید.
235- ﴿أَکۡنَنتُمۡ﴾: نهان داشتید.
235- ﴿ولَّا تُوَاعِدُوهُنَّ﴾: ولی با آنها در خفا و تنهایی با صراحت پیشنهاد ازدواج نکنید.
235- ﴿یَبۡلُغَ ٱلۡکِتَٰبُ أَجَلَهُ﴾: عده آنها به پایان برسد.
236- ﴿فَرِیضَة﴾: مهر.
236﴿مَتِّعُوهُنّ﴾: چیزیکه به آنها سودمند است برایشان بدهید.
236- ﴿ٱلۡمُوسِعِ﴾: توانگر.
236- ﴿قَدَرُهُ﴾: به اندازه توان خود.
236- ﴿ٱلۡمُقۡتِرِ﴾: تنگدست.
238- ﴿وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلۡوُسۡطَىٰ﴾ : و خصوصاً نماز عصر را، این نماز را بخاطر فضیلت بیشتر آن نماز میانه گویند.
238- ﴿قَٰنِتِینَ﴾: فروتن و فرمانبردار.
239- ﴿فَرِجَالًا﴾: پس در حال پیاده روی نماز بخوانید.
241- ﴿لِلۡمُطَلَّقَٰتِ مَتَٰعُۢ﴾: لازم است برای زنان طلاق شده متعه یا در روزهای عده نفقه بدهید.
245- ﴿قَرۡضًا حَسَنٗا﴾: مال خود را از طیب خاطر برای رضای خدا مصرف کند.
245- ﴿یَقۡبِضُ وَیَبۡصُۜطُ﴾: گروهی را تنگدست و گروهی را بینیاز میگرداند.
246- ﴿ٱلۡمَلَإِ﴾: بزرگان قوم.
246- ﴿عَسَیۡتُمۡ﴾: شاید شما.
247- ﴿أَنَّىٰ یَکُونُ﴾: چگونه میشود؟
247- ﴿زَادَهُۥ بَسۡطَةٗ﴾: خدا به او توانایی بیشتر، قامت بلند و برتری بخشیده است.
248- ﴿یَأۡتِیَکُمُ ٱلتَّابُوتُ﴾: صندوق تورات نزد شما خواهد آمد.
248- ﴿فِیهِ سَکِینَةٞ﴾: درآن اطمینان و آرامش دلهای شماست.
249- ﴿فَصَلَ طَالُوتُ﴾: طالوت با سپاه خود از بیت المقدس بیرون رفت.
249- ﴿مُبۡتَلِیکُم﴾: خدا شما را امتحان میکند در حالیکه از همه چیز شما آگاه ا ست.
249- ﴿ٱغۡتَرَفَ...﴾: با کف خود آب بر دارد، به دهان از نهر آب نخورد.
249- ﴿طَاقَةَ لَنَا﴾: ما قدرت و توان نداریم.
250- ﴿فِئَة﴾: جماعهای از مردم.
250- ﴿بَرَزُواْ﴾: به میدان آمدند.
251- ﴿ٱلۡحِکۡمَةَ﴾: نبوت را.
253- ﴿بِرُوحِ ٱلۡقُدُسِ﴾: به وسیله جبریل.
254- ﴿لَا خُلَّةٞ﴾: نه دوستی است و نه یاوری.
255- ﴿ٱلۡحَیُّ﴾: زنده جاوید و فنا ناپذیر.
255- ﴿ٱلۡقَیُّومُ﴾: همیشه مدبر و حافظ امور آفرینش.
255- ﴿سِنَةٞ﴾: خواب سبک و کوتاه.
255- ﴿لَا یَُٔودُهُۥ﴾: بر او دشوار نیست.
256- ﴿تَّبَیَّنَ ٱلرُّشۡدُ﴾: هدایت و ایمان مشخص شده است.
256- ﴿مِنَ ٱلۡغَیِّۚ﴾: از گمراهی و کفر.
256- ﴿بِٱلطَّٰغُوتِ﴾: غیر از خدا هر چه مورد پرستش قرار گیرد طاغوت است از بت، شیطان و مانند اینها.
256- ﴿بِٱلۡعُرۡوَةِ ٱلۡوُثۡقَىٰ﴾ : به عقیده ثابت و استوار.
256- ﴿لَا ٱنفِصَامَ لَهَا﴾: هرگز گسسته نمیشود و از بین نمیرود.
258- ﴿ٱلَّذِی حَآجَّ إِبۡرَٰهِۧمَ﴾: ستم پیشه سرکش نمرود بن کنعان با ابراهیم ÷ به جدال و گفتگو برخاست.
258- ﴿فَبُهِتَ﴾: مغلوب و متحیر گردید، دلایل او تمام شد.
259- ﴿خَاوِیَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا﴾: دیوارهای آن بر سقفهای فروریختهاش افتاده بود.
259- ﴿أَنَّىٰ یُحۡی﴾: چگونه یا کی زنده میکند.
259- ﴿لَمۡ یَتَسَنَّهۡ﴾: با گذشت سالها هیچ تغییر نیافته است.
259- ﴿نُنشِزُهَا﴾: استخوانها را از زمین بلند و اجزای پراکنده آنها را با هم وصل میکنیم.
260- ﴿فَصُرۡهُنَّ إِلَیۡکَ﴾: آنها را پیش خود ریزه ریزه و مخلوط کن.
262- ﴿مَنّٗا﴾: شمردن احسان و نیکوییها و بار منت نهادن.
262- ﴿لَآ أَذٗى﴾: به انفاق مال نمینازند و فخر نمیفروشند.
264- ﴿رِئَآءَ ٱلنَّاسِ﴾: برای اینکه مردم ببینند و بشنوند نه به راه خدا.
264- ﴿صَفۡوَان﴾: سنگ بزرگ صاف.
264- ﴿وَابِلٞ﴾: باران تند با قطرههای بزرگ.
264- ﴿صَلۡدٗا﴾: صاف و بیخاک.
265- ﴿تَثۡبِیتٗا﴾: با کمال اطمینان و یقین به ثواب انفاق.
265- ﴿جَنَّةِۢ بِرَبۡوَةٍ﴾: باغی پر درخت است که به جای بلندی قرار گرفته باشد.
265- ﴿أُکُلَهَا﴾: میوههایش را.
265- ﴿فَطَلّٞ﴾: باران نرم و ریز.
266- ﴿إِعۡصَار﴾: تند بادی، گرد باد.
266- ﴿فِیهِ نَارٞ﴾: باد سوزان یا صاعقه.
267- ﴿لَا تَیَمَّمُواْ ٱلۡخَبِیثَ﴾: قصد انفاق مال تباه و بد را نکنید.
267- ﴿تُغۡمِضُواْ فِیهِ﴾: از بیمیلی و سهلانگاری آن را میگیرید.
273- ﴿أُحۡصِرُواْ﴾ آنها را جهاد از اشتغال به امور دیگر باز داشته است.
273- ﴿ضَرۡبٗا﴾: به تجارت و کسب و کار بپردازند.
174- ﴿ٱلتَّعَفُّفِ﴾: دوری از سؤال.
275- ﴿بِسِیمَٰهُمۡ﴾: از سمایشان که نشانگر فقر و نیازمندی است.
276- ﴿إِلۡحَافٗا﴾: سؤال به زاری و التماس.
275- ﴿یَتَخَبَّطُهُ ٱلشَّیۡطَٰنُ﴾: شیطان او را دچار صرع کند و بر زمین بزند.
275- ﴿ٱلۡمَسِّ﴾: جنون و زوال عقل.
276- ﴿یَمۡحَقُ ٱللَّهُ ٱلرِّبَوٰاْ﴾: خدا مالی را که به او ربا یکجا شود نابود میکند.
276- ﴿یُرۡبِی ٱلصَّدَقَٰتِ﴾: مالی را که از آن صدقه داده شده میافزاید.
279- ﴿فَأۡذَنُواْ بِحَرۡبٖ﴾: باور داشته باشیدکه به جنگ برخاستهاید.
280- ﴿ذُو عُسۡرَةٖ﴾: تنگدست و فقیر.
280- ﴿فَنَظِرَة﴾: پس مهلت و تأخیر بر شما واجب است.
282- ﴿وَلۡیُمۡلِلِ...﴾: و باید املاء و دیکته کند. . .
282- ﴿لَا یَبۡخَسۡ مِنۡهُ﴾: از حقیکه بر ذمه اوست کم نکند.
282- ﴿لَا یَسۡتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ﴾: خود نتواند دیکته کند.
282- ﴿لَا یَأۡبَ﴾: امتناع نورزد.
282- ﴿لَا تَسَۡٔمُوٓاْ﴾: دلتنگ و ملول نشوید.
282- ﴿أَقۡسَط﴾: عادلانهتر.
282- ﴿أَقۡوَمُ لِلشَّهَٰدَةِ﴾: درستتر و مساعدتر به ادای شهادت.
282- ﴿أَدۡنَىٰٓ﴾: نزدیکتر.
282- ﴿فُسُوقُۢ﴾: خروج از فرمان خدا و ارتکاب اعمال زشت.
285- ﴿غُفۡرَانَک﴾: از دربارت آمرزش میخواهیم.
286- ﴿وُسۡعَهَا﴾: توانش.
286- ﴿إِصۡرٗا﴾: بار سنگین، مراد تکالیف شاقه است.
286- ﴿لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ﴾: توان انجام آن را نداریم.
2- ﴿ٱلۡحَیُّ﴾: زنده جاوید و فنا ناپذیر.
2- ﴿ٱلۡقَیُّومُ﴾: همواره به تدبیر آفرینش و حفظ آن میپردازد.
4- ﴿أَنزَلَ ٱلۡفُرۡقَانَ﴾: قرآن را نازل کرد که به وسیله آن حق از باطل جدا شود.
4- ﴿ٱللَّهُ عَزِیزٞ﴾: خدا غالب و قوی است که نتوان بر او چیره شد.
7- ﴿ءَایَٰتٞ مُّحۡکَمَٰتٌ﴾: آیات قرآن واضح و روشن است که هیچ اشتباه و حدس و گمان در آن نیست.
7- ﴿أُمُّ ٱلۡکِتَٰبِ﴾: اصل و اساس کتاب که آیات دیگر با مراجعه به آنها واضح میشود.
7- ﴿مُتَشَٰبِهَٰت﴾: معنای آنها پوشیده است، علم آنها خاصه خداست یا واضح و روشن نمیشود مگر به نظر دقیق.
7_ ﴿زَیۡغٞ﴾: اعراض و انحراف از حق است.
7- ﴿تَأۡوِیلَهُۥ﴾: تفسیر او را موافق خواهش خود.
8- ﴿لَا تُزِغۡ قُلُوبَنَا﴾: دلهای ما را از حق و راه نیک منحرف نگردان.
11- ﴿کَدَأۡب...﴾: همچون عادت و حالت...
12- ﴿بِئۡسَ ٱلۡمِهَادُ﴾: دوزخ جایگاه بد است.
13- ﴿لَعِبۡرَةٗ﴾: پند و اندرز است.
14- ﴿حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ﴾: تمایل به هوسهای غریزی.
14- ﴿ٱلۡمُقَنطَرَة﴾: مال فراوان.
14- ﴿ٱلۡمُسَوَّمَةِ﴾: نشانیدار یا بزرگ و زیبا.
14- ﴿ٱلۡأَنۡعَٰمِ﴾: شتر، گاو، بز و گوسفند.
14- ﴿وَٱلۡحَرۡثِ﴾: کشتزار.
14- ﴿حُسۡنُ ٱلۡمََٔاب﴾: مرجع نیکو، بازگشت به جنت.
17- ﴿ٱلۡقَٰنِتِینَ﴾: فرمانبرداران در برابر او تعالی.
17- ﴿بِٱلۡأَسۡحَارِ﴾: در آخرهای شب تا سپیدهدم.
18- ﴿قَآئِمَۢا بِٱلۡقِسۡطِ﴾: مجریی عدالت در همه موارد.
19- ﴿ٱلدِّینَ﴾: فرمانبرداری و طاعت مورد رضایت خدا، یا شریعت مورد قبول او.
19- ﴿ٱلۡإِسۡلَٰمُ﴾: اقرار و تصدیق به وحدانیت خدا و عمل به شریعت اوست.
19- ﴿بَغۡیَۢا﴾: از حسادت و طلب ریاست.
20_ ﴿أَسۡلَمۡتُ وَجۡهِیَ لِلَّهِ﴾: خود را به خلوص نیت به خدا تسلیم کردم یا عبادتم خاص برای اوست.
20- ﴿وَٱلۡأُمِّیِّۧنَ﴾: مشرکین عرب.
22- ﴿حَبِطَتۡ أَعۡمَٰلُهُمۡ﴾: اعمال آنها بطلان پذیرفت و بیثمر ماند.
24- ﴿غَرَّهُمۡ﴾: آنها را فریفت و به طمع خام انداخت.
24- ﴿یَفۡتَرُونَ﴾: افتراء میکردند.
27- ﴿تُولِجُ﴾: داخل میکنی.
27- ﴿بِغَیۡرِ حِسَابٖ﴾: بخشش پروردگار پایان ناپذیر یا وسیع و گسترده است.
28- ﴿أَوۡلِیَآءَ﴾: همراز، دوستدار، یار و یاور.
28- ﴿تَتَّقُواْ مِنۡهُمۡ تُقَىٰةٗ﴾: از آنها حذر داشتید، خود را از شرشان حفظ کنید به زبان تظاهر به دوستی نمایید.
28- ﴿یُحَذِّرُکُمُ ٱللَّهُ نَفۡسَهُ﴾: خدا شما را از غضب و عذاب خود میترساند.
30_ ﴿مُّحۡضَرٗا﴾: آن را در نامه اعمال خود مشاهده میکند.
33- ﴿ءَالَ عِمۡرَٰنَ﴾: عیسی و مادرش مریم دختر عمران.
35- ﴿مُحَرَّرٗا﴾: آزاد و فارغ برای عبادت تو و خدمت بیت المقدس.
36- ﴿أُعِیذُهَا بِکَ﴾: او را به پناه و حفظ تو میسپارم.
37- ﴿کَفَّلَهَا زَکَرِیَّا﴾: خدا ذکریا را سرپرست و عهدهدار مصالح مریم قرار داد.
37- ﴿ٱلۡمِحۡرَابِ﴾: اتاق عبادت او در بیت المقدس.
37- ﴿أَنَّىٰ لَکِ هَٰذَا﴾: چگونه یا از کجا این غذا به دست تو رسید.
37- ﴿بِغَیۡرِ حِسَابٍ﴾: عطا و بخشش پروردگار پایان ناپذیر یا وسیع و گسترده است.
39- ﴿بِکَلِمَةٖ﴾: به عیسیکه بدون پدر و به گفتن «کن: ایجاد شو» آفریده شده است.
39- ﴿حَصُورٗا﴾: با اینکه توان آمیزش با زنها دارد اما از زهد و پاکدامنی از مقاربت با آنها اجتناب میکند.
40- ﴿أَنَّىٰ یَکُونُ﴾: چگونه یا از کجا میشود؟
41- ﴿ءَایَة﴾: نشانه باردار شدن همسرم تا شکرگزارت باشم.
41- ﴿أَلَّا تُکَلِّمَ ٱلنَّاسَ﴾: که نتوانی با مرد سخن بگویی بدون اینکه به تو آفتی رسیده باشد.
41- ﴿إِلَّا رَمۡزٗا﴾: مگر به اشاره.
41- ﴿سَبِّحۡ بِٱلۡعَشِیِّ﴾: از زوال تا غروب تسبیح بگو.
41- ﴿ٱلۡإِبۡکَٰرِ﴾: از طلوع صبح تا چاشت.
43- ﴿ٱقۡنُتِی﴾: همواره به خلوص نیت طاعت و عبادت کن.
44- ﴿یُلۡقُونَ أَقۡلَٰمَهُمۡ﴾: بابت قرعه کشی تیرهای خود را انداختند.
45- ﴿بِکَلِمَةٖ مِّنۡهُ﴾: به کلمه از خدا به گفتن لفظ «کن».
45- ﴿وَجِیهٗا﴾: دارای جاه، قدرت و شرف.
46- ﴿فِی ٱلۡمَهۡدِ﴾: درگهواره و شیرخوارگی پیش از زمان سخن گفتن.
46- ﴿کَهۡلٗا﴾: زمان کمال قوتش، پس از فرود آمدن از آسمان.
47- ﴿قَضَىٰٓ أَمۡرٗا﴾: چیزی را بخواهد یا آفرینش او را حتمی گرداند.
48- ﴿ٱلۡکِتَٰب﴾: نوشتن با دست را به زیباترین شکل.
48- ﴿ٱلۡحِکۡمَةَ﴾: دانش یا گفتار و کردار نیک.
49- ﴿أَخۡلُقُ لَکُم﴾: بخاطر رد انکار شما، شکل و اندازهاش را میسازم.
49- ﴿أُبۡرِئُ ٱلۡأَکۡمَهَ﴾: کور مادر زاد را بهبود میبخشم.
49- ﴿َمَا تَدَّخِرُونَ﴾: آنچه برای استفاده در آینده زخیره میکنید.
52- ﴿أَحَسّ﴾: به یقین دانست.
52- ﴿ٱلۡحَوَارِیُّونَ﴾: دوستان نزدیک، یاران عیسی ÷.
54- ﴿مَکَرَ ٱللَّهُۖ﴾: خدا با تدبیر درست دسیسه ایشان را بیاثر ساخت.
55- ﴿مُتَوَفِّیک﴾: تو را با روح و جسمت بگیرم.
59- ﴿مَثَلَ عِیسَىٰ﴾: حالت و صفت شگفت انگیز او.
60- ﴿ٱلۡمُمۡتَرِینَ﴾: شک و تردید کنندگان در حقانیت عیسی.
61- ﴿تَعَالَوۡا﴾: با عزم قاطع و اندیشه درست بیایید.
61- ﴿نَبۡتَهِل﴾: هر کدام از ما دروغگو باشد بر او لعنت میکنیم.
64- ﴿کَلِمَةٖ سَوَآءِۢ﴾: سخنیکه بین ما و شما یکسان است یا همه ادیان در آن اتفاق دارند.
67- ﴿کَانَ حَنِیفٗا﴾: از باطل روگردان و به دین حق بود.
67- ﴿مُّسۡلِمٗا﴾ یکتاپرست یا فرمانبردار خدای متعال بود.
68- ﴿وَلِیُّ ٱلۡمُؤۡمِنِینَ﴾: خدا مسلمانان را کمک میکند و به اعمال نیک آنها پاداش میدهد.
71- ﴿لِمَ تَلۡبِسُونَ...﴾: چرا حق و باطل را مخلوط میکنید یا پنهان میدارید.
75- ﴿عَلَیۡهِ قَآئِمٗا﴾: با فشار از او مطالبه نمایی.
75- ﴿فِی ٱلۡأُمِّیِّۧنَ﴾ از اموال عرب هر چه به دست ما بیاید.
75- ﴿سَبِیلٞ﴾: ملامتی یا گناهی.
77_ ﴿لَا خَلَٰقَ لَهُمۡ﴾: هیچ خیری نصیب آنها نمیشود یا قدر و منزلتی ندارند.
77- ﴿لَا یَنظُرُ إِلَیۡهِمۡ﴾: به آنها نیکی نمیکند و آنها را نمیبخشد.
77- ﴿لَا یُزَکِّیهِمۡ﴾: آنها را از گناه پاک نمیسازد یا به نیکی یاد نمیکند.
78- ﴿یَلۡوُۥنَ أَلۡسِنَتَهُم﴾: حقایق تورات را میپوشانند و آنچه را تحریف کردهاند به زبان میآورند.
79- ﴿ٱلۡحُکۡمَ﴾: حکمت یا فهم و دانش.
79- ﴿کُونُواْ رَبَّٰنِیِّۧنَ﴾: در مور دین دانشمند، فقیه و معلم باشید.
79- ﴿تَدۡرُسُونَ﴾: کتاب خدا را میخواندید.
81- ﴿إِصۡرِی﴾: عهد مرا.
83- ﴿لَهُۥٓ أَسۡلَمَ﴾: به او گردن نهاده و فروتنی کرده است.
84_ ﴿ٱلۡأَسۡبَاطِ﴾: فرزندان و نبیرگان یعقوب ÷.
85- ﴿ٱلۡإِسۡلَٰمِ﴾: یکتا پرستی یا شریعت پیامبر ما ج.
88- ﴿لَا هُمۡ یُنظَرُونَ﴾: عذاب آنها یک لحظه هم به تأخیر نمیافتد.
92- ﴿ٱلۡبِرَّ﴾: احسان و خیر کامل را.
93- ﴿إِسۡرَٰٓءِیلَ﴾: یعقوب بن اسحاق ÷.
95- ﴿حَنِیفٗا﴾: مایل به دین حق.
96- ﴿بِبَکَّةَ﴾: در مکه قرار دارد.
99- ﴿تَبۡغُونَهَا عِوَجٗا﴾: میخواهید این راه مستقیم کج شود.
101- ﴿مَن یَعۡتَصِم بِٱللَّهِ﴾: کسیکه به خدا پناه ببرد یا به دین او چنگ بزند.
102- ﴿حَقَّ تُقَاتِهِ﴾: پرهیزگاری شایسته و لازم.
103- ﴿وَٱعۡتَصِمُواْ بِحَبۡلِ ٱللَّهِ﴾: به عهد خدا یا کتاب او یا دین او چنگ بزنید.
103- ﴿شَفَا حُفۡرَةٖ﴾: کناره پرتگاه.
111- ﴿أَذٗى﴾: ضرر اندک با دروغ یا تهدید.
11- ﴿یُوَلُّوکُمُ ٱلۡأَدۡبَارَ﴾: از شما شکست میخورند و خوار میشوند.
112- ﴿ضُرِبَتۡ عَلَیۡهِمُ﴾: آنها را در احاطه گرفته است یا به آنها چسبیده است.
112- ﴿ٱلذِّلَّةُ﴾: خواری و بیعزتی.
112- ﴿ثُقِفُوٓاْ﴾: یافت شوند.
112- ﴿بِحَبۡلٖ مِّنَ ٱللَّهِ﴾: به عهد او تعالی، مراد اسلام است.
112- ﴿حَبۡلٖ مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾: عهد و پیمان مسلمانان.
112- ﴿بَآءُو بِغَضَبٖ﴾: باز هم به قهر خدا که سزاوار آن بودند دچار شدند.
112- ﴿ٱلۡمَسۡکَنَةُ﴾: بخل و بینوایی در سرشت آنهاست.
113- ﴿لَیۡسُواْ سَوَآءٗ﴾: اهل کتاب همه یکسان نیستند.
113- ﴿أُمَّةٞ قَآئِمَةٞ﴾: گروهی از آنها مستقیم و پابند حقند.
116- ﴿لَن تُغۡنِیَ عَنۡهُمۡ﴾: هرگز از آنها دور نمیکند.
117- ﴿فِیهَا صِرٌّ﴾: در آن باد سرمای شدید یا گرمای سوزنده است.
117- ﴿حَرۡثَ قَوۡمٖ﴾: به کشت آنها.
118- ﴿طَانَة﴾: دوستانیکه راز نهانی شما را دریابند.
118- ﴿لَا یَأۡلُونَکُمۡ خَبَالٗا﴾: در تباه کردن دین شما کوتاهی نمیکنند.
118- ﴿وَدُّواْ مَا عَنِتُّمۡ﴾: دوست دارند که شما به رنج و مشقت شدید گرفتار باشید.
119- ﴿خَلَوۡا﴾: رفتند، یا با یکدیگر تنها شدند.
119- ﴿مِنَ ٱلۡغَیۡظ﴾: از خشم و غضب شدید.
121- ﴿غَدَوۡت﴾: صبحگاه از مدینه بیرون آمدی.
121- ﴿تُبَوِّئُ﴾: آماده میکردی.
121- ﴿مَقَٰعِدَ لِلۡقِتَالِۗ﴾: میدان جنگ را در روز احد.
122- ﴿أَن تَفۡشَلَا﴾: که ناتوانی و بزدلی کنند.
123- ﴿أَذِلَّةٞ﴾: ضعیف بودید، افراد کم و ساز و برگ نظامی اندک داشتید.
124- ﴿أَن یُمِدَّکُمۡ﴾: شما را تقویت کند و کمک رساند، روز بدر.
125- ﴿یَأۡتُوکُم﴾: مشرکان بر شما هجوم بیاورند.
125- ﴿فَوۡرِهِمۡ هَٰذَا﴾: شتابان در همین لحظه.
125- ﴿مُسَوِّمِینَ﴾: خود یا اسبهایشان را با علایم خاص نشانی کردهاند.
127- ﴿لِیَقۡطَعَ طَرَفٗا﴾: تا خدا گروهی را منهدم کند.
127- ﴿ یَکۡبِتَهُمۡ﴾: آنها را منهزم، رسوا و اندهگین سازد.
130- ﴿مُّضَٰعَفَةٗ﴾: چند برابر، کم و بیش ربا حرام است.
134- ﴿ٱلسَّرَّآءِ وَٱلضَّرَّآءِ﴾: توانگری و تنگدستی.
134- ﴿وَٱلۡکَٰظِمِینَ ٱلۡغَیۡظَ﴾: آنها بر خشم خود تسلط دارند.
135﴿فَعَلُواْ فَٰحِشَةً﴾: گناه بزرگی در منتهای قباحت و زشتی انجام بدهند.
137- ﴿خَلَت﴾: گذشته و سپری شده است.
137- ﴿سُنَنٞ﴾: حوادثی در مورد ملتهایکه پیامبران را تکذیب کردند.
139- ﴿لَا تَهِنُواْ﴾: در جنگ با دشمنان ناتوانی نکنید.
140- ﴿قَرۡحٞ﴾ جراحتی در احد.
140﴿قَرۡحٞ مِّثۡلُهُۥۚ﴾: جراحتی مانند آن در بدر.
140- ﴿نُدَاوِلُهَا﴾: این روزها را به حالتهای مختلف بر میگردانیم.
141- ﴿لِیُمَحِّصَ﴾: تا از گناه پاک گردند.
141﴿یَمۡحَق﴾: نابود و ریشهکن سازد.
145- ﴿کِتَٰبٗا مُّؤَجَّلٗا﴾: وقت مرگ هر کس معین و نوشته است.
146﴿وَکَأَیِّن مِّن نَّبِیّٖ﴾: بسیاری از پیامبران.
146- ﴿رِبِّیُّونَ﴾: علما فقها یا گروههای بسیار.
146- ﴿فَمَا وَهَنُواْ﴾: عاجز و ناتوان نشدند یا بزدل نگردیدند.
146- ﴿مَا ٱسۡتَکَانُواْ﴾: از دشمنان خود خواری و ذلت نکشیدند.
150- ﴿ٱللَّهُ مَوۡلَىٰکُمۡ﴾: تنها خدا یار و یاور شماست.
151- ﴿ٱلرُّعۡبَ﴾: ترس را.
151- ﴿سُلۡطَٰنٗا﴾: دلیل روشن.
151- ﴿مَثۡوَى ٱلظَّٰلِمِین﴾: جای اقامت ستمگران.
152- ﴿حُسُّونَهُم﴾: آنها را به سرعت میکشتید.
152- ﴿فَشِلۡتُم﴾: از دشمن ترسیدید و بزدل شدید.
152- ﴿لِیَبۡتَلِیَکُمۡۖ﴾: تا صبر و ثبات شما را امتحان کند.
153﴿تُصۡعِدُون﴾: در وادی احد فرار میکردید.
153﴿وَلَا تَلۡوُۥنَ﴾: به هیچ کس توجه نمیکردید.
153- ﴿فَأَثَٰبَکُمۡ﴾: پس خدا جزای نافرمانی شما را داد.
153- ﴿غَمَّۢا بِغَمّٖ﴾: غم در پی غم.
154- ﴿أَمَنَةٗ﴾: امنیت، بدون ترس و بیم.
154- ﴿نُّعَاسٗا﴾: آرامش یا خواب سبک.
154- ﴿یَغۡشَىٰ﴾ : مانند پوشش و پرده میپوشاند.
154- ﴿لَبَرَزَ﴾: حتماً بیرون میآمدند.
154- ﴿مَضَاجِعِهِمۡ﴾: قتلگاههای خویش که خدا معین کرده است.
154- ﴿لِیَبۡتَلِیَ﴾: تا خدا امتحان کند.
154- ﴿لِیُمَحِّصَ﴾: تا پاک و خالص گرداند یا آشکار سازد.
155- ﴿ٱسۡتَزَلَّهُمُ ٱلشَّیۡطَٰنُ﴾: شیطان با وسوسههای خود آنها را به لغزش انداخت.
156- ﴿ضَرَبُواْ﴾ برای تجارت یا کار دیگر به مسافرت رفتند و مردند.
156- ﴿غُزّٗى﴾: به صف مجاهدین پیوستند و شهید شدند.
159- ﴿فَبِمَا رَحۡمَةٖ﴾: به سبب مهربانی بسیاریکه.
159﴿لِنتَ لَهُمۡ﴾: با آنها به اخلاق نیکو رفتار نمودی و درشتی نکردی.
159- ﴿فَظًّا﴾ تند و خشین در گفتار و کردار.
159- ﴿لَٱنفَضُّواْ﴾: مردم بیزار و پراکنده میشدند.
160- ﴿فَلَا غَالِبَ لَکُمۡ﴾: کس نتواند شما را شکست دهد و بر شما چیره شود.
161- ﴿یَغُلَّ﴾: به غنیمت خیانت کند.
162- ﴿بَآءَ بِسَخَطٖ﴾: غرق امواج خشم خدا بازگشت.
164- ﴿یُزَکِّیهِمۡ﴾: آنها را از آلودگیهای جاهلیت پاک میکند.
165- ﴿أَنَّىٰ هَٰذَا﴾: این شکست و خواری از کجا به ما روی آورد.
168- ﴿فَٱدۡرَءُواْ﴾: پس دور کنید.
172- ﴿أَصَابَهُمُ ٱلۡقَرۡحُ﴾: روز احد زخمی شده بودند.
178- ﴿أَنَّمَا نُمۡلِی لَهُمۡ﴾: به کافران که مهلت میدهیم.
179- ﴿یَجۡتَبِی﴾: انتخاب میکند.
180- ﴿سَیُطَوَّقُونَ﴾: به زودی طوق گردنشان خواهد شد.
183- ﴿عَهِدَ إِلَیۡنَآ﴾: خدا در تورات به ما دستور داده و سفارش کرده است.
183- ﴿بِقُرۡبَان﴾: قربانی، عمل نیکی که به وسیله آن به دربار خدا تقرب جویند.
184- ﴿ٱلزُّبُرِ﴾: کتابهای پند آمیز.
185- ﴿ عَنِ ٱلنَّارِ زُحۡزِحَ ﴾: از دوزخ دور داشته شود.
185- ﴿ٱلۡغُرُور﴾: فریبنده یا ناچیز و ناپایدار.
186- ﴿لَتُبۡلَوُنّ﴾: بدون شک با گرفتاری به محنتها مورد امتحان و آزمایش قرار میگیرید.
187- ﴿فَنَبَذُوهُ﴾: پس آن عهد را بیاعتنا به دور انداختند.
188- ﴿بِمَفَازَة﴾: نجات و رهایی.
191- ﴿بَٰطِلٗا﴾: بیهوده و عاری از حمکت.
191- ﴿فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ﴾: پس ما را از عذاب دوزخ حفظ نما.
192- ﴿أَخۡزَیۡتَه﴾: رسوا، حقیر و تباهش ساختهای.
193- ﴿مُنَادِیٗا﴾: پیامبراکرم یا قرآن کریم.
193- ﴿ذُنُوبَنَا﴾: گناهان کبیره ما را.
193- ﴿کَفِّرۡ عَنَّا سَیَِّٔاتِنَا﴾: گناهان صغیره ما را محو کن.
196- ﴿لَا یَغُرَّنَّکَ﴾: تو را فریب ندهد.
196- ﴿تَقَلُّبُ﴾: جنب و جوش و کسب و کار.
197- ﴿مَتَٰعٞ قَلِیلٞ﴾: روزیی ناپایدار و نعمت نابود شدنی.
197- ﴿بِئۡسَ ٱلۡمِهَاد﴾: جهنم جایگاه بد است.
198_ ﴿نُزُلٗا﴾: ضیافتی، مهمانداری و پاداشی است.
200- ﴿صَابِرُوا﴾: با صبر و ثبات بر دشمنان پیروز شوید.
200- ﴿رَابِطُواْ﴾: آماده جهاد شوید و از مرزهای سرزمین اسلامی مواظبت نمایید.
قرآن کریم این کتاب بزرگ آسمانی و قانون کامل و تام از آغاز نزول تا این دوران انسان را از زنجیر اسارت و بردگی رها ساخت، از گمراهیها نجاتش داد و به سوی دانش و روشنایی هدایتش کرد، خوشبختی و سعادت دارین او را فراهم نمود، بدون شک مکتب انسان ساز قرآن برای بشریت عدالت خواهی، امانت داری، شجاعت، ایثارگری و دلسوزی آموخت و برایش فهماند که جهان و هستی بدون هدف و بدون حساب و کتاب نیست، بلکه همه اعمال انسان از خوب و بد محاسبه و باز پرس خواهند شد.
پیش از نزول این راز خلقت جامعه بشری گرفتار ظلم، بیداد، جهل و تارکی بود، زورمندان بد اندیش و استبدادگران کور دل با آشامیدن خون انسان روزگار بشر را تیره و تار میساختند. در جاهلیت آن دوران خانوادهها روز به دنیا آمدن دختران خود را روز سیاه و ماتم میدانستند اشک حسرت میریختند و آنها را زنده به گور مینمودند، قرآن این چشمۀ جوشان زندگی دستور داد: فرزندان خود را زنده بگور نکنید. پیامآور گنجینۀ علم و معرفت و مشعل دار راه نجات اعلام داشت روز ولادت هر نوزادی شادی نمایند و گوسفند سرببرند و به شخصیکه دو دختر و یا دو خواهر خود را بخوبی تربیت و بزرگ نماید وعدۀ بهشت برین داد.
قرآن معجزۀ پیامبر اسلام و دلیل زنده و روشن حقانیت راه او انسان را به تفکر در آفرینش آسمانها، خورشید، ماه، ستارگان، زمین، کوهها دریاها، نباتات، حیوانات و انسان دعوت میکند و نظام شگفت آوری را که در هر یک از انواع موجودات حکم فرماست گوشزد مینماید، تا با مطالعه و اندیشیدن در باره این موجودات برای بشر حقانیت وجود الهی آشکار شود و در عین حال از عالم هستی به نیکویی بهره بگیرند و آنها را مورد استفاده و در خدمت انسان قرار بدهند.
علمای بزرگ اسلام در همه عصرها و قرنها برای درک مفاهیم عالی و رسیدن به عمق معانی قرآن به تفسیر و تشریح آن پرداختند تا مسلمانان مقصد و مراد آن را بخوبی دریابند و از این نعمت با ارزش الهی بهرهور شوند و به اوج سعادت و آرامش دست یابند و با درک این انـدیشۀ کامل که هستی انسان را ارزش و تکامل میدهد به سوی هدف نهائی بالا بروند. به تأسی از این هدف نیک شیخ حسنین محمد مخلوف از دانشمندان بزرگ جهان اسلام که سال 1307 هـ به قاهره به دنیا آمد و بعد از فراغت از دانشگاۀ ازهر آنجا به تدریس پرداخت و سال 1410 هـ از جهان رفت. هنگام تدریس متوجه گردید که علاقهمندان قرآن از معانی بعض آیات آن بسیار سوال میکنند پس «تفسیر و بیان کلمات قرآن» را نگاشت که مورد استقبال قرار گرفت و بارها به شیوههای گوناگون چاپ و نشر شد، این دانشمند «صفوة البیان لمعانی القرآن» و چند کتب دیگر را نیز نوشته است. برای استفاده بیشتر از این کتاب آن را به شکل شیوا و رسا به زبان فارسی ترجمه کردم تا کسانیکه به زبان عربی آشنایی ندارند از آن بهرۀ کامل و تمام بگیرند.
والسلام
عبد الکریم «ارشد»
1- ﴿ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ﴾: ثنا و ستایش خاصه خداست.
1- ﴿رَبِّ ٱلۡعَٰلَمِینَ﴾: مربی و تربیت کننده موجودات، مالک و چارهساز امور ایشان.
4- ﴿یَوۡمِ ٱلدِّینِ﴾: روز جزاء.
6- ﴿ٱهۡدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلۡمُسۡتَقِیمَ٦﴾: ما را موفق گردان تا به راه روشن و آشکار اسلام که هیچ کجی و نادرستی در آن نیست ثابت قدم و استوار باشیم.
7- ﴿ٱلۡمَغۡضُوبِ عَلَیۡهِمۡ﴾: یهود.
7- ﴿ٱلضَّآلِّینَ﴾: نصاری، همچنان امثال ایشان در ضلالت و گمراهی.